eitaa logo
شاولد/ مهارت نویسندگی
896 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
287 ویدیو
14 فایل
📚هر تفکر، یک کتاب . نشر شاولد کنار توست؛ 🧠 فکر کن، ✍️ مهارت بیاموز، 📖 بنویس و کتابت را منتشر کن! 👇🏻پاسخگویی سریع👇🏻 @Shavaladpubadmin . نوشتن یعنی رشد، کتاب یعنی ماندگاری.🌱 سایت رسمی انتشارات شاولد : shavaladpub.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 تمدید پروژه سوم کتاب مشارکتی شاولد 📖 موضوع کتاب: « وطن ما ایران » 🇮🇷 🎙️ می‌خواهیم صدای دل شما را درباره این روزها بشنویم… موضوعات پیشنهادی ساده و قابل لمس: ❤️ عشق به ایران 🛡️ حس دفاع از وطن 🤝 همبستگی مردم در روزهای سخت 🌱 ایمان و امید در دل بحران‌ها 🔥 شجاعت و غیرت ایرانی 👨‍👩‍👧‍👦 نقش خانواده‌ها در روزهای حساس 🤲 دعا، امید و توکل 📝 خاطره یا روایت شخصی از این روزها 🔎 نگاه کوتاه و تحلیلی به اتفاقات ✍️ قالب آثار: روایت کوتاه، داستانک، دل‌نوشته، یادداشت یا تحلیل کوتاه. 💳 هزینه مشارکت: ۳۹۹ هزار تومان 🎁 همراه با یک نسخه چاپی از کتاب به نام و امضای شما 📚 این کتاب فقط یک اثر چاپی نیست؛ یادگاری است از روزهایی که برای ایران ایستادیم… و نام شما می‌تواند بخشی از این روایت ماندگار باشد. ⏳ مهلت ارسال : 30خرداد 1405 📩 ارسال آثار و دریافت اطلاعات: @Shavaladpubadmin ✍🏻🇮🇷 منتظر قلم‌های گرم شما هستیم ━━━━━━━━━━━━━━━ ✍️ باشگاه نویسندگی شاولد https://eitaa.com/shavaladpub
🔹 *«نوشتن یک هدیه است»* این جمله‌ای است که من از یک کتاب برداشتم‌ و به شعار زندگی‌ام تبدیل شده. من معتقدم نویسندگی خلاق، *منبع کشف و شهود* است. برخی فقط به نتیجه‌ نوشتن توجه می‌کنند، کسانی که به نتیجه توجه می‌کنند معمولاً با سؤالات نظیر این‌که چه چیزی بنویسم که مخاطب بپسندد؟ آیا ناشر کتابم را چاپ می‌کند؟ چه تعداد از مخاطبان کتابم را تهیه می‌کنند و...؟ خلاقیت خود را کور می‌کنند. اما کسی که به فرآیند نوشتن توجه ‌کند، از ناخودآگاهش می‌نویسد، به صدای درونش اهمیت می‌دهد و خودش را قضاوت نمی‌کند و همین کار باعث شکوفایی خلاقیتش می‌شود. البته باید هر دو رویکرد را با هم درنظر داشت. یعنی در کنار این‌که خودجوش می‌نویسیم، به نتیجه هم بی‌توجه نباشیم. *بئاته شفر نویسنده آلمانی و مربی نویسندگی خلاق* ======================== باشگاه نویسندگان شاولد: https://eitaa.com/shavaladpub
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌱 🌷 نویسنده: سهیلا سپهری – 23 خردادماه 1405 انتشار از کانال رسمی «انتشارات شاولد» ============================= محمد سکوت کرد. از پشت تلفن هم می‌توانستم خطوط درهمِ صورتش را ببینم. بعد از چند ثانیه که برایم ساعت‌ها به طول انجامید، محمد گفت: ـ کسی اون‌جا اذیتت می‌کنه؟ اذیت؟ کمی دیر این سؤال را پرسیده بود! برادر بیچاره‌ام اگر می‌دانست در زندان چه‌ها بر سرم آمده، به حال تنها خواهرش خون گریه می‌کرد. برای این‌که نگرانی‌اش را بیشتر نکنم، زود جواب دادم: ـ تو زندان که حلوا پخش نمی‌کنن. سخته، ولی می‌گذره. محمد گفت: ـ یه کم دیگه تحمل کن. از اون‌جا میاریمت بیرون... میان حرفش دویدم: ـ لطفاً تو یکی دیگه بهم دروغ نگو، محمد. محمد از لحن تند و دلگیرم تعجب کرد: ـ دروغ؟ تو تا حالا از من دروغ شنیدی؟ بی‌معطلی جواب دادم: ـ شنیدم. احتمالاً دروغ‌هایش یادش آمده بود که سکوت کرد. زبانم را روی لب‌های خشکم کشیدم: ـ ازم ناراحت نشو. می‌دونم اگه دروغی هم گفتی، برای رعایت حال خودم بوده، اما... محمد باز اصرار کرد: ـ من بهت هیچ دروغی نگفتم، مهتاب! دیگر داشت حوصله‌ام را سر می‌برد. یادم رفت کجا هستم و دارم پنهانی مکالمه می‌کنم. داد زدم: ـ این‌که هر دفعه میای ملاقات، می‌گی به زودی میای بیرون، دروغ نیست؟ این‌که حکم قصاصم قطعی شده و بهم نمی‌گی، دروغ نیست؟ این‌که یه محکوم به مرگ رو مدام به زندگی امیدوار می‌کنی، دروغ نیست؟ از شدت هیجان نفس‌نفس می‌زدم. با حرص هوای اطراف را بلعیدم و گفتم: ـ کافیه یا بازم بگم؟ محمد هیچ حرفی نمی‌زد، اما صدای نفس‌های بلندش می‌آمد. کمی طول کشید تا بالاخره صدای محزونش در گوشم نشست و پرسید: ـ کی بهت گفت؟ پوزخندی زدم که ندید. ـ هیچ‌کس! هیچ‌کس بهم چیزی نگفته. قضیه مرگ و زندگی منه و من از همه‌چی بی‌خبرم. بغض توی صدایم شکست. ـ باهام بد کردین، محمد. همه‌تون! گذاشتین مثل احمق‌ها فکر کنم همه‌چی داره گل و بلبل پیش می‌ره. در حالی که هیچ امیدی نبود، گذاشتین امید تو قلبم جوانه بزنه. شما به امید من شاخ و برگ دادید. حالا که جوانه تو قلبم درخت قطوری شده، چطوری از ریشه بزنمش؟ چطوری به دلم حالی کنم همه این‌ها بازی بود، سیاه‌بازی بود؟ زهر ناامیدی در تمام بدنم پخش شده بود و حرف‌هایم طعم زهرمار گرفته بودند. دست خودم نبود که نیش می‌زدم؛ آن هم به کسی که کوچک‌ترین دخالتی در ورق خوردن این تقدیر شوم نداشت. محمد هم بغض داشت. این را از صدای دورگه‌اش می‌فهمیدم. اما خشم در صدایش بیداد می‌کرد؛ وقتی که گفت: ـ من اون بی‌شرف رو می‌کشم، مهتاب! به جون خودت که عزیزترینی برام، من وحید رو زنده نمی‌ذارم! ============================= 📌برای ادامه‌ی رمان، عضو کانال‌های رسمی انتشارات باش: https://eitaa.com/shavaladpub
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚 تمدید پروژه سوم کتاب مشارکتی شاولد 📖 موضوع کتاب: « وطن ما ایران » 🇮🇷 🎙️ می‌خواهیم صدای دل شما را درباره این روزها بشنویم… موضوعات پیشنهادی ساده و قابل لمس: ❤️ عشق به ایران 🛡️ حس دفاع از وطن 🤝 همبستگی مردم در روزهای سخت 🌱 ایمان و امید در دل بحران‌ها 🔥 شجاعت و غیرت ایرانی 👨‍👩‍👧‍👦 نقش خانواده‌ها در روزهای حساس 🤲 دعا، امید و توکل 📝 خاطره یا روایت شخصی از این روزها 🔎 نگاه کوتاه و تحلیلی به اتفاقات ✍️ قالب آثار: روایت کوتاه، داستانک، دل‌نوشته، یادداشت یا تحلیل کوتاه. 