eitaa logo
شاولد/ مهارت نویسندگی
941 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
289 ویدیو
14 فایل
📚هر تفکر، یک کتاب . نشر شاولد کنار توست؛ 🧠 فکر کن، ✍️ مهارت بیاموز، 📖 بنویس و کتابت را منتشر کن! 👇🏻پاسخگویی سریع👇🏻 @Shavaladpubadmin . نوشتن یعنی رشد، کتاب یعنی ماندگاری.🌱 سایت رسمی انتشارات شاولد : shavaladpub.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱 🌷 نویسنده: سهیلا سپهری – بیست و سوم اسفند1404 انتشار از کانال رسمی «انتشارات شاولد» ============================= موقعیتی که در آن گرفتار شده بودم، خیلی مرا نمی‌ترساند. می‌دانستم اشتباهی پیش آمده. از آن گذشته مطمئن بودم به زودی خبر دستگیری من به پدرم خواهد رسید و او اجازه نخواهد داد حتی یک شب در بازداشت به سر ببرم. بعد از برخوردهای آزاردهنده خانواده وحید، وضعیت او هم در درجه دوم اهمیت قرار گرفته بود اما یک اسم، در مرکز پرگار ذهنم نشسته بود و همه فکرم حول محور آن می‌چرخید. سرنوشت دختری به نام لاله از خودم هم مهم‌تر شده بود. لاله‌ای که مرده بود. آن هم نه به مرگ طبیعی. لاله‌ای که به قتل رسیده بود و در باغچه خانه من، میان لاله‌های سپیدم دفن شده بود. لاله‌ای که من به اتهام قتلش اینجا بودم. در حالی‌که در طول زندگی‌ام حتی یک بار هم او را ندیده بودم. این آخری را چندان قبول نداشتم. دلم گواهی می‌داد که لاله برایم غریبه نیست اما عقلم نهیب می‌زد و زبانم را از هر گونه اقرار به آشنایی برحذر می‌داشت. وقتی شیرینی چای در جانم نشست، جرأت به خرج دادم و سؤالی را که ساعتها بود خوره روحم شده بود، پرسیدم: _ لاله کیه جناب سروان؟ سروان به صندلی تکیه داد. با دقت براندازم کرد و گفت: _ وقتی چاقو رو تو قلبش فرو می‌کردی، ازش نپرسیدی کیه؟ دستم ناخودآگاه پیش رفت و روی قلبم مشت شد. به شنیده‌هایم شک داشتم. با همان دست مشت شده به خودم اشاره کردم و پرسیدم: _ با من هستید جناب سروان؟ سروان چنان روی میز کوبید که از جا پریدم. با لحنی عصبی به اتاق اشاره کرد و تشر آمد: _ مگه به جز من و شما کس دیگه‌ای هم اینجا هست؟ دوباره زمستان بر دلم حاکم شد و بدنم به رعشه افتاد. اشک در چشمم می‌جوشید اما قبل از باریدن یخ می‌بست. با زبانی که به شدت سنگین شده بود، نالیدم: _ من ... من ... کسی رو نکشتم ... من ... من ... اصلا اون دختر رو نمی‌شناسم ... نمی‌دونم چطوری سر از باغچه من درآورده ... دیروز ... دیروز که داشتیم لاله‌ها رو تو باغچه می‌کاشتیم، کسی اونجا نبود ... به خدا راست میگم ... می‌تونید از مش‌قربون بپرسید. اون کل باغچه رو شخم زده بود ... سروان پوزخندی زد. کشوی میز را باز کرد و چند نایلون وکیوم شده بیرون کشید و انداخت روی میز. نگاه خیسم پی نایلونها رفت. به نظر خالی نمی‌آمدند. سروان با آرامشی اعصاب‌خرد کن گفت: _ بس کن خانم! این حرف‌ها فایده نداره. همه چیز اثبات شده است. طاقتم طاق شد و فریاد زدم: _ چی اثبات شده؟ نکنه ... یادتون رفته من خودم زنگ زدم به شما؟ من چشمم رو روی بهترین شب زندگیم بستم ... شوهرم رو دودستی تقدیم شما کردم تا یه وقت ... یه وقت خون اون دختر پایمال نشه. اون وقت شما ... خیلی راحت و از روی هوا به من تهمت قتل می‌زنید؟ سروان یکی از نایلونها را برداشت و مقابل صورتم تکان داد و گفت: _ نمونه دی‌ان‌ای قاتل که زیر ناخنهای مقتول پیدا شده، با دی‌ان‌ای شما مطابقت داره خانم. ============================= 📌برای ادامه‌ی رمان، عضو کانال‌های رسمی انتشارات باش: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
فایل صوتی دکتر علیرضا مرتضوی متخصص روانشناسی کودک و نوجوان *موضوع: راه های تعادل روان در شرایط اضطرابی* کانال باشگاه نویسندگان: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
AudioLab6326779087989579521_403913096619843.mp3
زمان: حجم: 4.1M
* در زمان حملات هوایی چه کنیم؟* گفتگو با معصومه حاتمی روانشناس و مرور راهکارهایی برای دور کردن فضای التهاب از خانه و نقش مادران در این زمینه. کانال باشگاه نویسندگان: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
434287535625412354_403926926932075.mp3
زمان: حجم: 2.9M
فایل صوتی دکتر علیرضا مرتضوی متخصص روانشناسی کودک و نوجوان موضوع:خوانش و تحلیل بخشی از کتاب سیلی واقعیت نوشته راس هریس مناسب حال و هوای امروز اولیا و دانش آموزان کانال باشگاه نویسندگان: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
⚠️توجه! توجه!⚠️ 🥰 مهلت ارسال آثار در دومین دوره جایزه ادبی «شاولد» تا تاریخ 👈🏻 20 فروردین 1405 👉🏻 تمدید شد! ✨📚 فراخوان برگزاری دومین دوره جایزه ادبی «شاوَلَد» ✍️ در چهار بخش: ① "فانتزی" یعنی جهان‌سازی و خیال‌پردازی ② "طنز" یعنی روایتِ هوشمندانه با چاشنی شوخی ③ "درام" یعنی داستان‌های احساسی و پرکشمکش ④ "واقع‌گرایانه" یعنی بازتاب زندگی و تجربه‌های واقعی در قالب روایت. 📆 مهلت ارسال آثار: 20 فروردین 1405 📤 ارسال اثر: https://shavaladpub.ir/prize 🏆 جوایز: 🥰👇🏻 🥇 نفر اول: ۴ میلیون تومان وجه نقد + ۴ میلیون تومان هدیه تخفیف چاپ کتاب + لوح “اثر برگزیده” 🥈 نفر دوم: ۳ میلیون تومان وجه نقد + ۳ میلیون تومان هدیه تخفیف چاپ کتاب + لوح “اثر برگزیده” 🥉 نفر سوم: ۲ میلیون تومان وجه نقد + ۲ میلیون تومان هدیه تخفیف چاپ کتاب + لوح “اثر برگزیده” 🎁 هدایای ارزنده برای ۱۸ اثر اول 📖 همراه با چاپ آثار منتخب در “کتاب برگزیده جایزه ادبی”. ============================================ 📌لینک کانال رسمی انتشارات در پیام‌رسان‌ها: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تفکر مایه آرامش: «هیهات من الذلة» شکر خدا را که ملت امام حسینیم. شکر خدای را ! که زیر سایه علم اهل بیت هستیم. زیر این بیرق نفس می‌کشیم و زیر این پرچم رشد می یابیم. آری این همه سعادت به یکجا نصیبمان شده. مدیونتیم حسین آقای عشق! با همه‌ی بدیمان ما را در آغوش لطف ومهرت گرفته‌ای. از بچگی صدایت زدیم در حریم سایه سار لطف مهرت رشدکردیم. آقا مظلومیتت را بارها صدا زدیم تو و آن گاهواره خونی تو و تو آن داغ شبه پیغمبرت. تو داغ برادر دیدی ودم بر نیاوردی.تو داغ اصغر ،اکبر ،قاسم و عون وجعفر دیده‌ای. بر تو چه گذشت مولای غریبم. بمیرم برای آن دل تنگ شما... مظلومیتت تا چه حد سنگین و طاقت فرساست. چه‌طور بر دل کوفیان سنگدل هیچ اثری نگذاشت. مگر تو سبط رسول نبودی؟! ای حق مُسلّم! چه بی شرمانه بر تو هجوم آوردند تنها و بی کس بعد از آن جسارتها با سنگ و چوب و نیزه وسنان، سر شما را از قفا جدا کردند. فلسفه سجده زیارت عاشورا این بود مولایم که شما بر سجده و شکر بر خالقت به معبود پیوستی. بر تن مبارکت سم اسب کوبیدند. از چه رو روزگار خراب نشدی؟؟؟! هیهات من الذلة تو سالهاست دنیا را زنده نگه داشته است. هیهات برما که بر علیه ظلم نایستیم. مولا شما درس آزادگی و ایستادگی در برابر ظلم را به ما یاد دادی. با جان ، مال و اصحاب شریفت برا حی دین اسلام و اصلاح دین جدّت قدم گذاشتی در این وادی پر خطر. فارغ از خویش گشتی و به حق پیوستی. اگر قیامت نبود خبری از اسلام نبود. قیام کن مولایم با مهدی موعود... منتقم‌ات خواهد آمد. انتقام بگیرد بر سنگدلان دنیا از روز ازل تا به حال. به ما می گویند :« کو آقایی که هردم صدایش می زنید. آقا بیا ما بی کسیم غریبیم تو را می خواهیم جهان در اضطرار و در تب و تاب ظهور شما در خروش است بیا مولایم !!! شرم بر ما باد که شما را فراموش کنیم یا صاحب عصر و زمان بیا وبر ما بتاب مولایم روشنمان کن آقا محو در تاریکی هستیم جهان تو را می خواهد بیا............... اللهم عجل لولیک الفرج😭😭😭 ✍«ساره» =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
زمان: حجم: 1M
هیهات من الذله👆👆🌺🌺 قلم ثریا کریمی خوانش مهربانو سودابه شبانی =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
🔰اجتماع بزرگ اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه استان فارس 👌جهت بیعت با امام امت و اعلام انزجار از جنگ افروزی و جنایات آمریکا و اسرائیل ⏳تاریخ: شنبه،۲۳ اسفند ماه ۱۴۰۴ 📌ساعت: ۱۶ ⚜مکان : شیراز، مقابل تالار حافظ ـ ـ ـ ــــــــ⊰☫⊱ــــــــ ـ ـ ـ‌ 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
به نام خدا “دروغ “‌ ‌دروغ رسانه ها، علنی شده است و این همه رگبار با طعم عربیکا باور کردنی نیست ما دریازادگان مصممی هستیم که تکلیفمان روشن است ترسی از گلوله نیست و آینده ای که پس از جنگ با حزبی آشفته حال می آید بسیار شبیه به ما خواهد بود. قدرت در جهانی که غرق خاکستر و جاسیگاری و نردبان است ستاره ی زمینِ بازی نیست؛ در قلبِ آدمی ست در قلب شاعرانی که هیولای زشت زور و زر و تزویر را به زنجیر می کشند برای تسلیم در برابر سنگ ها. ‌ ما واقعیت‌ پنهان یک رویای بلندیم شاهکاری آغشته به آینه در سیاره ای مکلّف به مهرورزی بی آنکه سیاستی به حرام هماهنگی ما را با اضلاع روشن طبیعت در میانه ی طوفان به هم بریزد. زمین در جغرافیای باغ هایی که قواره ی پرتقال های خونی ما شده اند تاب خواهد آورد زخم های زمستان را برای گشودن فصلی از اراده های نجیب ‌و تصمیم با گل های مادربزرگ در ایوان خانه است تفاوتی نیست میان ماهیانی که رودخانه را به سمت زادگاهشان ترک می کنند با اطلسی های پدربزرگ این را همه ی مسافران هفت روز هفت قبیله هم می دانند. ما اسطوره ی درختانیم و بذر نانوشته های جهان در مشت های ما تقویم تازه تری از شاهنامه ی بلند عشق را تقریر خواهد کرد در مژدگانی ناگهان صلح. ‌اندوه نشسته بر نگاه پرندگان را که نمی شود درون سبدهایی انباشته از سبزی و گل و گلوله و نفت به جلسات بحران برد میان جلسات محرمانه ی منتسب به بحران نامه ها همه چیز در محاصره ی لیوان های گستاخی ست که پیوسته پر و خالی می شوند از گُمان های ناگزیر . ‌ چه چیز مهم تری از لبخند است که در سطل زباله ی مدرسه دفن می شود تا تماشایِ کلمات در اوجِ انتظارِ جهان برای هرج‌ و مرج، به تکلیفی از درد منتهی شود؟ نشانه‌یِ پایانی پیروزی درون تمثیلی از ثبات نهفته می ماند و چندی می شود در سقوط پیاپی هواپیماهایی که ملافه های سرخ را بین ابرها، جابجا می کنند پیراهن شکوفه های گیلاس را به کوچه های شب می سپاریم تا قلب های اندوهگین ما با طلوع ماه در پهنه ی خلیج بدل به ستارگانی شوند برای فاش کردن حقیقت و شکفتن بهاری قدرتی که در قلب های ماست تا پرندگان سردسیر به خانه باز گردند و کریحه ی جنگ با همه ی فرزندان سربی اش پشت ویرانه های اجدادی پنهان بماند. کلاغ های نورس محله ی ما نیز باوری به دروغ های چند قسمتی در رسانه های تمسخر و‌ تحقیر ندارند پس باور نمی کنیم گلوله جانی داشته باشد و بمب ها نفسی تازه تر از نسیم صبح. دروغ علنی رسانه هایی که حاصل آمیزش جنگ با قدرت بوده اند هماره شاخدار بوده است. شعر؛ اسفند۱۴۰۴ =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
عمریست در حسرت ،دیدار تو دست به دعام هر روز و شب آخرکجاست، جایگاه من! درجمعی از عشاق تو خورشید تواضع می‌کند باران،صبوری می‌کند تا نبارد بر عبای خاکی ات تا ببوسد،دست رزمنده تو رفتی و غریبی بی سر و پا شده ام نبود مجال یک وداع، بر لبان تشنه ات یقینا، می آییم و خواهی دید همه ما را بر فراز ان قدس رها، ان آرزوی دیر تو گویند همه آزادگان! نام تو را ،ای جان فدا. نام شعر :جان فدا،🌷 شاعر: =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub