- شآیَد!..
تنی چند ، دل از دست تو برداشتهاند که اینان به غم عشق تو، سر داشتهاند «سنایی»
دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده است
چه کردهای که ز بود و نبودت آزرده است؟!
- فاضل نظری
- شآیَد!..
دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده است چه کردهای که ز بود و نبودت آزرده است؟! - فاضل نظری
تمام باغ جهان، گرچه پر ز گل باشد
به دید من، همه خار استو مهر تو به دل باشد
«صائب تبریزی»
- شآیَد!..
تمام باغ جهان، گرچه پر ز گل باشد به دید من، همه خار استو مهر تو به دل باشد «صائب تبریزی»
در من هزار دردِ نهان گريه میکنند.
- حسین منزوی
- شآیَد!..
در من هزار دردِ نهان گريه میکنند. - حسین منزوی
در طلب هرچه هستی، تو خود آنی
دانی؟ ، ارنه ،تو خود،در طلبِ آنی
«مولوی»
- شآیَد!..
در طلب هرچه هستی، تو خود آنی دانی؟ ، ارنه ،تو خود،در طلبِ آنی «مولوی»
یک ترانه تویِ ماشین اتفاقی، بی هوا
گریه میاندازَدَت با اوجِ بی منظوریاش
- فاضل نظری
- شآیَد!..
یک ترانه تویِ ماشین اتفاقی، بی هوا گریه میاندازَدَت با اوجِ بی منظوریاش - فاضل نظری
شتاب کن، که کارِ ما، به وقتِ تنگ است
هنوز مانده بسی، که وقتِ جنگ است
«سعدی»
- شآیَد!..
شتاب کن، که کارِ ما، به وقتِ تنگ است هنوز مانده بسی، که وقتِ جنگ است «سعدی»
میخواین هنوز ادامه بدید؟؟؟؟
.
خبر داری چرا وقتی دل بیتاب میگیرد
سراغ از خاطراتی دور اما ناب میگیرد؟
خبر داری چرا تا نیستی در خشکی محضم؛
ولی تا میرسی دور مرا گِرداب میگیرد . .
مخاطبهای شعرم در پی کشفِ تواَند آری،
ببین هرکس برای دیگری قلاب میگیرد!
همین که پشت قاب پنجره می ایستی با من
جهان زیباترین تصویر خود را قاب میگیرید،
‹تو که از وسعت دیوانگی هایم خبر داری›
بگو وی بی تو چشم خستهام را خواب میگیرد
توجه کرده ای وقتی ك میگویی خداحافظ
دلم اندازه شبهای بی مهتاب میگیرد ؟
من از ابراز احساسات خود هرگز نمیترسم!
ولی از ترس ترست خانهام را آب می گیرد
شنیدم ساکن شهری شدی در پشت دریا، آه
دلم هر شب سراغ از قایق سهراب می گیرد!