#شعر_عاشورایی
#حضرت_علی_اکبر علیهالسلام
#مثنوی
🔹حنجرۀ فاطمی🔹
میرود بر لبۀ تیغ قدم بردارد
درد را یکتنه از دوش حرم بردارد
مثل یک ماهِ پسِ اَبر عبورش زیباست
بارها گفتهام این قصه مرورش زیباست
پسری با دلِ پُر خون به دل دریا زد
پشت پا بر همۀ خوب و بد دنیا زد...
ماه میخواند پس از رؤیت او سورۀ شمس
سایه انداخته بر صورت او سورۀ شمس
در دل سنگدلان قصد شکفتن دارد
پسری جای زره آینه بر تن دارد...
چشم وا کرده و درپیش، یلی را دیدند
پرده از چهره که برداشت، علی را دیدند
ترس دارند از این چهرۀ آرامِ علی
لرزه انداخته بر پیکرشان نامِ علی
پیر جنگاند ولی از دل و جان میترسند
از رجزخوانی سردار جوان میترسند
پیش میآید و رخساره برافروخته است
تیر هم چشم به زیبایی او دوخته است
مثل بابای خود، اول همه را موعظه کرد
لافتی خواند و به شمشیرِ سخن، معجزه کرد
آی لشکر، منم اینک پسر بدر و حنین
پسر سورۀ والفجر، «علی بن حسین»
بارها بر لب خود زمزم و کوثر دیدم
خویش را در دل آیینه، پیمبر دیدم...
آمدم با قد و بالای بنیهاشمیام
وای اگر باز شود حنجرۀ فاطمیام
چه خیالات محالیست که در سر دارید
دست از ریختن خون خدا بردارید
گرچه در معرکۀ کربوبلا حق تنهاست
باکی از کشته شدن نیست، اگر حق با ماست
گر نمیخواست پدر جام بلا سر بکشد
شمر کوچکتر از آن بود که خنجر بکشد
ما بخواهیم، ملائک به کمک میآیند
ابر و باد و مه و خورشید و فلک میآیند
سپر محکمی از چادر خاکی دارند
پسران علی از جنگ چه باکی دارند...
غرق در خون بشود لقمۀ نان شبتان
ساقۀ گندم ری خشک شود بر لبتان
حزب بادید که با سکۀ باد آورده،
چه بلایی سرتان اِبن زیاد آورده!
من لبم روضۀ رضوان و... شما خاموشید
ناخلفها خودتان را به جُوِی نفروشید
یک قدم بین شما تا حرم ما راه است
چقدر فاصلۀ باطل و حق کوتاه است
لشکر سنگ! ببینید دلم از نور است
حیف چشم دلتان در پی دنیا کور است
آدم، این قدر طمعکردۀ دنیا باشد!
پسر فاطمه در معرکه تنها باشد!
و همینطور رجز خواند و به سوگند رسید
خسته از جنگ به آغوش خداوند رسید
بر نمیخیزد و برخاسته آه پدرش
و گره خورده نگاهش به نگاه پدرش...
عطش عشق علی بود که بیتابش کرد
دستی از غیب برون آمد و سیرابش کرد
شاخهشاخه بدنش روی زمین گل میکرد
داشت شمشیرِ ابالفضل تحمل میکرد...
چقدر فاصلهات کم شده تا ماه علی
آسمانی شدهای! آجَرَکَ الله علی
📝 #جعفر_عباسی
#محرم
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#حضرت_علی_اکبر علیهالسلام
#مثنوی
🔹محو تماشای علی🔹
ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان
مثل تیری که رها میشود از دست کمان
خسته از ماندن و آمادهٔ رفتن شده بود
بعد یک عمر، رها از قفس تن شده بود
مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود
«مست میآمد و رخساره برافروخته بود»
روح او از همه دل کنده، به او دل بسته
بر تنش دست یدالله حمایل بسته..
آمد، آمد به تماشا بکشد دیدن را
معنی جملهٔ در پوست نگنجیدن را
بیامان دور خدا مرد جوان میچرخید
زیر پایش همۀ کون و مکان میچرخید
بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد
رفت از میسره از میمنه بیرون آمد
آن طرف محو تماشای علی، حضرت ماه
گفت: لا حول و لا قوة الا بالله
مست از کام پدر، زادۀ لیلا، مجنون
به تماشای جنونش همه دنیا مجنون..
آه در مثنویام آینه حیرت زده است
بیت در بیت - خدا - واژه به وجد آمده است
::
رفتی از خویش، که از خویش به وحدت برسی
پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی
نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد
به تماشای نبرد تو خداوند آمد
با همان حکم که قرآن خدا جان من است
آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است
ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست
«دیدمت خُرَّم و خندان، قدح باده به دست»
آه آیینه در آیینه عجب تصویری
داری از دست خودت جام بلا میگیری
زخمها با تو چه کردند؟ جوانتر شدهای
به خدا بیشتر از پیش پیمبر شدهای
پدرت آمده در سینه تلاطم دارد
از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد
غرق خون هستی و برخاسته آه از بابا
آه، لب واکن و انگور بخواه از بابا
گوش کن! خواهرم از سمت حرم میآید
با فغان پسرم وا پسرم میآید
باز هم عطر گل یاس به گیسو داری
ولی اینبار چرا دست به پهلو داری؟
کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است
یاس در یاس مگر مادر من برگشتهست؟
مثل آیینهٔ در خاک مکدّر شدهای
چشم من تار شده؟ یا تو مکرر شدهای؟
من تو را در همهٔ کربوبلا میبینم
هر کجا مینگرم جسم تو را میبینم
ارباً اربا شده چون برگ خزان میریزی
کاش میشد که تو با معجزهای برخیزی
ماندهام خیره به جسمت که چه راهی دارم؟
باید انگار تو را بین عبا بگذارم
باید انگار تو را بین عبایم ببرم
تا که ششگوشه شود با تو ضریحم، پسرم
📝 #سیدحمیدرضا_برقعی
#محرم
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
949.1K
#روز_هشتم_محرم
#حضرت_علی_اکبر
#تک_ضرب
از غمت ریزد اشک چشمانم
از غمت ریزد اشک چشمانم
رفتـی و بـیتـو شمـع سـوزانم
ای علی جانم ای علی جانم...
*
ای به خون غلطان دیده را بگشا
از حــرم آمـد خــون جگــر، بـابـا
لالۀ پرپر در گلستانم
ای علی جانم ای علی جانم...
*
رفتی و خم شـد قامتم از غم
دیده و دل شد خون از این ماتم
در عزایت با چشم گریانم
ای علی جانم ای علی جانم...
*
من سراپا غم، تو سراپـا خون
من رخـم گلرنگ، تـو رخت گلگون
روز من شب شد، ماه تابانم
ای علی جانم ای علی جانم...
*
شاعر: محمود تاری
مداح اهل بیت کربلایی درویشی🎤
#محرم
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#نوحه_شبهای_محرم
#دهه_دوم_سوم
#حضرت_علی_اکبر علیه السلام
وارث کل انبیا علی اکبر علی
آینه دار ِ مصطفی علی اکبر علی
در بندگی تو ، غرق خدایی
فرمانروای ، کرببلایی
جانم علی جان
جلوهٔ هر پنج تنی علی اکبر علی
تو علی بن الحسنی علی اکبر علی
در سفره داری ، مثل عمویی
پیش خدایت ، با آبرویی
جانم علی جان
ریخته دورم بدنت علی اکبر علی
غرقِ به خون شد دهنت علی اکبر علی
بازی مکن با ، جانم عزیزم
جسم تورا در ، عبا بریزم
جانم علی جان
خم شده بابا کمرم علی اکبر علی
آمده عمه ز حرم علی اکبر علی
من ماندم و این ، لبخند لشگر
برخیز علی جان ، شد حرف معجر
جانم علی جان
#محرم
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#نوحه_شبهای_محرم
#دهه_دوم_سوم
