شعرِ تو...
خوش به حال هرکه دریافت تو را...
واژه های شعر من گلبرگ احساس من ست
از صمیم قلب اما؛ دوستت دارم تو را...
می شود از مهر دریایی تو نوشید عشق؟
می شود حتی به حد قطره ای یا بیشتر؟!
نه ردیف ست و نه دارای عروض و قافیه
شعر هم از شوکتت شیرازه اش از هم گسست...
تاب دوری از تو را مادر ندارد این حزین
کاش در راه تو جان دادن،سراپا سوختن...
باتو جنت ها بهشت و از تو عالم ها به پا
از بهشت و جنت و عالم، تو را خواهم فقط...
آه مادر من تو را خواهم فقط...