eitaa logo
شاولد/ مهارت نویسندگی
893 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
286 ویدیو
14 فایل
📚هر تفکر، یک کتاب . نشر شاولد کنار توست؛ 🧠 فکر کن، ✍️ مهارت بیاموز، 📖 بنویس و کتابت را منتشر کن! 👇🏻پاسخگویی سریع👇🏻 @Shavaladpubadmin . نوشتن یعنی رشد، کتاب یعنی ماندگاری.🌱 سایت رسمی انتشارات شاولد : shavaladpub.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱 🌷 نویسنده: سهیلا سپهری – 10 تیر ماه 1405 انتشار از کانال رسمی «انتشارات شاولد» ============================= گوشی را به لیلا برگردانده بودم و همان‌طور که گفته بود، شمارهٔ کارتش را برای کسری فرستاده بودم تا مبلغی برایش واریز کند و تأکید کرده بودم حتماً بعداً با پدرم حساب کند. نمی‌خواستم حالا که رفتنی شده‌ام، دینی از کسی بر گردنم باشد. نمی‌دانستم کسری چقدر برای لیلا واریز کرده اما انگار آن‌قدر دندان‌گیر بود که رفتار لیلا از این رو به آن رو شده بود و مرتب مثل پروانه دور من می‌چرخید. شاید مگس کلمهٔ بهتری برای توصیف رفتار او بود. لیلا فهمیده بود من لقمهٔ چرب و چیلی برایش هستم و کسانی مثل کسری بیرون از زندان هوایم را دارند. پس برایش مسجّل شده بود که با چسباندن خودش به من، می‌تواند سهمی از این لقمه داشته باشد و کارهایش را پیش ببرد. صبح هر چه دخترها صدا کردند، از تخت جدا نشدم و برای صبحانه نرفتم. بی‌خوابی و استرس شب گذشته بهانه بود. واقعیت این بود که دیگر انگیزه‌ای برای هیچ کاری نداشتم. همه برای صبحانه و برنامه‌های بعدش از بند بیرون رفته بودند و من مانده بودم. نمی‌دانم لیلا چه بهانه‌ای برای نگهبان‌ها جفت و جور کرده بود که بعد از یک بار صدا کردن، دیگر سراغم را نگرفته بودند. هر چه بود، از این بابت ممنونش بودم. بی‌خواب بودم و چشم‌هایم در حسرت خواب می‌سوخت اما نمی‌توانستم بخوابم. تا چشم‌هایم را می‌بستم، عزرائیل را پشت پلک‌هایم می‌دیدم و وحشت‌زده از جا می‌پریدم. می‌دانستم دادگاه تجدید نظر دو سه ماهی طول می‌کشد و تازه بعد از آن هم طی روال اداری، اعدام زمان زیادی می‌برد اما من از همان شب رشتهٔ اتصالم به دنیا را بریده بودم و به انتظار مرگ نشسته بودم. منتظر مرگ بودن، به مراتب راحت‌تر از انتظار نافرجام برای آزادی بود. داشتم زیر پتو خودم را خفه می‌کردم که دستی پتو را از سرم کشید و نور را به چشم‌هایم تحمیل کرد. وقتی به روشنایی عادت کردم، چهرهٔ خندان لیلا را روبه‌رویم دیدم. لیلا با یک سینی پر و پیمان صبحانه بالای سرم ایستاده بود و مصمم بود هر طور شده همهٔ محتویات سینی را به خوردم بدهد. هر چه کردم، حریفش نشدم و لقمه‌های مردانه‌اش به زور در دهانم جا گرفت و راهی معده‌ام شد. از شدت سیری حالت تهوع داشتم. لیلا وقتی خیالش راحت شد که معده‌ام دیگر جای خالی ندارد، سینی را کنار گذاشت. نگاهی به چپ و راست کرد و بعد از پاییدن اطراف، بستهٔ کوچکی انداخت توی بغلم. ناخودآگاه بسته را توی هوا گرفتم و نگاهش کردم. مثل بسته‌های کوچک نمکی بود که تهیهٔ‌غذایی‌ها کنار غذاهایشان می‌گذاشتند اما باید خیلی احمق می‌بودم که فکر کنم آن گرد سفیدرنگ، نمک است. ============================= 📌برای ادامه‌ی رمان، عضو کانال‌های رسمی انتشارات باش: https://eitaa.com/shavaladpub
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
• 📅 امروز "چهارشنبه" ☀️ تیر ۱۴۰۵/۴/۱۰ 🌙 محرم ۱۴۴۸/۰۱/۱۶ ⭐️ جولای 2026/07/01 ● روز صنعت و معدن ● جشن تیرگان، آب پاشونک ● روز بزرگداشت
@audio_boook-1714279082039697661_14013768441398.mp3
زمان: حجم: 2.6M
━━━━ 🎙 ا «»🎼 آرزو میکنم مُدام تو زندگیت بگی: خدایا شکرت ، چقدر حالم خوبه.... حالِ دلتون خوب♥️✨ صبحتون زیبا🌸 ======================= 🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد : https://ble.ir/shavaladpub https://eitaa.com/shavaladpub
