eitaa logo
شاولد/ مهارت نویسندگی
941 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
289 ویدیو
14 فایل
📚هر تفکر، یک کتاب . نشر شاولد کنار توست؛ 🧠 فکر کن، ✍️ مهارت بیاموز، 📖 بنویس و کتابت را منتشر کن! 👇🏻پاسخگویی سریع👇🏻 @Shavaladpubadmin . نوشتن یعنی رشد، کتاب یعنی ماندگاری.🌱 سایت رسمی انتشارات شاولد : shavaladpub.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷🌱 عید 1405 🌀 سال 1405 داره شروع میشه… تو این شرایط خاص، وقتی هنوز سایه‌ی جنگ با آمریکا و اسرائیل سنگینی میکنه، نوروز چه معنایی پیدا می‌کنه برامون؟ تو فکر سفر رفتنید؟ خرید عید کردید یا ترجیح دادید امسال ساده‌تر بگذره؟ برنامتون برای شروع سال جدید چیه؟ امید هنوز تو دلتون جا داره؟ ✍️ نویسنده‌ها بیان نظرشونو بنویسن و اثرشونو برای ادمین بفرستن تا توی گروه منتشر کنیم. ببینیم هرکی چه حسی نسبت به نوروز امسال داره… ✍ ما روزانه چالش های متنوعی را در کانال منتشر خواهیم کرد و منتظر آثار ارزشمند شما هستیم! 📚 👈🏻 موضوع امروز شنبه 23 اسفند ماه 1404 با عنوان متن و دلنوشته خود را برای ادمین ارسال کنید👇🏻: 📞 09200757039 💬 @Shavaladpubadmin ما به صورت مجموعه آثار با معرفی نویسنده در کانال منتشر خواهیم کرد! 🌺 به امید روزهای روشن =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub🥰🥰
🌱سلام در حال و هوای عید نوروز و قبل از آن هستیم. امسال همراه است با رمضان و جنگ. نمی شود نشست و دید چه می شود. باید کارهای عادی این روزها را انجام دهیم. خانه تکانی اما نه به کاملی سال های پیش. خرید سیب و پرتقال میوه ی شب عید دولت. عیدی کوچک ترها را کنار بگذاریم. شرکت در حرکت های شبانه روزی مردمی پرچمی و دعا برای جنگ و پیروزی. کتاب خواندن، کلی کتاب نخوانده داریم. رفتن به مسافرت! نترسید راه دور نمی رویم. می رویم باغ خودمان در حومه ی شهر. باید دیگر درخت ها را برای سال جدید آماده کنیم. عید مبارکی البته حالا باید پیشاپیشش را هم بگوییم. نویسنده: =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
خانه‌‌ی دل نزدیک عید است ،نه از بوی عیدی خبری ست نه تنگ بلور وماهی قرمز. بازار بشور و بساب به راه است، اما نه مثل اسفندهای هرساله کمر شکن و کلافه کننده ! خانه تکانی امسال دلی‌ست. خانه ای که معنی‌اش را دوانده تا مرزهای وطن، تا آبهای پر خروش خلیج فارس . سراغ هر دلی که می روی حسابی تکانده شده ، برق افتاده مثل آینه ،نور می تابد از آسمان به زمین ، بوی آسمان و باران و طهارت پیچیده در جمع! از قلبها ،بوی سبزه های بهشت می تراود. در لابلای جنگ و دودهای غلیظ و نعره های منحوسش، دلها دم به دم عاری از گرد وغبار و ناپاکی می شود ، می‌درخشد مثل آفتاب بدون هیچ زنگاری ! این معجزه ی جنگ و خون است ،رسیدن به آنچه باید بود ،رسیدن به اصل فطرت وپاکی. انگار قلبهای معصوم ،همین حالا متولد شده ، پاک و بصیر ! انگار خون شهیدان دویده به قلبها و نبض‌شان یکی شده . این قلبهای مصمم، عِرق وطن را به جان خریده و مفت از چنگ نمی‌دهد . نه برای نفت و گاز و کوه و دشتی که همه نعمت اند و عزیز . نه! قلاب قلب جای دیگر گیر است . برای این ملت دست خدا آغوش گشوده به تأسی از یدالله مع الجماعتشان . طعم شبهای عملیات و ایثار و جنم رزمندگان را به تازگی چشیده اند، حلاوتش بدجور به دهانشان مزه داده ، در این زمهریر زمستان وطن را با چنگ ودندان حافظند. آخر می دانی هم وطن «چقدر این نقطه‌ی اشتراک شیرین است ،مثل ذکرهای نماز می ماند هم‌وطن‌جان! » می دانی ،حب وطن را از ایمانمان به وام گرفتیم و شد آنچه باید . سینه سپر کنید هم‌وطنان ،ایران دم عیدی جلا گرفته بیشتر از اسفندهای قبل ، میان همه‌ی گردو خاک هایی که ددان به پا کردند ، نام ایران است که در آسمان تیره‌ی جهان ستاره خواهد شد . ✍نویسنده: =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
