- زمستان میرسد؛گلدان خالی حسرتش این است!..
چرا شاخه ی مهمان خود را کم بغل کرده؛
-حامدعسکری
- شآیَد!..
- دقت کردید؟
- تو یه رویایی که نمی رسی به دستم؛نمی شی سهمم اما مَن همیشه عاشقت هستم!(:
- شآیَد!..
؛
- رود راهی شد به دریا؛کوه با اندوه گفت؛
میروی اما بدان دریا ز مَن پایین تر است!(: