یک اقدام جالب که یک گروه جهادی در تهران انجام داده بود، زدن این آگهیهای خدمات جهادی در مناطق اطراف انفجارها بود.
چون خیلی خانهها تا چند روز بعد از انفجار هم صاحب خانه از اینکه خانهاش تخریب شده اطلاع ندارد، یک دفعه میآید میبیند ای وای که خانه خراب شده.
بچههای جهادی هم بعد از چند روز خدمات دهی در هر منطقه برای این چنین مواردی این تدارک را دیده بودند.
(تلفن را خودم مخدوش کردم، اگر خواستید بگویید منتقل میکنم)
دیروز ما دوتا ماشین شدیم با بیل و جارو رفتیم پیش یکی از نقاطی که یک هفته پیش اصابت داشته.
با وجود اینکه این آگهیها هم آنجا بود ولی رفتن ما دلگرمی خوبی برای صاحب خانهها و مردم آنجا بود.
حضور فیزیکی با آگهی فرق دارد، زنگ خانهها را یکی یکی میزدیم و میگفتیم بچههای جهادی هستیم، آمدهایم اگر کمکی میخواهید در خدمتیم.
یک خانه بود تیرآهن و کرکره روی پشت بامش بود جابجا کردیم، یک خانه بود تیرآهن روی پشت بامش باید فرز میخورد چند تکه بشود تا جایجایش کنیم.
یک خانه شیشههایش را کمکش جمع کردیم، کنی پیاده روها را تمیز کردیم و برگشتیم.
کارهای این چنینی که نیازی هم به هماهنگی خاصی ندارد در تهران و شهرهای آسیب دیده زیاد است.
@sharhe_hal
با اینکه یک هفته از اصابت موشک در آن نزدیکی گذشته بود و تیمهای جهادی آمده و رفته بودند و شهرداری هم خدمات رسانیهایش را انجام داده بود اما هنوز پیاده روها، پر از شیشههای مختلف بود، یک کاری که رفقا کردند یک دور هرچه شیشه در پیاده روها و مسیر ماشینها و ... مانده بود جمع کردند.
برای سازماندهی رسمی برای خدمات جهادی از این جنس باید با شهرداری تهران هماهنگ شد.
کار اصلی ما هم فعلا خدمات مثل آشپزخانه و فضاسازی شهری و... بود، اما دیدیم صبح وقت اضافه داریم بیکار ننشستیم و رفتیم برای این برنامه.
در مسیر جاهایی که میخواستیم برویم چون جیپیاس و نرم افزارها کار نمیکند، باید آدرس میپرسیدیم، تیپها و لباسها هم همه بسیجی، تعمدا همهاش میرفتم سراغ تیپهای غیر مذهبی مثلا آقایونی که خانمشون روسری نداشت و...
حتی یک مورد هم نبود که رو ترش کنند یا به خوبی جواب ندهند.
اهالی آن محل را هم هرکه میدیدیم میگفتیم: ما نیروهای جهادی هستیم آمدهایم اگر خدمتی کمکی بخواهید انجام دهیم، خیلی خوششان میآمد.
فقط یک مورد بود، خانمه خیلی ناراحت بود یا شاید مشکل دیگری داشت، قبلش آمده بود از محل انفجار عکس میگرفت، گفتم اینجوره، قرمز شد، گفت: شما خراب نکنید، نمیخواهد درست کنید.😄
با تبسم گفتم: خب ماکه خراب نمیکنیم، ترامپ خراب میکنه، گفت: ها همین شماها خراب میکنید. بعد قیافهاش را درهم کرد جوری که ادای ما را در بیاره؛ گفت: هی میگید میایستیم، میایستیم، حیدر حیدر.
انصافا خندهدار ادای ما را با خشم درمیآورد.😄
گفتم: حالا به هرحال ما درخدمتیم.😉
@sharhe_hal
✍ تهران همراه...
روزهای اول جنگ که تهران بودیم، شبها که میرفتیم راهپیمایی حتی یک مغازه دار هم برایمان دست تکان نمیداد، هیچ کدام اظهار محبتی نداشت، اما این روزها فضای تهران کامل عوض شده بود.
