🪴زیارت امام زمان علیه السلام در روز جمعه
🍃السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ فِى أَرْضِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللّٰهِ فِى خَلْقِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللّٰهِ الَّذِى يَهْتَدِى بِهِ الْمُهْتَدُونَ، وَيُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخائِفُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَلِىُّ النَّاصِحُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَفِينَةَ النَّجاةِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاةِ، السَّلامُ عَلَيْكَ، صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ، عَجَّلَ اللّٰهُ لَكَ مَا وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَظُهُورِ الْأَمْرِ،
🍃السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ، أَنَا مَوْلاكَ عَارِفٌ بِأُولَاكَ وَأُخْرَاكَ، أَتَقَرَّبُ إِلَى اللّٰهِ تَعَالَىٰ بِكَ وَبِآلِ بَيْتِكَ، وَأَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَظُهُورَ الْحَقِّ عَلَىٰ يَدَيْكَ؛وَأَسْأَلُ اللّٰهَ أَنْ يُصَلِّىَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ يَجْعَلَنِى مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ لَكَ وَالتَّابِعِينَ وَالنَّاصِرِينَ لَكَ عَلَىٰ أَعْدائِكَ، وَالْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فِى جُمْلَةِ أَوْلِيَائِكَ .
🍃يَا مَوْلاىَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ، صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ آلِ بَيْتِكَ، هٰذَا يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَهُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فِيهِ ظُهُورُكَ، وَالْفَرَجُ فِيهِ لِلْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ يَدَيْكَ، وَقَتْلُ الْكافِرِينَ بِسَيْفِكَ، وَأَنَا يَا مَوْلاىَ فِيهِ ضَيْفُكَ وَجَارُكَ، وَأَنْتَ يَا مَوْلاىَ كَرِيمٌ مِنْ أَوْلادِ الْكِرَامِ، وَمَأْمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَالْإِجَارَةِ، فَأَضِفْنِى وَأَجِرْنِى صَلَوَاتُ اللّٰهِ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّاهِرِينَ.
هدایت شده از مُنعِم فلسطینی🇵🇸🇮🇷
پسرم...
همان پایی را امروز مىبوسم که روزی اولین قدمهایش را به سوی من برداشت... همان پایی که دیروز با شوقِ فردایی روشن، از این خانه رفت و امروز، با قامتی شکسته اما روح تابان بازگشت.
فرزندم..
همیشه میگفتی: "مادر، بهشت زیر پای توست.."
اما امروز فهمیدم بهشت، در خون تو جاریست...
در چشمان بستهات که هنوز امید از آنها میبارد،
در دستانِ آرامت که با همهی ناملایمات این دنیا، صلح کردهاند...
عزیزم..
دلم میخواست تورا در لباس دامادی ببینم،
شادپوش، با چشمانی پر از شوق فردا...
اما دشمن، حتی این یک روز را هم برنتابید...
اما بدان
عروست را چون دختر خود در آغوش میگیرم،
همانگونه که تو را در آغوش گرفتم...
او هم میداند که این فراق، اندکزمانی بیش نیست...
پسرم
من و او،
در انتظار لحظهای هستیم که بار دیگر،
در سرایی بیپایان،
در کنار هم جمع شویم..
جایی که نه بمبی هست، نه دردی..
جایی که فقط نگاههای تو را میبینم،
و صدای خندهات را میشنوم...
تا آن روز
پرواز کن،
آزادهترین پرندهی بهشت.
پ.ن: قرار بود پسرش فردا زندگی مشترک خود رو شروع کنه
@monem_ps