14.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر امضا، نشانی از یک اندیشه....
لحظه تماشای صفحه آخر کتاب توسط جناب آقای رضایی.. ثبت امضای نویسندگان کتاب
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلی از دوستان ما فکر نمیکنند در شرایط زمانی خاص چه باید بکنند !
یک ناشر در این برهه زمانی بااین شرایط سخت میپذیره که تیمی از نویسندگان رو باخودش همراه کنه....
کار سختیه و جالبه خیلی هم #سریع کار رو آوردند....
===========================
🖌️باشگاه نویسندگان شاولد:
https://ble.ir/shavaladpub بله
https://eitaa.com/shavaladpub ایتا
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#نویسنده داریم .....
ولی جهانی نمیشه.......
چرا⁉️
===========================
🖌️باشگاه نویسندگان شاولد:
https://ble.ir/shavaladpub بله
https://eitaa.com/shavaladpub ایتا
🌱 #پارت57
🌷 #لالههای_سپید
نویسنده: سهیلا سپهری – 24 تیر ماه 1405
انتشار از کانال رسمی «انتشارات شاولد»
=============================
مدام کسری را صدا میزدم و چشمم پیِ او میگشت. قلبم ایمان داشت تنها کسی که میتواند مرا از این کابوسِ هولناک نجات دهد، اوست؛ ولی هر سو را جستوجو میکردم، نمیدیدمش.
کمکم حس کردم هوایِ اطرافم لحظهبهلحظه کمتر میشود. نفسم تنگ شده بود و چشمانم سیاهی میرفت. همهجا تاریک شده بود.
دیگر نه از وحید خبری بود و نه از درهٔ مارها. چشمم بسته بود، ولی انگار باز بود. دوست داشتم بخوابم، اما نمیتوانستم. فکر میکردم همهٔ آن مارها از دره بیرون آمده و توی شکمم خانه کردهاند.
چیزی توی شکمم وول میخورد. بدنم به خارش افتاده بود. با ناخن به جانِ پوستم افتاده بودم و خودم را میخاراندم؛ ولی نهتنها بهتر نمیشدم که بدتر میشدم و بدنم از خارش نمیافتاد. ردِ ناخن همهجای تنم مانده بود و جویِ باریکی از خون، از خراشهای ریز و درشت جاری بود.
بوی خون حالم را بد کرد. خواستم بینیام را بگیرم تا از آن بویِ زهم خلاص شوم؛ اما بهمحضِ لمسکردنِ بینی، نوکِ انگشتهایم با مایعی گرم و لزج برخورد کرد و حسی شبیه مرگ تمامِ وجودم را فرا گرفت.
من این مایعِ لزج را میشناختم. انگشتانِ من یک سال و نیم پیش هم، خون را لمس کرده بودند؛ خونی که روی گلبرگهای لالههای سپیدم ریخته بود.
پوزخندی بیاراده بر لبهایم نشست. اگر همهٔ موادِ مخدر و روانگردانهای دنیا را هم روی خودم تست میکردم، در انتهای راه میرسیدم به همان شبِ نحس و آن کابوسِ دلخراش.
نشسته بودم بالایِ سرِ جنازهٔ لاله و او را تکان میدادم. من او را تکان میدادم، اما انگار خودم را گذاشته بودند توی ننو و تکانم میدادند.
یکی مرتب صدایم میزد، ولی من حالوحوصلهٔ جوابدادن نداشتم. دستم را توی هوا تکان میدادم و گویی میخواستم مگسی را از خودم دور کنم؛ سعی داشتم آن صدا را خفه کنم، ولی موفق نمیشدم. صدایی مستأصل که گاهی مرا فحشکِش میکرد و گاهی خودش را.
=============================
📌برای ادامهی رمان، عضو کانالهای رسمی انتشارات باش:
https://eitaa.com/shavaladpub
امید که طلوع امروز آغاز خوشی هاتون باشه....
#روزتون_بخیر🌞
===========================
🖌️باشگاه نویسندگان شاولد:
https://ble.ir/shavaladpub بله
https://eitaa.com/shavaladpub ایتا
شاولد/ مهارت نویسندگی
#چالش_روزانه_شاولد 🔹 چالش نوشتاری: «مهربانی سیب ها🍎» ========================= 👈حصارها هم
#چالش_روز_شاولد:
مهربانی جریان دارد...
میخواهد با یک سیب سرخ باشد یا یک لبخند.
زندگی جاری است و چه خوب که زندگی با مهربانی قاب گرفته شود.
🖋هستی فهندژسعدی
🛑
اگر هنوز در این نظرسنجی👇 شرکت نکردهاید، حتماً این کار را انجام دهید.
نظرِ تکتکِ شما در اولویتبندیِ برنامههایِ آموزشیِ ما تأثیرگذار است.
فرصت دارید تا همین الان صدایِ خودتان را به گوشِ ما برسانید تا برنامه هایی دقیقاً مطابق با نیازهایِ شما طراحی کنیم.👇
🛑
هدایت شده از شاولد/ مهارت نویسندگی
.
📎هر انتخابِ شما در این نظر سنجی چراغیست که راهِ مطالب هفتههای بعد را برایمان روشن میکند؛ مشتاقانه منتظرِ نظرات شما هستیم.👇👇
https://EitaaBot.ir/poll/1zcwjs?eitaafly
.
همراهان عزیز باشگاه نویسندگی #شاولد عصربخیر ☕
خروجی نظرسنجی این دوروز، مسیر را برای ما کاملاً روشن کرد! 🗺️✍️
بیش از ۷۹٪ شما یک دغدغه مشترک دارید: «تقویت حرفهای #قلم و پیدا کردن مسیر مطمئن برای #چاپ_کتاب» 📚✏️
مشخص است که خیلی از شماعزیزان دیگر نمیخواهید فقط برای «دل خودتان» بنویسید؛ بلکه میخواهید اثرتان دیده شود و نامتان روی جلد کتاب حک شود. ما در آکادمی #قلمساز صدای شما را شنیدیم. 🤝🎙️
به احترام این انتخابِ قاطع، تصمیم گرفتیم ظرفیت و شرایط ویژهای برای سطح ۱ دوره (#قلمتراش) در نظر بگیریم که از همین عصر، جزئیاتش را با شما در میان میگذاریم. 🎁⏳
اگر برای نویسنده شدن جدی هستید، پیامهای بعدی را دنبال کنید… 🔥👇
===========================
🖌️باشگاه نویسندگان شاولد:
https://ble.ir/shavaladpub بله
https://eitaa.com/shavaladpub ایتا
📸 #قابِ_شاولد | کتاب، پیوندِ نسلها ✨
در این قابِ صمیمی، شاهدِ پیوندِ زیبایِ «مادری» و «کتابخوانی» هستیم. سرکار خانم #عاطفه_یزاف (سمت چپ تصویر)، #پژوهشگر و یکی از نویسندگان کتابهای «#فرشتگان_میناب» و «#تنگه_هرمز»، در کنارِ دخترِ عزیزشان حضور دارند؛ تصویری که نشان میدهد چگونه عشق به مطالعه، از نسلِ مادر به نسلِ آینده منتقل میشود. 👩👧📚
خانم یزاف، از برگزیدگان مرحله اول #جایزه_ادبی_شاولد، اکنون در میانِ اعضای خانواده بزرگ باشگاه نویسندگان شاولد قرار دارند. ✍️✨
این قاب، یادآورِ تلاشِ مستمرِ #دکتر_فرهادی_عزیز ( مدیریت محترم انتشارات شاولد ) در ایجادِ فضایی است که در آن، نویسندگانِ خوشذوق و آیندهسازانِ این مرز و بوم، در کنار هم رشد میکنند.
⬅️ برای درکِ نگاهِ دقیق و پژوهشی خانم یزاف، برشی از کتاب «تنگه هرمز» را با هم میخوانیم:👇
« تنگه هرمز تنها نامی روی نقشه نیست؛ ضربانِ قلب تاریخی است که قرنها میتپد. چیزی فراتر از نمک و موج در آن جریان دارد؛ حسِ قدمت، قدرت، صلابت و آرامشی که ریشه در هزاران سال فرهنگ و تمدن دارد. #هرمز نه فقط گذرگاه کشتیها، که گذرگاه داستانهایی است که در سکوتِ باد در گوشِ صخرهها زمزمه میشوند.»
===========================
🖌️باشگاه نویسندگان شاولد :
https://ble.ir/shavaladpub بله
https://eitaa.com/shavaladpub ایتا