eitaa logo
اشعار ناب آیینی
28.9هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
1هزار ویدیو
64 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . تبلیغات پربازده مجموعه غدیر👇 https://eitaa.com/joinchat/1975058490C0233b308cd . . . 📳 مجموعه تبلیغاتی گسترده ایتا😍👇 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 ـ
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۲ ایستادم میان گوهر شاد چشم بر گنبد امام مراد مرغ قلبم ز سینه ام پر زد رفت تا دانه گیرد و امداد چشم هایم شبیه ابری شد که پر از داد بود و پر بیداد اشک هایم دوید بر صورت مثل آهوی خسته از فریاد گفتم آقا گدایی آمده است بده در راه حق به حقِّ جواد یا امام رضا گدایم من شاه ملک قضا گدایم من جود سلطان طوس سر وا کرد برگه ام را گرفت و امضا کرد چشم هایم که قطره ای نم داشت حالتش را شبیه دریا کرد قلمم خسته بود و درمانده ناگهان جان گرفت و غوغا کرد خواستم تا غزل درست کنم ولی او نیَّتی دگر را کرد شعرهایم پر از طراوت شد تا که آقا مرا مصفّا کرد صله ام را گرفتم و بردم تا که نام جواد آوردم دست های گدایی ام در پیش مضطر و خسته و کمی دلریش با بساطی که خالی، خالی است بی نوا و شکسته و درویش آمدم با دلی که بیمار است که بوَد گوشه چشم تو کافیش چه شود تا عنایتی بکنی و دلم را حریم خود سازیش آمدم تا دل مرا بخری و مقیمم کنی به خانه ی خویش نازنین رضا جوابم ده صله از لطف بی حسابم ده دل و دینم اسیر نام شما مرغ قلبم مقیم بام شما نوکری خانه زادم آقا جان پدرانم همه غلام شما نانمان از کنار سفره ی تان آبمان جرعه ای ز جام شما یاد داریم از طفولیت چو نماز است احترام شما هر چه داریم از شما داریم ثروت ما بوَد به نام شما پدر و مادرم فدای شما جان چه قابل به زیر پای شما جود تو بی نهایت است آقا کار دستت عنایت است آقا تشنگان را بیا ببین امشب وقت لطف و سقایت است آقا تو طبیبی و قلب من بیمار آرزویم شفایت است آقا گوشه چشمی اگر کنی بر دل در دو عالم کفایت است آقا چون هوایت هوایی ام کرده دل من در هوایت است آقا سائلم سخت آرزومندم آمدم تا دخیل دل بندم http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ای چشمه سار بخشش و ایثار و جود ها ای ابتدای رشته ی بود و نبود ها خلق جهان ، به امر خدا شد به خاطرت سر منشأ کرامت و بذلی و جودها معیار قرب و دوری حق از ولای توست معنی گرفته با تو فراز و فرود ها سمت نگاه تو که مسیری است تا خدا رمز تقربِ همه اهل سجودها نامت که در میانه ی هر بیتی آمده شد افتخار جمله ی شعر و سرود ها سر رشته ی تمامیِ دل ها به دست توست با مهر تو تنیده همه تار و پود ها قدر تو را ولی همگان ناشناختند تا جرعه های کینه نصیب تو ساختند در پیچ و تاب حادثه ها مبتلا شدی تا لحظه ای که کشته ی زهر جفا شدی در عمر کوته ات که نه چندان بهار دید با هر خزان و رنج و جفا آشنا شدی در بی کسی و غربت تو این سخن بس است حتی میان خانه اسیر بلا شدی با همسری که همدم و یارت نبوده است هر لحظه با غمِ دل خود همنوا شدی تا شعله های زهر غمش بر جگر نشست درد آشنای سوز دلِ مجتبی شدی جان با لبان تشنه بدادی به بی کسی تا زاین جهت چو کشته ی کرببلا شدی از داغ تو شراره به قلب فلک فتاد جانم فدای غربتت ای حضرت جواد معنا گرفته قرب خدا با نگاه تو باشد تمام اهل جهان در پناه تو آن خالقی که خلق دو عالم نموده است فرموده آفرینشِ خود با گواه تو ماندی غریب از چه به شهر و به خانه ات با آن که بوده خیل ملک از سپاه تو وقتی که خون جگر شدی از زهر همسرت سر زد تمام غربت و غم در نگاه تو در لابلای هلهله های کنیزکان آید صدای ناله ی پر سوز و آه تو مانده سه روز پیکر تو زیر آفتاب بر گو چه بوده اِی گل زهرا گناه تو ؟ بر بی گناهیِ تو شهادت دهد خدا بر هر دلی ز داغ تو محنت دهد خدا http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ما ذیل سایه ی رضوی پا گرفته ایم از فیض اوست هر چه به دنیا گرفته ایم هر بار رفته ایم به باب الجواد او حاجات خود تمامی و یکجا گرفته ایم هر دفعه گفته ایم به سلطان ارتضا جان جواد !! عزت عقبی گرفته ایم این بس که ما ز برکت لطف وسیع او خادم شدیم و منصب آقا گرفته ایم این کار عاشقی است که پر باز می کنیم با شوق یار یکسره پرواز می کنیم ______________________ بال و پری گشوده دلم در هوای تو من زنده ام ز رحمت و جود و عطای تو دستم پر از نیاز و دلم مملو از امید با کاسه ای شکسته به درب سرای تو یا حضرت جواد الائمه عنایتی من سائل و امید دل من وفای تو ای آسمان گدای مقام رفیع تو من هم گدای رحمت بی انتهای تو نام شما تمام نیاز دل من است مهر شما قبول نماز دل من است ______________________ شیرین تر از عسل به خدا ذکر نام توست واجب به حکم عشق فقط احترام توست باران اگر گرفت به لطف شما گرفت خورشید و ماه وقف درود و سلام توست جود و کرم همیشه بریزد ز دست تو احسان به سائلان همه دم در مرام توست وقت قعود ذاکر ذکر خفّیه ای لطف و عطا نمایش وقت قیام توست بر ما بتاب ای نهمین شمسه ی ولا ای انعکاس فاطمه دردانه ی رضا ______________________ بوی بهشت ذره ای از عطر و بوی تو مستی دائمی دل ما ز سبوی تو راحت نبود نام تو بردن به روی لب راحت نبود پر زدن دل به سوی تو ای سفره ی عنایت تو تا همیشه باز کی می شود که سر بزنم من به کوی تو درد آشنای سینه ی هر خسته ای تویی داروی درد هر دل بیچاره هوی تو ما را کنار سفره ی جودت مقیم کن ما را هم از اهالی خُلق عظیم کن ______________________ http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#یا_جوادالائمه لب تشنه ز عمق جگرش می گفت : آه می سوخت به ظلمت غریبی چون ماه شد ورد لبش لحظه ی آخر ، ناگاه لا یوم کیومک ابا عبدالله شاعر: #محمد_مبشری شهادت امام جواد علیه السلام تسلیت باد . http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
🔹عریضۀ دل🔹 قلم به دست گرفتم، خدا خدا بنویسم به خاطر دل خود، نامه‌ای جدا بنویسم اگرچه اشک ندامت امان نمی‌دهد اما خدا کند بتوانم که نامه را بنویسم به نامۀ عمل خود نگاه کردم و گفتم که از کجا بنگارم؟ که از کجا بنویسم؟ به کارنامۀ خود، رنگی از ثواب ندیدم مگر که چند خط از جرم و از خطا بنویسم دلم گرفته و ابری‌ست، ای خدا کمکم کن که شرح غربت خود را به آشنا بنویسم اگرچه خانه‌خراب گناه غفلت خویشم اثر به جوهر اشکم ببخش، تا بنویسم کنار جادۀ حیرت، دوباره زمزمه کردم که نامه را، ننویسم به یار، یا بنویسم؟ ولی به خاطرم آمد که عرض حاجت خود را به آستان ولی نعمتم، رضا بنویسم طبیب جان و دل عاشقان! اجازه بفرما که چند جمله‌ای از درد بی‌دوا بنویسم شکسته بسته دعا می‌کنم، مگر بتوانم حدیث آینه را با تو، بی‌ریا بنویسم وضو به اشک بگیرم، نماز توبه بخوانم مگر به یاری عشق تو، رَبَّنا بنویسم همین که قفل دلم را کنار پنجره بستم هم از طبیب بگویم هم از شفا بنویسم به شوق هم‌نفس قدسیان شدن، به حضورت «کلام قدسی روحی لک الفدا بنویسم» حضور قلب ندارم، ولی عریضۀ خود را به محضر چه کسی بهتر از شما بنویسم؟ فدای مهر و وفای تو ای غریب خراسان! وفا نکرده‌ام آخر که از وفا بنویسم به من که از عرفات فضایل تو، به دورم اجازه می‌دهی از سعی و از صفا بنویسم؟ در آستان تو، پروا نکرده‌ام ز معاصی چگونه شمع صفت، اشکِ بی‌صدا بنویسم ز کم‌سعادتی خود، یک از هزار نگفتم اگر که نامه به سوی تو، بارها بنویسم هزار مرتبه جانم فدات! از چه بگویم؟ هزار بار فدایت شوم، چه‌ها بنویسم؟ همیشه در دل طوفان، نجات‌بخش غریقی چقدر از کرم و لطف ناخدا بنویسم سه چار روزۀ عمرم گذشت و وقت نکردم که از شفاعت و لطف تو در «سه جا» بنویسم به شوق گوشۀ چشمی، به عشق نیم‌نگاهی به روی بال کبوتر، مگر دعا بنویسم... http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
🔹بوی بهاران🔹 ماه مدینه رو سوی ایران می‌آورد؟ یا آفتاب رو به خراسان می‌آورد؟ می‌تابد از تمام زوایا بر این دیار می‌آید و به پیکر ما جان می‌آورد جغرافیای شرق به هم می‌خورد، ببین دارد نسیم، بوی بهاران می‌آورد آه ای کویرهای ترک‌خورده، از عطش! او چشمۀ کرامت و احسان می‌آورد رو می‌کند به جانب آفاق بی‌کران یک آسمان ترنّم باران می‌آورد این سرزمین، بهار قدمگاه سبز اوست او هر دلی که هست به فرمان می‌آورد بر دوش خود ردای پیمبر نهاده است در دست خود نگین سلیمان می‌آورد... قرآن ناطق است که لب باز می‌کند او از کتاب، مدرک و برهان می‌آورد... ای آسمان بگو که ندیده‌ست چشم تو ابری که با خود این‌همه باران می‌آورد... http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
