eitaa logo
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
14هزار دنبال‌کننده
26.7هزار عکس
14هزار ویدیو
389 فایل
﷽ رِسـآنو | رسـانه‌ ای برای آگاهـی و تغییر تیم آموزشی مهندس شاهرخ ابراهیمی ▪️ تربیت رسانه ای ▪️ هوش مصنوعی ▪️ علـــوم شنـاختـی برای آنکه رسانه را فقط مصرف نکنیم؛ آن را بفهمیم.💡 ✔️ارتباط با رسانو: @resano_admin ✔️جهت هماهنگی جلسات: @hamahangi_resano
مشاهده در ایتا
دانلود
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
#فاطمیه 🖇 اهمیت ایام فاطمیه ◽️ مناسبت‌های مذهبی، هویت اعتقادی تشیع‌اند و بزرگداشت آن‌ها نقش مهمی د
... ✨حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها حضرت فاطمه‌ﷺ محور درس‌هاست.آفرینش و زندگی حضرت زهراﷺ این نکته را به اثبات می‌رساند که: 🔅۱. می‌توان احساسات و انعطاف زنانه را با شعور و درایت حماسی پیوند زد؛ 👌🏼۲.می‌توان از محیط خانه منشأ تحولات اجتماعی و تاریخی شد؛ 🕌۳.می‌توان در محراب عبادت با ملک هم‌نوا گردید و از آنجا، پای به مسجد گذاشت و بلاغت را در ادبیات سیاسی و فرهنگی به اوج رساند؛ 👨‍👩‍👧‍👦۴.می‌توان اوج اقتدار زنانه را در خضوع به همسر، پرورش فرزند، خانه‌داری، توجه به علم و معرفت و حضور مؤثر در مهم‌ترین عرصه‌های حیات سیاسی و اجتماعی، تعریف کرد و عمر کوتاه زندگی مادی را تا همیشه تاریخ جاودانه ساخت. ✅ @shebrahimiii | رسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
... #فاطمیه #شناخت_بامعرفت ✨حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها حضرت فاطمه‌ﷺ محور درس‌هاست.آفرینش و زندگی
... بازشناسی شخصیت فاطمهﷺ از آن جهت اهمیت دارد که ادعا می‌کنیم جریان تحقیر تاریخی زن و نمایش توانمندی و ارزشمندی او، در سلوک مردانه و به خود بستن صفات مذکر نیست و باید اوج اقتدار زن را در بازبینی «هویت زنانه» جست. 🔺او توانست با حفظ هویت زنانه خود توانست در تمام ابعاد شخصیتی و انسانی به اوج کمالات دست یابد و به عنوان الگوی زنان عالم معرفی شود. 〰ادامه دارد... ✅ @shebrahimiii | رسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
... بازشناسی شخصیت فاطمهﷺ از آن جهت اهمیت دارد که ادعا می‌کنیم جریان تحقیر تاریخی زن و نمایش توانم
... همراهان خوب رسانو؛ ادامه این مطلب،تا پایان فاطمیه، به صورت روزانه و منسجم، خدمتتون ارائه خواهد شد.🙏🏼💐 ✅ @shebrahimiii | رِسانو
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا قطره سومین دارنده منابع گازی جهان و 142 برابر کوچکتر از ایران اما هیچ زیرساختی نداره! ✅️@shebrahimiii | رِسانو
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به اسم سرنگونی آخوند اما برای نابودی ایران! ✅️@shebrahimiii | رِسانو
نبض امید رو بخونیم 👌 ✅ @shebrahimiii | رِسانو
🔻 معاون دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش: استفاده از رسانه های اجتماعی، عکسبرداری، فیلمبرداری و ضبط صدا در محیط مدرسه جز با کسب اجازه از مدیر مدرسه ممنوع است. ✅ @shebrahimiii | رِسانو
بیانیه سفارت روسیه در ایران در خصوص شایعات: نه کارکنان سفارت و نه متخصصان روسی در نیروگاه هسته‌ای «بوشهر» قصد تخلیه به هیچ‌جا را ندارند. فعالیت‌ها در حالت عادی ادامه دارد. ✅️@shebrahimiii | رِسانو
🧠🌱 | قصه‌هایی شبیه ما هستند 📖 قسمت هشتم: وقتی هنوز اتفاقی نیفتاده، نگرانم! ساعت از یازده شب گذشته بود، اما آراد هنوز بیدار بود. کتاب امتحان فردایش روی میز باز مانده بود و گوشی‌اش هر چند دقیقه یک‌بار روشن می‌شد. قرار بود فقط یک فصل دیگر بخواند و بعد بخوابد؛ اما ذهنش برنامه‌ی دیگری داشت. «اگه فردا سر جلسه همه‌چی یادم بره چی؟» چند لحظه بعد، فکر دیگری آمد: «اگه نمره‌م کم بشه چی؟ اگه معدلم خراب بشه؟ اگه از بقیه عقب بمونم؟» آراد کتاب را بست و به سقف خیره شد. فصل را خوانده بود، تمرین‌ها را هم حل کرده بود؛ بااین‌حال، هنوز احساس می‌کرد به‌اندازه‌ی کافی آماده نیست. ✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
🧠🌱#نبض_ذهن | قصه‌هایی شبیه ما هستند 📖 قسمت هشتم: وقتی هنوز اتفاقی نیفتاده، نگرانم! ساعت از یازده
چند ماه قبل، دوستش سامان هم شب قبل از یک امتحان همین حال را داشت. آن شب تا دیروقت بیدار ماند، اما فردای امتحان فهمید بیشتر سؤال‌ها از همان چیزهایی بوده که بلد بوده است. آراد این خاطره را به یاد آورد و با خودش گفت: «پس چرا من هنوز نمی‌تونم خیالم رو راحت کنم؟» صبح روز بعد، وقتی از امتحان بیرون آمد، نفس راحتی کشید. امتحان آن‌قدرها هم که در ذهنش ترسناک شده بود، سخت نبود. اما این آرامش زیاد طول نکشید. عصر همان روز، پیامی از دوستش دریافت کرد که درباره‌ی یک فرصت کارآموزی صحبت می‌کرد. آراد که تازه داشت برای آینده‌ی تحصیلی و شغلی‌اش تصمیم می‌گرفت، دوباره ذهنش شلوغ شد. ✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
چند ماه قبل، دوستش سامان هم شب قبل از یک امتحان همین حال را داشت. آن شب تا دیروقت بیدار ماند، اما فر
«اگه نتونم وارد دانشگاه خوبی بشم چی؟ اگه کار مناسبی پیدا نکنم چی؟ اگه چند سال دیگه بفهمم همه‌چیز رو اشتباه انتخاب کردم چی؟» این بار دیگر خبری از امتحان فردا نبود؛ اما نگرانی همچنان حضور داشت. آراد متوجه شد که انگار ذهنش همیشه یک اتفاق تازه برای نگران شدن پیدا می‌کند. حتی وقتی یک مسئله تمام می‌شود، مسئله‌ی دیگری جایش را می‌گیرد. چند روز بعد، وقتی با خواهر بزرگ‌ترش صحبت می‌کرد، بالاخره گفت: «خسته شدم از بس قبل از اینکه اتفاقی بیفته، هزار بار توی ذهنم تجربه‌ش می‌کنم.» خواهرش کمی فکر کرد و گفت: «شاید چون فکر می‌کنی اگه همه‌ی احتمال‌های بد رو از قبل بررسی کنی، دیگه غافلگیر نمی‌شی.» آراد گفت: «خب، مگه این کار بدیه؟» خواهرش جواب داد: «نه همیشه. فکر کردن به آینده می‌تونه کمکمون کنه آماده بشیم. ولی یه وقت‌هایی دیگه آماده شدن نیست؛ فقط داریم بارها نگران چیزی می‌شیم که هنوز اتفاق نیفتاده.» این جمله در ذهن آراد ماند. ✅️@shebrahimiii | رِسانو