هر روز با خبرهای جدید بمباران ذهنم بمباران می شود بعد از خبر بمباران مدرسه میناب و کشته شدن دختران و معلمان بی گناه حس و حال اینکه به عید فکر کنم از سرم می پرد و می پرد پرنده ی ذهنم به آن دور دورها وقتی که در کودکی نیز سایه ی جنگ روی وطنم ایران سنگینی می کرد و مادر بدون توجه به جنگ و اخبار جنگ در فکر عید بود و مدام می شست و تمیز می کرد و برای خرید لباس بچه ها دغدغه داشت ، مادر شبیه وطن بود و وطن شبیه مادر و یک لحظه از غصه ی بچه هایش نمی توانست رها شود ، چه عشقی داشت به زندگی و چه حالی داشت برای خوب کردن حال بچه ها و مدام می گفت جنگ به کارش ادامه می دهد و ما هم به کارمان ، نباید دست روز دست گذاشت و بی خیال زندگی شد . دیروز همه ی خیابانها مملو از جمعیت بود عده ی برای خرید و عده ای برای پر کردن خیابان برای شهدای جنگ انگار عید امسال مزین به خونهای بی گناهانی است که آرزوهایشان را در دل وطن به خاک سپردند شاید هم آرزوهایشان را در دل دوستان و چشمهای مادرانشان کاشتند کسی چه می داند دختران بی گناه سرزمینم به کدام جنبه از عید فکر می کردند شاید عده ای به این بکر می کردند که عید امسال چه عیدی خواهد شد عید فطر در دل عید نوروز شاید به خیلی از خریدها و کارهای نکرده فکر می کرند به خیلی از آرزوهایی که در سال جدید به آن خواهند رسید ..... نویسنده: =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کدام خانه را می تکانی امسال زرنگ شدم اول اسفند رفتم سراغ اشپزخانه, با زبان روزه با ذوق تمیز می کردم. خیالم راحت بود فکر نهار نباشم. سر صبر کار می کردم. برای سفر ودیدن مادرم برنامه می چیدم وقند در دلم آب می شد. ولی انگار امسال هم بخت با من یار نبود. با حملات تمام کارها به هم ریخت،دیگر انگیزه ای برای ادامه کارها نداشتم. حتی حفظ قرآن متوقف شد. چند روزی مصیبت و عزا ونگرانی گذشت. ولی با انتخاب رهبر و دیدن جمعیت در خیابان ها امیدوار می شوم. مطمئن می شوم که جنگ تا عید تمام می شود. این بار دوباره میروم سراغ خانه تکانی اما خانه تکانی دلی،که تا مرزها وخلیج فارس ادامه دارد. امسال دل های همه چه خوب تکانده می شود. نویسنده: =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
زندایی با آن لهجه گرمش حرفهای دلنشینی می زد . مهربان و بی ادعا. آنقدر مهربان که با وجود نزدیکی خانه ما با آنها ، هر چند وقت یکبار ده پانزده روز خانه آنها می ماندم . البته وجود دختر دایی هایم هم بی دلیل نبود. زندایی از جوانیش حرف میزد از مدرسه رفتن در آبادان ، از آن سال‌ها که جنگ امانشان را بریده بود و شهرشان تا مرز اشغال پیش رفته بود . آنها مجبور به ترک شهرشان شدند . آمدن آنها به شهر ما باعث آشنایی او با مادربزرگم شده بود. از همان سالهای اول که با دایی ازدواج کرده بود. کمک حال مادر بزرگ در تربیت دایی های کوچکتر شد. همیشه در شهر واژه ی جنگ زده به خانواده آنها گفته میشد. این واژه برای من پر از غم و اندوه بود ، اینکه خانه ات را با همه خاطراتش از ترس جانت رها کنی و با عزیزانت برای بار آخر خداحافظی کنی ، قصه پر غصه ایست. ولی آخر این قصه مهم است چون مقاومت حرف اول را میزند . جنگ‌زده همانطور که از ظاهرش پیداست. یعنی کسی جنگ را تحمیل کرده ، پس نباید نا امید شد . درست است که دیگر زندایی مهربان در بین ما نیست ولی ما دوباره طعم جنگ را چشیدیم. الان به خیلی از ما میگویند جنگ زده... ✍️ =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