🍃🌺 نذر خورشیدِ آسمان ایران 🌺🍃 عاشق کوچک ترین کوره دهاتِ مشهدم کیش مال دیگران! عمریست ماتِ مشهدم یک حرم دارد طلا، آیینه باران، غرقِ نور تا قیامت محو موصوف و صفات مشهدم بیقرار روضه خوانی های صحن کوثر و عاشق جشن و سرور و سور و ساتِ مشهدم کاملا زائر مدار است و کرَم خیز است و من؛ سالیانی هست محوِ خُلقیات مشهدم حسرت پابوس دارم ای اجل مهلت بده جرعه جرعه تشنهٔ آب فرات مشهدم شخص ِ میکاییل بی منّت تبرّک برده است بارها از زعفران و از نبات مشهدم صبح جمعه، غرقِ «ندبه» کنج صحن انقلاب عصر جمعه عاشقِ بغضِ «سمات» مشهدم از کجا باید بگیرم؟! کربلایم پیشکش ... چند وقتی هست که گیرِ برات مشهدم! http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
جگرم سوخته و دور ُو بَرم می خندند به زمین خوردنَم و چشمِ تَرم می خندند سینه ام سوخته از تشنگی و روی خاک آب ریزند به پیش نظرم .... می خندند چشمـهایم شده تار و بدنـم زرد شده روضه هایم شده مثل مادرم می خندند ناله هایم وسط هلهله ها گم شده است جای گریه به غم اهل حرم می خندند دست و پا می زنم و گریه کن گودالم به همین آه و به شاه بی سرم می خندند یک نفر نیست به دادم برسد واویلا جگـرم سوخت به سوز جگرم می خندند جگرم سوخت ولی دختر دردانه نگفت شعله افتاد به روی معجرم.... می خندند دختری گفت که موی سرِمن سوخته ُو... هر دو پا پر شده از زخم و وَرمْ می خندند ندبه خـوان پای سر بریده یِ بر نیزه خواهری گفت که خَم شد کمرم می خندند http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
(ع)-شهادت برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش تو زخم دیده ای پر خود بر زمین مکش ای مادری تر از همه کم دست و پا بزن پهلو شبیه مادر خود بر زمین مکش بر تار گیسوان تو جای لب رضاست این گیسوی مطهر خود بر زمین مکش اسباب رقص و شادی زن ها شدی چرا صورت به پیش همسر خود بر زمین مکش اینان ز دست و پا زدنت کیف می کنند طاقت بیار و پبکر خود بر زمین مکش بر روی نازنین لب تو خاک و خون نشست پس آیه های کوثر خود بر زمین مکش شکر خدا که نیست تماشا کند رضا گوید دو دیده ی تر خود بر زمین مکش در کربلا پدر به پسر التماس کرد برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش بس کن حسین آبروی خویش را مبر زانو کنار اکبر خود بر زمین مکش کار عباست بردن این جسم زینبا با گوشه های معجر خود بر زمین مکش http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
کسی خبر نشد از غربت نهانی من نیامده به سرم بهر همزبانی من فقط غریب مدینه غم مرا فهمد که همسرم شده در خانه خصم جانی من کجایی ای پدرم؟حال و روز من بینی کمی تو گریه کنی بهر ناتوانی من برای مادرم انقدر گریه کردم تا غم جوانی اش امد سر جوانی من بیا و خوب ببین کوچه ی بنی هاشم به جلوه آمده در وقت قد کمانی من بیا و در رخ من روی مادرت را بین کبود گشته چو او روی ارغوانی من میان هلهله ها گمشده نوای دلم ز بسکه کف زنند وقت روضه خوانی من چگونه جسم مرا تا به روی بام کشید عیان بود ز مچ پای ریسمانی من هزار بال کبوتر نیابتا ز حسین رسید تا که کند کار سایه بانی من سلام بر بدن بی عزیز خدا سلام بر تن عریان سیدالشهدا http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند پاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید به پریشان شدن بال و پرش خندیدند درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف دست میبرد به سوی کمرش،خندیدند آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین همگی جمع شدند دور سرش خندیدند یک نفر نیست که از خاک سرش بردارد بر نفسهای بدون اثرش خندیدند زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند دست پا می زند و نیست کنارش پدری تا ببیند به عزای پسرش خندیدند کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود لشگری دور تن مختصرش خندیدند هر چه می گفت حسین یاولدی یاولدی... عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7