سلام 😊✋🏻 ✨ به خانواده‌ی «باشگاه نویسندگی و انتشارات » خوش آمدید ✍️📚🎶 خوشحالیم که امروز همراهان تازه‌ای به جمعِ دوستداران شعر، موسیقی ،کتاب و دنیای واژه‌ها پیوسته‌اند؛ اینجا جایی‌ست برای الهام، نوشتن، آرامش و رشد در کنار دل‌هایی که با هنر نفس می‌کشند 🌱🖋 «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش» ✨🎼 ======================= 🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد : https://ble.ir/shavaladpub https://eitaa.com/shavaladpub
📸 | میزبانی از دانشمند جوان ایرانی امروز در انتشارات و باشگاه نویسندگان شاولد**، افتخار میزبانی از **جناب آقای رضا محمدیان**، **دانشمند و جوان ایرانی متولد سال ۱۳۷۹ را داشتیم؛ پژوهشگر ارجمند و کارشناس‌ارشد برنامه‌ریزی توسعه منطقه‌ای از دانشگاه شیراز. 🎓 ایشان که در کسوت شریف دبیر به تعلیم و تربیت مشغول هستند، کارنامه‌ای درخشان و پربار دارند: 🏆 دارنده بیش از ۱۶۳ عنوان و جایزه علمی ملی و بین‌المللی 📝 مؤلف ۹ اثر تالیفی از جمله کتاب‌های ارزشمند « نظریه های جامعه شناسی از کلاسیک تا معاصر » و «کتابِ شعر عاشقانه های من » در حوزه‌های فلسفه، جامعه‌شناسی و علوم سیاسی 📊 نویسنده بیش از ۵۰ مقاله علمی حضور این نخبه‌ی پویا در کنار دکتر فرهادی، مدیرعامل مردمی انتشارات شاوَلَد، و خانم مهندس امیری نویدبخش افق‌های روشن برای و اندیشه این مرز و بوم است؛ تلاشی ارزنده که اهتزاز نام پرشکوه را در عرصه‌های علمی هدف قرار داده است. ✨🇮🇷 ======================= 🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد : https://ble.ir/shavaladpub https://eitaa.com/shavaladpub
831.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🪴 | 🙃 چیزی را برای بعد نگذارید، بعدها‌ زندگی می گذرد....👋🏻 ======================= 🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد : https://ble.ir/shavaladpub https://eitaa.com/shavaladpub
☘ «دل که رنجید از کسی، خرسند کردن مشکل است 🌧️ شیشه‌ی بشکسته را پیوند کردن مشکل است 🪞💔 کوه را با آن بزرگی می‌توان هموار کرد ⛰️ حرفِ ناهموار را هموار کردن مشکل است 🗣️🪨» ✍️ ======================= 🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد : https://eitaa.com/shavaladpub ایتا https://ble.ir/shavaladpub بله
🔹 | ⭐ 🇮🇷 شاعر، نویسنده، مترجم و بنیان‌گذار شعر سپید (۱۳۰۴–۱۳۷۹) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📚 احمد شاملو ملقب به «الف. بامداد»، از ستون‌های اصلی ادبیات معاصر ایران است که با عبور از قالب‌های سنتی، «شعر سپید» را پایه‌گذاری کرد. او که در خانواده‌ای نظامی رشد کرده بود، دوران کودکی و تحصیل ناآرامی را در شهرهای مختلف ایران گذراند و طعم زندان و مرگ را در جوانی چشید. شاملو علاوه بر شاعری، در حوزه‌های پژوهش، ، ترجمه و روزنامه‌نگاری نیز تأثیرات عمیقی بر جای گذاشت. وی با الهام از و رها کردن وزن عروضی، زبانی نو و منحصربه‌فرد را در شعر فارسی نهادینه کرد که به «شعر شاملویی» شهره شد. آثار او تنها مجموعه شعر نیست، بلکه بیانیه‌ای هنری از دغدغه‌های اجتماعی، سیاسی و انسانیِ دوران خویش است. به عنوان یکی از دبیران کانون نویسندگان ایران، همواره در صف اول دفاع از آزادی اندیشه ایستاد و نقش مهمی در فرهنگ‌سازی ایفا کرد. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج، اکنون میعادگاه دوستداران شعر و ادب پارسی است که میراث او را زنده نگه می‌دارند. ========================== 🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد : با زندگی، آثار و ماندگارترین سروده‌های بزرگان شعر ایران و جهان همراه شاولد باشید.👇🏻 ble.ir/shavaladpub eitaa.com/shavaladpub
🍓 شعر رهایی‌ست نجات است و آزادی. تردیدی‌ست که سرانجام به یقین می‌گراید و گلوله‌یی که به انجامِ کار شلیک می‌شود. ========================== 🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد : ble.ir/shavaladpub eitaa.com/shavaladpub
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. 🌞 به آفتاب سلام ...... . ========================== 🖌️ باشگاه نویسندگان شاولد : ble.ir/shavaladpub eitaa.com/shavaladpub