هر آنچه از سوی تو رسد خیر است🍃
==========================
🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد :
https://ble.ir/shavaladpub
https://eitaa.com/shavaladpub
📷 #ورق_بزنید | قاب ماندگار فرهنگ و هنر در شاولد
✨ در کنار بزرگان #هنر و اندیشه ؛ فقط چند ساعت تا پایان جشنواره بزرگ #تخفیف_چاپ_کتاب باقیست! ⏳
در « باشگاه نویسندگان شاولد »، افتخار و میزبانی صمیمانهای داشتیم از چهرههای ارزشمندی که هر یک سهم بسزایی در #فرهنگ، هنر و خاطرهسازی برای نسلها داشتهاند.
در این قاب ماندگار (به ترتیب از راست به چپ) میزبان این بزرگواران بودیم:
🔹 جناب آقای #مجید_شناور (نفر اول از سمت راست):
🎭 #نویسنده، مدرس و هنرمند پیشکسوت صداوسیما؛ کسی که با بازی در نقش خاطرهانگیز « خوشخواب » در مجموعه دوستداشتنی #مدرسه_موشها و سالها مدیریت نمایش، بخشی از زیباترین خاطرات دوران کودکی و حافظه جمعی ما را ساختهاند. 😊😍
🔹 جناب آقای عباس #بهبود_فرد (نفر وسط):
🎨 #شاعر گرانقدر، نقاش چیره دست و هنرمند نوآور صنعت چوب که ذوق و خلاقیت هنری بینظیرشان همواره الهامبخش است.
🔹 جناب آقای #دکتر_فرهادی (نفر سمت چپ):
📚 مدیر انتشارات و باشگاه نویسندگی #شاولد
==========================
🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد :
https://ble.ir/shavaladpub
https://eitaa.com/shavaladpub
⚠️ فرصت نهایی را از دست ندهید!
امروز، آخرین روزِ #جشنواره_تخفیف_ویژه_چاپ_کتاب در انتشارات ماست.
اگر شما هم مثل این اساتید عزیز ، دغدغه ثبت ماندگار آثار و افکارتان را دارید، اکنون بهترین زمان برای اقدام است.
✅ #تخفیف_ویژه برای تمامی خدمات ( ویراستاری، طراحی جلد، صفحهآرایی و چاپ )
✅ مشاوره تخصصی #رایگان
⏳ فقط تا پایان امشب فرصت دارید.
برای بهرهمندی از تخفیف جشنواره و دریافت مشاوره،
کافیه شماره موبایلت رو به آی دی زیر بفرستی 👇
📫@shavaladpubadmin
📱09200757039
==========================
🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد :
https://ble.ir/shavaladpub
https://eitaa.com/shavaladpub
Ô LakeSouvenirs.mp3
زمان:
حجم:
6.7M
#به_وقت_موسیقی 🎼
گاهی برای شروع نوشتن، فقط به یک ملودی نیاز داریم که سکوتِ کاغذ را بشکند…
اجازه دهید موسیقی، واژهها را برایتان پیدا کند. 🎧
========================
🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد :
https://ble.ir/shavaladpub
https://eitaa.com/shavaladpub
🍎 #پارت_29_عصر_روز_بعد
✨ #عصر_روز_بعد
نویسنده: زهرا غفاری – 2 تیر ماه 1405
انتشار از کانال رسمی «انتشارات شاولد»
=============================
آقام که پا به حیاط گذاشت باز هم سوالم بدون جواب ماند. خسته و کوفته بود. آمد لبه ایوان روی اولین پله نشست. کمرش درد میکرد. چهرهاش خسته و خاکی بود. برایش چایی ریختم. یکی هم برای خودم ریختم. مادرم سروقت گونیهای خریدش رفته بود. دو سه تا کارتن خالی از گوشهی حیاط آوردیم. هوووووو.... مادرم چقدر خرید کرده بود!
بشقاب، کاسه، دیگ، قابلمه، قاشق، چنگال، پارچ آب، دو دست فنجان و کلی خرت و پرتهایی را که برای تشکیل یک زندگی ساده و ابتدایی لازم بود. همهی وسایل را توی کارتنها گذاشتیم و کارتنها که آماده شد یک طرفش را من و طرف دیگرش را تاجگل گرفت و به اتاق قالیخانه بردیم و همه را روی سر هم گذاشتیم. ننه جان چادر نماز کهنهای را روی کارتنها انداخت تا روی آنها را بپوشاند. سپس لبه چادر را زیر اولین کارتن فرو کرد. خیلی خوب شد. ننه دو سه تا گونی خالی را برداشت و گفت: این گونیها توی باغ به درد میخورد و هر سه تا را مچاله کرد و گوشه حیاط انداخت.
