-میگهکه:
دردنیاییکهروزی...
روحخودممراترکمیکند؛
انتظار از دیگران نباید داشت!(:
- انگار در حومهی دانمارك
زندگی میکنم ،
چیزی جز گاو در اطرافم نیست .
-داستایوفسکی.
- آنقدردرسینهغمدارمجناغمسوخته؛
ابرهادیرآمدیدازراه،باغَمسوخته..
کورشدذوغمولیجابرسرمداریهنوز
تیربرقیلانهمتروکم؛چراغمسوخته(:
- محسنحیدری .