#حضرت_علی_اکبر علیه السلام
وارث کل انبیا علی اکبر علی
آینه دار ِ مصطفی علی اکبر علی
در بندگی تو ، غرق خدایی
فرمانروای ، کرببلایی
جانم علی جان
جلوهٔ هر پنج تنی علی اکبر علی
تو علی بن الحسنی علی اکبر علی
در سفره داری ، مثل عمویی
پیش خدایت ، با آبرویی
جانم علی جان
ریخته دورم بدنت علی اکبر علی
غرقِ به خون شد دهنت علی اکبر علی
بازی مکن با ، جانم عزیزم
جسم تورا در ، عبا بریزم
جانم علی جان
خم شده بابا کمرم علی اکبر علی
آمده عمه ز حرم علی اکبر علی
من ماندم و این ، لبخند لشگر
برخیز علی جان ، شد حرف معجر
جانم علی جان
#محرم
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#ولادت_حضرت_علی_اکبر علیه السلام
#مدح_مرثیه_حضرت_علی_اکبر علیه السلام
#حضرت_علی_اکبر علیه السلام
ما گرفتار آفريده شديم
عاشق ِيار آفريده شديم
خاک ما را ز باده گِل کردن
مست دیدارآفريده شديم
به اميدى که ذبح مان بکنند
نذر دلدار آفريده شديم
نسل در نسل عاشقت هستيم
آبرو دار آفريده شديم
خوب شد چون تو دست ميگيرى
ما گنهکار آفريده شديم
چون که آخر تو ميخرى ما را
سرِ بازار افريده شديم
لذتى دارد اين اسير شدن
پاىِ اين خانواده پير شدن
روزگاريست در تمنائيم
مثل قطره ميان دريايیم
پسرِ ارشد امام حسين (ع)
ما همه نوکرتو آقايیم
هر کجا بوى زلف تو آيد
سر گرفته به دست مى آییم
کاش مادر بزرگ تو بود
همه امشب به ياد زهرایيم
بى جهت نيست عاشقت شده ايم
بى جهت نيست مست و شيدايیم
در ميان عروس هاى على
ما گرفتار ام ليلايیم
ريشه دارد کسى که نوکر توست
مادر ما کنيز مادر توست
خوش بحالِ دلی که ساغر شد
گریه ها کرد تا مطهر شد
هرکسی دید ابروانِ تو
زائر صورت ِ پیمبر شد
راه می رفتی و به دنبالت
دلِ سادات تنگ ِ مادر شد
همه گفتند پنج تن یک جا
رویِ دستِ حسین اکبر شد
دست پروردی امام حسن
چه کسی نا امید از این در شد
نمکِ سفرة علی خوردی
طرز جنگیدنت چو حیدر شد
با تو شش گوشه شد ضریح حسین
چون مقامِ تو فوقِ باور شد
ما همیشه حرم که آمده ایم
قبل از ارباب بر تو رو زده ایم
از پسرها جگر درست شده
از جگرها پسر درست شده
چقَدَر باغبان خميده تا
پيش چشمش ثمر درست شده
وقت نقاشىِ سرِ زلفت
شاهکار هنر درست شده
قد کشيدى و زير ساية تو
بهر عمه سپر درست شده
وقت جان دادنِ جوان انگار
دردها در کمر درست شده
با تماشاى دست و پا زدنت
قتلگاه پدر درست شده
بهر يک پيرِ مرد ِخورده زمين
چقدر درد سر درست شده
از على ِ حسين بر دستش
صد و ده تا پسر درست شده
زود عباس با عبا آمد
کار بدست قمر درست شده
عمه مضطر شده زجا بر خيز
حرف معجر شده ز جا برخيز
خواستم تا بغل کنم بدنت
ريخت از لاى پنجه هام تنت
آبرويم ميان لشگر رفت
از جگر لحظة صدا زدنت
يوسفم گير گرگ افتادى
پنجه پنجه شدست پيرهنت
جگرم ريخته بهم چه کنم
با تماشاى دست و پا زدنت
چه کنم تا کمى نفس بکشى
چه کنم وا شود کمی دهنت
از لبت خون لخته مى پاشَد
مثل جان دادن عمو حسنت
مثل کوچه تو گير افتادى
همه با هر چه بود ميزدنت
پشت در يک عبا روى مادر
کربلا اين عبا شده کفنت
قد خميده يکى يکى ازخاک
در عبا جمع ميکنم بدنت
#قاسم_نعمتی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#حضرت_علی_اکبر #علی_اکبر
رسیدهاند صف به صف ملائکه به احترام
خوش آمدی خوش آمدی سلام لطف مستدام
حسین نور عالم و تو نور خانه حسین
فدای مقدمت زمین و آسمانیان تمام
حسین شهر معرفت تویی تو نیز باب آن
نگشته با تو هیچ کس در این مقام هم مقام
ز خصلت پیمبری، ز اقتدار حیدری
و یا شکوه کوثری، بگو بگویم از کدام
اگر صلاح و مصلحت فدای دین شدن نبود
به آیههای حق قسم تو نیز میشدی امام
کسی که دل به تو سپرد عاقبت بخیر شد
بدون عشق تو زمانه چیست ملک بیدوام
به غیر خانه تو جای دیگری نمیروم
اگر تو شاهزادهای غلام زادهام غلام
تو سوره شجاعتی تو آیههای غیرتی
بگو که بی حضور تو عقیله برنداشت گام
به پیش مرگی پدر زدی به ساحت خطر
فدای این همه وفا فدای این همه مرام
تویی تو آن گلی که مانده بود بین خارها
سر تو بود و سنگها تن تو بود و ازدحام
چه شد که با سنان و تیر و نیزه هم سخن شدی
مگر حسین فاطمه نبود با تو همکلام
#محمود_یوسفی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
4_5848035467462721439.mp3
738.1K
#شورولادت
#حضرت_علی_اکبر عليهالسلام
🔸🔸🔸🔸🔸🔸
بند اول:
بنی هاشم همه زیبا
دو تن زین جمله زیباتر
کمان ابرو اباالفضل و
سیه گیسو علی اکبر
مرآت محمدی، تندیسِ وِلا
میبارد زِ قامتش شرحِ اِنّما
در تعریفِ او چنین فرموده حسین
علی شد ممسوسِ در ذات خدا
اعلا علی اکبر
والا علی اکبر
ای دُرِّ نهان در صدفِ حضرتِ داور
مولا علی اکبر
آقا علی اکبر
ای خَلْقَاً و خُلْقَاً شده تمثال پیمبر
علی اکبر مولا مولا
بند دوم:
همه مبهوت زِ سیمایش
از آن زلفِ چلیپایش
زمانی که اذان گوید
حرم مستند زِ نجوایش
هر کس که او را دیدش گفت بی امان
این اکبر است یا پیغمبره زمان
یوسف با آن همه زیبایی خود
گوید خورشیدِ جَنّتْ این است همان
زیبا علی اکبر
رعنا علی اکبر
ای ثانی و هم نام علی فاتح خیبر
سالار علی اکبر
دلدار علی اکبر
ای خوش بوترین از همه عطرِ گل و عنبر
علی اکبر مولا مولا
بند سوم:
بنازد حق به پیکارش
عدو درگیرِ آزارش
به وصفِ رزمِ او باشد
به حق یاهو سزاوارش
یک ضربه زِ سوی او صد پیکر هلاک
سرهای عدو چو باران ریزد به خاک
با هر ضربه اش بگوید عمه به او
ای جانم بر قَهْرَت نفسی بِفداک
طوفان علی اکبر
غران علی اکبر
بی خود و زره، میزند او بر دلِ لشگر
بی باک علی اکبر
کولاک علی اکبر
با یک غضبش میشود او خالق
علی اکبر مولا مولا
✍️به قلم: #محمد_مهدی_مرادی
#طاها_تحقیقی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
4_5848035467462721497.mp3
778.2K
#سرودولادت
#حضرت_علی_اکبر علیه السلام
بند🌹
دنیا اومده شبه پیغمبر
اومد برا حسین دل و دلبر
اومد علی دوباره تو شعبان
جانم، آره اومد علی اکبر
شأن اِنّماس
شرح وَ الضحاس
مثل مرتضی
فانی خداس
عشق هر دله
حلِّ مشکله
هم رزمش فقط
ابوفاضله
مسیحای حسینه، وقتی میخنده
میشه با یک نگاهش صد مُرده زنده
علی اکبر سرآپا پیغمبره وُ
صورتش مثل ماه و، چه دلپسنده
📿 علی اکبر یا مولا جانم علی جان 📿
بند🌹🌹
اومد عصای پیریه بابا
اومد ستاره ی شبِ سقّا
وَ اِنْ، یَکادْ میخونه جبرائيل
اومد حماسه سازه عاشورا
رفته به علی
قد و قامتش
موندن جمله در
وصف هیبتش
واسه زینبه
شونه هاش رکاب
نازل میکنه
بر دشمن عذاب
تا که میره سواره تو قلبِ لشکر
میریزه زیر پاهاش یک کوهی از سر
وقتی که توی دستاش میچرخه شمشیر
میره تا عرش نوای الله اکبر
📿 علی اکبر یا مولا جانم علی جان 📿
بند🌹🌹🌹
اومد دلیر و فاتحِ میدان
اومد امیر معرکه گردان
تیغِ دو لبِ، هر دوتا ابروش
اومد دلیلِ خلقتِ طوفان
شیرِ لشکره
خیلی محشره
دشمن رو به روش
قطعاً بی سره
هم با غیرت و
هم نام آوره
کیه این آقا
علی اکبره
توی میدون به والله همتا نداره
حریفش وقت پیکار کارش فراره
تا نقاب بر میداره میتابه نورش
نورِ چشماش مثه تیغِ ذوالفقاره
📿 علی اکبر یا مولا جانم علی جان 📿
✍️به قلم: #طاها_تحقیقی
#علیرضا_پناهیان
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
دل بی قراره_240321013109_170224133813.mp3
2.28M
#سرودولادت
#حضرت_علی_اکبر علیه السلام
💠💠💠💠💠💠💠💠💠
🏳بند اول:
دل بی قراره علی علی
جشنِ بهاره علی علی
تو ماه شعبان دنیا اومد
انگار دوباره علی علی
باز میلادِ خورشیده
باز عیده
ثارالله عیدی میده
باز عیده
شب عاشقیه دلا بی تابه
گل خنده روی لبا می تابه
اگه روز جوون داره تقویم از
قدمِ علی اکبرِ اربابه
یاعلی اکبر مددی
☘🌹☘🌹🍀🌹☘🌹☘
🏳بند دوم:
سردار لشکر علی علی
میرِ مظفر علی علی
خَلقاً و خُلقاً خوده نبی
هم نام حیدر علی علی
زینت دوشِ بابا
ای آقا
تنها هم رزمِ سقا
ای آقا
با قدوم تو شد مدینه محشر
اومدی شدی ماه شب مادر
توی ذات خدا تو شدی فانی
واسه این لقبت شد علی اکبر
یاعلی اکبر مددی
🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
🏳بند سوم:
آهنگ نبضم علی علی
عشق معظم علی علی
لحظه به لحظه رو لب هامه
ذکره منظم علی علی
ای الگوی ایمانم
ای جانم
تو شمع و من پروانم
ای جانم
به سیاهیِ زلف تو دل بستم
با شراب حلالِ نگات مستم
شبیه پدر و مادرم میگم
ای آقازاده نوکرِ تو هستم
یاعلی اکبر مددی
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
شعر: #طاها_تحقیقی(یاحسین)
ملودی: #احسان_نوری
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
سرود ولادت.mp3
1.69M
#حضرت_علی_اکبر علیه السلام
#ولادت
#سرود
#روز_جوان
🌷بند اول:
الله اکبر، دنیا اومده علی اکبر
خَلْقَاً وَ خُلْقَاً، رفته کاملا به پیغمبر
توو ماه شعبان، متولد شد علی بازم
هرکی می بینش، میگه این اکبره یا حیدر
موذن ارباب دنیا اومده
ما چی بگیم که خوبیاش عیانه
بس که خدا دوس داره اکبرش رو
اسم این آقا اول اذانه
جانم به، رفتار و، کردارِ زهراییش
عالم شد، سر مسته، چشمای صهباییش
او آمد و دل، برد از همگان
شد ماه حسین، خورشید جهان
سر زنده شده، ایام کهن
از مقدم او، شد روزِ جوان
علی اکبر علی اکبر علی اکبر مولا
🌷بند دوم:
الحمدلله، برکت رسیده از بالا
بارون رحمت، شد علیه اکبره لیلا
مجنون امشب رو، تا سحر دخیل این خونس
یُمن این مولود، به همه عیدی میده مولا
یوسف مصری واسه عرض تبریک
اومده اما شده محو سیماش
بس که شمایلش قشنگ و ماهه