💳 هزینه مشارکت: ۳۹۹ هزار تومان 🎁 همراه با یک نسخه چاپی از کتاب به نام و امضای شما 📚 این کتاب فقط یک اثر چاپی نیست؛ یادگاری است از روزهایی که برای ایران ایستادیم… و نام شما می‌تواند بخشی از این روایت ماندگار باشد. ⏳ مهلت ارسال : ۲۳ خرداد 1405 📩 ارسال آثار و دریافت اطلاعات: @Shavaladpubadmin ✍🏻🇮🇷 منتظر قلم‌های گرم شما هستیم ━━━━━━━━━━━━━━━ ✍️ باشگاه نویسندگی شاولد https://eitaa.com/shavaladpub
🍒 هیچ کس نمی‌داند که تنها فرمول خوشبختی این است: "قدر داشته هایت را بدان و از آنها لذت ببر" یعنی"رضــــــایت" ========================== باشگاه نویسندگان شاولد: https://eitaa.com/shavaladpub
🗓️ شنبه // ۲۳ // خرداد // ۱۴۰۵ =========================== 🤍 پیکرها می‌افتند؛ اما عقیده‌ها هرگز نخستین سالگرد عروج فرماندهان و و شروع 12 روزه است که در حمله ناجوانمردانه رژیم پلید صهیونیستی با حمایت آمریکای جنایتکار به شهادت رسیدند. 🕊️پیکرها شاید به خاک بیفتند، اما عقیده‌ها هرگز از میان نمی‌روند. خون ، حافظ آرمان‌هایی است که هرگز پیر نمی‌شوند. 🔻 نوبــــت شماست: 👇🏻 ماندگارترین عقیده‌ای که از زندگی این شهدا یاد گرفته‌اید چیست⁉️ ⬅️ قالب: تک‌جمله یا پاراگراف کوتاه ⬅️ حال‌وهوای متن: حماسی، تأملی و اثرگذار ✨ بیایید یاد بگیریم چگونه اندیشه‌ها را زنده نگه داریم. ارسال اثر به ادمین:👇🏻 📞 09200757039 @Shavaladpubadmin =========================== باشگاه نویسندگان شاولد: https://eitaa.com/shavaladpub
«ایران با جنگ ویران نمی‌شود، با ناتوانی عناصر فرهنگی و علمی که بر روی جوان نتوانند اثر بگذارند ویران می‌شود.» این سخن پرمغز، زنگ خطری است برای تمام فعالان حوزه تعلیم و تربیت و یادآور می‌شود که بار سنگینی بر دوش ماست: بار حفظ پویایی و سرزندگی جامعه از طریق دانش و فرهنگ. =========================== باشگاه نویسندگان شاولد: https://eitaa.com/shavaladpub
🌙شب بخیر… امروز تمام شد؛ لازم نیست بارها و بارها اون رو در ذهنت مرور کنی. آنچه در توانت بوده انجام دادی، و آنچه ناتمام مانده، فردا هم فرصت رسیدگی دارد. امشب فقط استراحت کن…‌
شاولد/ مهارت نویسندگی
✨ فرصتی برای درخشش ذهن فرزندانمان! ✨ دوست داری فرزندت مهارت‌های مهم زندگی رو نه با خستگی، بلکه با خنده و بازی یاد بگیره؟ توی این دوره، ما با جادوی «داستان» و هیجان «بازی»، دنیای جدیدی از توانمندی‌ها رو به روی بچه‌ها باز می‌کنیم. 📍 مکان: شیراز، پارک سلامت حاجات 📅 یکشنبه ۲۴ خرداد ماه ساعت ۹ صبح شرکت برای عموم آزاد نیست! =========================== باشگاه نویسندگان شاولد: https://eitaa.com/shavaladpub