⚠️توجه! توجه!⚠️ 🥰 مهلت ارسال آثار در دومین دوره جایزه ادبی «شاولد» تا تاریخ 👈🏻 20 فروردین 1405 👉🏻 تمیدید شد! 📊 چهل و پنجمین روز جایزه ادبی شاولد؛ آمار داغ و رقابت تنگاتنگ! 🎉 105 اثر تا امروز رسید! ✍️ 39% از آثار در بخش واقع‌گرایانه 🌍 فارس پیشتازه؛اردبیل، مازندران و اصفهان در تعقیب 📈 میانگین سنی: 36 سال | تجربه نویسندگی: 6 سال ⏳ فقط 45 روز گذشته... 25 روز تا پایان مهلت ارسال باقی‌ست! 📅 مهلت ارسال اثر: 1405/01/20 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 📥 ارسال اثر: shavaladpub.ir/prize 📌 برای ادامه‌ی گزارش‌ها و شنیدن روایت‌های تازه، عضو کانال‌های رسمی انتشارات باش: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
به نام خدای خوبم نوروز داره میاد، اما امسال حال و هوای خاصی دارد. در حالی که بوی سبزه و گل به مشام می‌رسد، سایه‌ی جنگ و غم هم دور و بر ماست.دیشب تا صبح صدای جنگنده و انفجار با صدای گریه ی کودکان می آمد . در این لحظات سخت و پرتنش ،وقتی سایه ی جنگ بر سر ایران عزیز سنگینی میکند ،نوروز به معنی امید تبدیل می‌شود. این جشن باستانی ،در دل تاریکی ها،نوری می‌تاباند که یادآور قدرت و استقامت مردم ایران است. امسال، وقتی سفره‌ی هفت‌سین رو می‌چینیم، یاد کسانی که در این روزها در سختی هستند، هم باید باشیم. هر سبزه‌ای که می‌کاریم، یادآور امید به روزهای بهتر هست. نوروز امسال، یادآور قدرت و استقامت ماست. ما باید با هم، دست در دست هم، به استقبال نوروز بریم و به دنیا نشان بدهیم که هرچقدر هم که سختی‌ها زیاد باشه، ما هرگز تسلیم نمی‌شیم.ما هنوز به آینده ی روشن باور داریم و به پیروزی وطن مان ایمان داریم. تولد من پانزدهم اسفند بود حالا گذشته من حتی کیکی نگرفتم، جشن نگرفتم،دلم میخواد تولدم را با پایان این جنگ و پیروزی کشور عزیزم ایران و جشن باستانی نوروز جشن بگیرم . بیایید با هم دعا کنیم برای صلح و آرامش، برای اینکه جنگ‌ها تموم بشوند،برای پیروزی و سربلندی ایران عزیزمان و همه بتوانیم در کنار هم زندگی کنیم. یازده ساله از شیراز =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
عاشق عید هستم از روز دوم به بعد روز اول موقع سال تحویل دلم می گیرید. دلتنگ کسانی می شوم که روزی درکنارهفت سین عطر وجودشان گرمی بخش هفت سین بود و بعداز زدن توپ سال نو سرمان را می بوسیدند وبه عنوان برکت پولی عیدی داده می شد. روز دوم هم دبدوبازدید.دلتنگ این ها می شوم. الان چند سالی است نه از سفر خبری است نه از عید و بازدید آنچنانی. اگر هم دیدو بازدید باشد یک باغ یا جایی را معین می کنند.یک روز درکنارهم سپری می کنند که دیگر خانه کسی نروند. این هم بخاطر اینکه از حال هم خبردار بشوند. امسال که دلخوشی برای انجام کاری نداریم جنگ دیگر برایمان دلخوشی نگذاشته. باز امید دارم به امید خدا همه چیز درست می شودوعید عمونوروز بساط شادی را به پا می کنند و ماهی گلی از خوشحالی در تنگ آب بالا و پایین می پرد سنبل و لاله دوباره سبز می شوند بساط شیرینی. به پا می شود سفرها از سر گرفته می شود دوباره سفره هفت سین پهن می کنیم و دور آن می نشینم و قرآن و حافظ می خوانیم. =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub