بچه ها استادمون یچیز خیلی جالب تعریف کرد😂
سنش خیلی بالاست.میگفت خیلی سال پیش به من گفتن بیا برو اینجا فلان تیم فوتبال فعلا مربی ندارن یا نمیدونم چی،تو به عنوان بزرگتر اونجا باش
میگفت قبول کردم و رفتم و یه مسابقه داشتیم با یه تیم دیگه
تیم مقابل یه بازیکن داشت که خیلی پرشاش قوی بود و خوب سانتر میکرده
یه اقایی به این استاد ما میگه فلانی که خوب میپره یه کسی میشه تو فوتبال چون خیلی استعداد داره
و سالها بعد اون اقاهه واقعا یه کسی میشه و میشه علی دایی😂
خدا رو چه دیدی خلاصه،تلاش کن
امروز کلاس اول کنفرانس دارم
ساعت بعدش امتحان
ساعت بعدش ارائه
ساعت بعدشم ارائه
بعدشم میرم دکتر
دانشکده بچه های حقوق و داخلش و یکسری تغیرات دادن و خیلی خفن و خوشگل شده.
اون پسری که مزارش کنار مهدی بود و یادتونه؟
عکسش تو سالن دانشکده هست.و هر دوشنبه که میبینمش دلم کباب میشه:*)
اینکه همچین آدمایی یه روزایی همین کنار گوشمون بودن و ما اصلا متوجه نشدیم خیلی غم انگیزه.
خدایا چشمای این بنده حقیرت و باز کن و از همون بنده خوبات بفرست تو زندگیش.قل میدم قدرش و بدونم.
حاج خانوم
امروز کلاس اول کنفرانس دارم ساعت بعدش امتحان ساعت بعدش ارائه ساعت بعدشم ارائه بعدشم میرم دکتر
امروز شکست خورده بودم.پروژه ای که بخاطرش دیشب کلی بیدار موندم رو سیستم دانشگاه کار نکرد و نمره شو نگرفتم.تو کنفرانس جواب یکسری از سوالای استاد و نمیدونستم.کارای عکاسیم تایید نشد.
ولی کی اهمیت،ادامه بدههههه
حاج خانوم
امروز شکست خورده بودم.پروژه ای که بخاطرش دیشب کلی بیدار موندم رو سیستم دانشگاه کار نکرد و نمره شو نگ
متاسفانه اینطوریه که تو یک هفته وقت میزاری رو کارات و استاد تو یک دقیقه رد میکنه🌝