با نگرانی گفتم: ننه جان، چقدر پولشان شده؟
- عمه شهربانو جاهایی از بازار سراغ داشت که قیمتشان خیلی خوب وارزان بود. رفتیم آنجا. گفتم وسایلت آماده باشد. آمدیم خواستن عروسشان را زودتر ببرند، باید وسایلت آماده باشه یا نه؟
خجالت کشیدم. البته من که از خدایم بود زودتر سر و کله آقا ناصر پیدا شود و بیاید به قول ننه عروسش را ببرد. کمی امیدوارتر شدم. هنوز صدای ننه توی گوشم بود. شاید خواستند عروسشان را ببرند. پس آقا ناصر پشیمان نشده. الکی فکرهای بیهوده را به مغزم راه دادم. پس میآیند. خبرهای خوبی در راه است. الهی شکر، پشیمانی هم در کار نیست. خوب الحمدلله، دلم قرص شد. کاشکی شماره تلفن خانه یا محل کارش را داشتم و میرفتم بقالی مششیرزاد زنگ میزدم.
محل کار؟ راستی شغل آقا ناصر چه بود؟ عمه شهربانو که گفت کارمند است. کارمند دیگه چه جور شغلی است؟ یعنی چه کار میکند؟ ولی اسمش قشنگ است. خیلی هم باکلاس است. اصلا ولش کن. مهم خودش است. خداکند زودتر سری به ما بزند.
نفس راحتی کشیدم... به آسمان چشم دوختم. انگار ستارهها درخشان تر بودند. وای خدای من نا خواسته عاشقش شده بودم... خدایا، اکنون آقا ناصر کجاست؟ آیا او هم ستارهها را میبیند و به من فکر میکند؟
-------------------------------
فصل (4)
دو روز بعد، حوالی ساعت پنج عصر صدای اتومبیلی که جلوی در خانه پارک شد دلم را به لرزه درآورد. در حال بافت قالی بودم، اما همه هوش و حواسم به اطراف بود. انگار دلم از جا کنده شد. تاجگل در کنارم آهسته و آرام بافت میزد، موقع بافت هم حوصلهی زیادی به خرج میداد. امروز کبری هم به ما پیوسته بود. میخواستیم قالی را سریعتر تمام کنیم. الهام و رقیه دور و برمان میپلکیدند و گاهی دعوا میکردند و گاهی با هم دوستانه حرف میزدند. الهام دختر بزرگ کبری که چهار سالش تمام شده بود، آمد کنار شانهی مادرش ایستاد و به نقش و نگار و مهارت دستان مادرش خیره شد. ننه و آقام باغ بودند و قصد داشتند از دو سه تا درخت سیب پاییزی، میوه برداشت کنند. صدای اتومبیل که صدای قژوقژش نشان میداد که یک ژیان قدیمی است قطع شده بود. چند لحظه بعد در خانه تق و تق صدا کرد. کبری بلافاصله از جا بلند شد و به حیاط رفت. من هم بافت را قطع کردم و به گوش ایستادم. همهمان میدانستیم کیست، مخصوصاً من که انتظار رسیدن و دیدنش چند روزی حسابی کلافهام کرده بود.
- خوش آمدید... به به... بفرمایید
- سلامت باشید. ای وای، زحمت کشیدید.
وای خدای من، حدسم درست بود. خودش بود آقا ناصر. لرزش محسوسی سرتاسر بدنم را فراگرفته بود. حس میکردم تپش قلبم بالاتر رفته. تاج گل رفته و توی ایوان ایستاده بود. دست از کار کشیدم. تاج گل برگشت و گفت: رعنا
سرم را تکان دادم و گفتم: میدانم.
تاجگل با تعجب گفت: میدانی؟ تو از کجا میدانی کیه؟
آرام از پشت دار برخاستم و به سمت تاجگل رفتم. سرم را به گوشش نزدیک کردم و گفتم: مگر آقا ناصر نیست.
- چرا... خودش هست.
صدای تعارفات ضعیفتر شد. کبری جانم مهمان را به اتاق مهمان دعوت کرده و خود برگشته بود و مهمان بیچاره تک و تنها منتظر نشسته بود. کبری به ما نزدیک شد و گفت: رعنا جان، خبر خوب، آقا ناصر آمدهاند.
- میدانم کبری جان، میدانم. ای بابا، خودم میدانم.
اصلاً چرا کبری این طور هول افتاده، دستپاچه شده.
- تاج گل بیا برو دنبال ننه جان. بگو مهمان آمده.
=============================
📌 باشگاه نویسندگان شاولد:
https://eitaa.com/shavaladpub🍎
🎉 دومین دوره جایزه ادبی شاولد به پایان مرحله دریافت آثار رسید!