همان مغازهدارهای بیتفاوت سابق، دیشب اکثرشان موقع گشت ماشینی میآمدند بیرون تماشا و خیلیهاشان دست تکان میدادند، خیلی فضا صمیمی شده بود.
در کوچهها که کاروان ماشینی میرفت، برخلاف شبهای اول، حالا زیاد میشد مردم جلو خانهها دست تکان میدادند، از خیلی خانهها شعارهای همدلانه میدادند، برخلاف شبهای اول که فقط چند بار شعار شنیدیم آن هم، جاوید شاه و این طور شعارهای مخالف!
هم ما عوض شده بودیم هم آنها، شبهای اول از شعارهای اصلی ما وقتی کنار مغازهها رد میشدیم، مرگ بر مزدور آمریکایی و مرگ بر اغتشاشگر و میکشیم و خلاصه شعارها مقداری رادیکال بود، آهنگهایمان هم همه مداحیهای حماسی، اما دیشب بیشتر آهنگها مربوط به ایران بود و بعضا شاد! جوری که میگفتم: ملت میگن، نامردا خب ما هم همینو میخواستیم، برای ما حرامه برای شما حلال شد؟!😉😊
وانتی که باندها روش بود، جلو مغازهها که رد میشد، تشکر میکرد که در این شرایط چراغ خدمت به مردم و روال عادی زندگی را روشن نگه داشتهاند، به آنها در جنگ سهم میداد و بعد از آنها تشکر میکرد.
برخلاف شبهای اول که برخی شاید توهم میکردند شعارها نوعی تهدید امثال آنها هم هست که فقط نگاه میکنند؛ مرگ بر سازشگر و در این نبرد سکوت معنا ندارد، سکوت یعنی خیانت و...
در این تقریبا دو هفته فضای جنگ هم نشان داد واقعا ما قدرت زدن هواپیماها و پایگاههای دشمن و بسته نگه داشتن تنگه و تداوم حملات را داریم و در کنار این نمایش اقتدار و قدرت، حجم حملات به تهران هم به شدت پایین آمده و این پیام اقتدار و قدرت خیلی محاسبات را عوض کرده بود.
اساسا مردم خاکستری دوست دارند طرف برنده و مقتدر بایستند، داستان سنت خداوند در سوره نصر است که وقتی نصر و فتح آمد، فوج فوج مردم به دین خدا میآیند، برخلاف روزهای اول که خیلیها فکر میکردند ترامپ و اسرائیل چهها که نمیکنند!
@sharhe_hal
دیشب ساعت ۳ شب رسیدم اکبرآباد کوار، برخی رفقای اکبرآبادی که تهران فعال بودند را برگرداندم خانههایشان.
اکبرآباد که وارد میشوی از اول تا آخرش کلی موکب زدهاند، دیشب جوانها در موکبها مسلح و آماده دور آتش نشسته بودند، هر شب هم مردم شام خورده و نخورده، میروند کوار برای تجمع و کاروان ماشینی، برخی ممکن است بگویند: اینها دقیقا میخواهند کدام دشمن را بترسانند؟! مگر اینجا جنگ است که اینها این همه دست و پا میزنند و وضعیت جنگی گرفتهاند؟! اصلا شهرهای کوچک چه اهمیتی دارد؟!
اما اصل داستان بیش از ترساندن اغتشاشگر و دشمن ؛ اعلام حضور و بیعت با خدای خودشان است، این نمایش حضور بیش از دشمن، برای خداوند است، برای اعلام اینکه ما عوض نشدهایم و قدر نعمت را میدانیم، پای نظاممان و رهبرمان و کشورمان هستیم.
و این سنت خداوند است که «أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَىٰ قَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ۙ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (انفال:۵۳)
خداوند بر آن نیست كه نعمتی را كه به قومی عطا كرده تغییر دهد تا زمانی كه آنان آنچه را در خود دارند [به كفر، شرك، عصیان و گناه] تغییر دهند؛ و یقیناً خدا شنوا و داناست.
@sharhe_hal