این دفه یوسفم بریده دستاش
ای جانم، که ارباب، در شأنش فرموده
علیٌ، ممسوسٌ، فی ذاتِ الله بوده
بر روی لبش، تکبیر علی
در معرکه با، شمشیر علی
چون میرود او، در قلب عدو
آید به نَما، تصویر علی
علی اکبر علی اکبر علی اکبر مولا
✍️به قلم:
#طاها_تحقیقی
#سید_مهدی_بنی_هاشمی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#حضرت_علی_اکبر علیه السلام
#ولادت
گفتم:ای دل! به جان رسیدم، گفت:
زچه؟ گفتم: از آن چه دیدم، گفت:
ز چه خم گشته قامتت، گفتم:
از غم هجرِ او خمیدم، گفت:
تو کجا و غمش کجا؟ گفتم:
حق به این فطرت آفریدم، گفت:
خوش بلایی است عشق او، گفتم:
این بلا را به جان خریدم، گفت:
عجب از اشک و آه تو! گفتم:
به خدا! زین دو رو سپیدم، گفت:
با گناهان چه می کنی؟ گفتم:
که علی می دهد نویدم، گفت:
به که دل بسته ای؟ بگو؛ گفتم:
کشته ی عشق آن شهیدم، گفت:
دیده ای کربلای او؟ گفتم:
این بُوَد منتها امیدم، گفت:
درمدیحش بگو سخن، گفتم:
من ز پیر خِرد شنیدم، گفت:
که در او بین جلال سَرمد را
صورت و سیرت محمد را
دل ز دنیا گسسته ام امشب
خوش از این دام رَسته ام امشب
تا شود خانه ی محبت دوست
دل ز دنیا گسسته ام امشب
پیِ تجدیدِ عهد با جانان
همه عهدی شکسته ام امشب
درهوای طواف کعبه ی عشق
باز اِحرام بسته ام امشب
مژده آمد که می رسد از راه
آن نگار خجسته ام امشب
به امیدی که دست من گیرد
سر راهش نشسته ام امشب
تا ز دیدار او صفا یابد
این دل و جان خسته ام امشب
ارمغانم به آستانه ی او
بُوَد این گل که بسته ام امشب
که در او بین جلال سر مد را
صورت و سیرت محمد را
عقل کُل را نظیر می آید
عشق کُل را وزیر می آید
نهر دیگر جدا شد از کوثر
یا که خیر کثیر می آید
بارش رحمت خدا امشب
بر کبیر و صغیر می آید
امشب از توده ی گنه کاران
ناله ی "یا مجیر" می آید
هردم از بندگان خاک نشین
بانگ "نِعمَ الاَمیر" می آید
ز سرا پرده ی جلال حسین
طُرفه ماهی منیر می آید
کز تجلّای روی زیبایش
مهر گردون، حقیر می آید
پسری داده برحسین، خدا
که پدر را نظیر می آید
اوست روح کرامت و کرمش
خلق را دستگیر می آید
شیری از بیشه ی علی برخاست
که چو او شیرگیر می آید
خونِ خونِ خداست دربندش
که چنین دل پذیر می آید
او علی اکبر است و در مدحش
نغمه از عقل پیر می آید:
که در او بین جلال سرمد را
صورت و سیرت محمد را
چرخ دین،جلوه ای دگر دارد
ماهی از مِهر، خوب تر دارد
آسمان را بگو برون آرد
ماه از این خوب تر، اگر دارد
پسری در کمال زیبایی
جای در دامن پدر دارد
شد ز لطف خدا حسین، پدر
پسرت یا علی! پسر دارد
جای زهرا در این میان خالی است
کز رخ طفل، بوسه بردارد
نیست زهرا ولی بُوَد زینب
که چو جان طفل را به بر دارد
دید حق، برحسین و داغ دلش
کز غم "سَیدُ البَشر" دارد
خواست کز خاطرِ خطیر حسین
این غم جان گداز بردارد
داد او را یگانه فرزندی
که نشان از پیامبر دارد
می کند یاد جدّ اَطهر خویش
تا به رخسار او نظر دارد
او علی اکبر است و در وصفش
این سخن را مَلَک ز بر دارد:
که در او بین جلال سرمد را
صورت و سیرت محمد را
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7