با افتخار اعلام میکنیم که در این دوره، ۲۷۲ اثر از سوی نویسندگان عزیز به دبیرخانه جشنواره ارسال شد؛ همراهی ارزشمندی که نشان داد شور نوشتن همچنان زنده و پرقدرت جریان دارد. ✨
📊 نگاهی کوتاه به آمار این دوره:
✍️ ۴۰٪ آثار در بخش واقعگرایانه ثبت شدهاند
🌍 فارس پیشتاز ارسال آثار بوده و تهران، مازندران و اصفهان در رتبههای بعدی قرار دارند
📈 میانگین سنی شرکتکنندگان: ۴۴ سال
🖋 میانگین تجربه نویسندگی: ۵ سال
👩 ۷۳٪ بانوان
👨 ۲۷٪ آقایان
اکنون تمام آثار برای داوری ارسال شدهاند و بهزودی:
📚 تعداد آثار برگزیده برای چاپ
🏆 سه نفر اول جشنواره
و همچنین زمان و جزئیات مراسم اختتامیه
از طریق کانال رسمی شاولد اعلام خواهد شد.
از همراهی همه نویسندگان عزیز صمیمانه سپاسگزاریم؛
منتظر خبرهای هیجانانگیز بعدی باشید... 🌟
-----------------
📌 برای ادامهی گزارشها و شنیدن روایتهای تازه، عضو کانالهای رسمی انتشارات باش:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
هدایت شده از شاولد/ مهارت نویسندگی
🌸 جشنواره بهاره نشر شاولد: شکوفایی قلم شما! 🌸
آیا میخواهید نامتان بر پیشانی کتاب خودتان بدرخشد؟ «انتشارات شاولد» در جشنواره بهاره، رویای نویسندگی شما را با شرایط ویژه به واقعیت تبدیل میکند!
🗓 زمان: ۱ خرداد تا ۱ تیرماه
---
### 🎁 پکیجهای جشنواره (تخفیف ویژه)
۱. پکیج فوقاقتصادی (داستان): ۴,۹۹۰,۰۰۰ تومان
* ۵۰ صفحه | ۳ نسخه | قطع رقعی
۲. پکیج اقتصادی (۱۰ نسخه):
* داستان: ۷,۹۹۰,۰۰۰ تومان
* شعر: ۸,۹۹۰,۰۰۰ تومان
* کودک: ۸,۹۹۰,۰۰۰ تومان
۳. پکیج حرفهای (۳۰ نسخه):
* داستان: ۱۰,۹۹۰,۰۰۰ تومان
* شعر: ۱۱,۹۹۰,۰۰۰ تومان
* کودک: ۱۱,۹۹۰,۰۰۰ تومان
۴. پکیج ویآیپی (VIP - ۷۵ نسخه):
* داستان: ۲۱,۹۹۰,۰۰۰ تومان | شعر: ۲۲,۹۹۰,۰۰۰ تومان | کودک: ۲۲,۹۹۰,۰۰۰ تومان
* 🎁 خدمات ویژه: تیزر ۱ دقیقهای، پادکست صوتی و QR Code اختصاصی.
---
✨ چرا نشر شاولد؟
ویراستاری تخصصی + صفحهآرایی حرفهای + کیفیت ماندگار.
—————————————————-
⌛️ فرصت محدود است! همین حالا برای مشاوره و رزرو اقدام کنید:
📞 09200757039
📲 @Shavaladpubadmin
—————————————————
📍 کانال باشگاه نویسندگان:
ایتا: https://eitaa.com/shavaladpub
*انتشارات شاولد؛ جایی که داستان شما متولد میشود.*
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
شاولد/ مهارت نویسندگی
🌸 جشنواره بهاره نشر شاولد: شکوفایی قلم شما! 🌸 آیا میخواهید نامتان بر پیشانی کتاب خودتان بدرخشد؟ «ا
.
بهار☘️ بار و بندیلش رو بست و رفت، اما #جشنواره ما دلش نیومد شما رو جا بذاره! ✋🌸
دایرکت پیام دادید و از تمدید جشنواره پرسیدید که تصمیم گرفتیم فقط و فقط به خاطر شما، جشنواره رو برای همین امروز تمدید کنیم. 😊
⚠️ یه راز درِ گوشی 👂 : تو ماه جدید قطعا افزایش قیمت داریم ! پس تا قیمتها هنوز *بهاری و مهربونن* ، لبخند بزنید و از این فرصت استفاده کنید. 🎁
📞 09200757039
📫@shavaladpubadmin
صفر تا صد تمامی کارها رو برات انجام میدیم
==========================
🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد :https://ble.ir/shavaladpub
https://eitaa.com/shavaladpub
#رضایت_شاولد✍🌿
سپاس از لطف شما. وظیفه ماست که شرایط شما بزرگواران رو درک کنیم تا هیچ استعدادی بهخاطر دغدغههای مالی نادیده گرفته نشه. خوشحالیم که در کنار دختر هنرمندتون هستیم.
==========================
🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد:
https://ble.ir/shavaladpub
https://eitaa.com/shavaladpub
•
اگه همین الان به چاپ کتاب یا ثبت اثرات فکر میکنی ولی هنوز یه نگرانی داری، وقتشه حلش کنی… لطفا همین الان نگرانیتو برای ما بفرست:👇🏻
📫 @shavaladpubadmin
📚 ما درانتشارات شاولد کاری میکنیم مسیر چاپ و ثبت کتابت ساده، سریع و بدون دردسر انجام بشه.
•