❥❥❤️ إِلٰهِى لَوْلَا الْواجِبُ مِنْ قَبُولِ أَمْرِكَ لَنَزَّهْتُكَ مِنْ ذِكْرِى
إِيَّاكَ عَلَىٰ أَنَّ ذِكْرِى لَكَ بِقَدْرِى لَابِقَدْرِكَ ،
وَمَا عَسَىٰ أَنْ يَبْلُغَ مِقْدارِى حَتَّىٰ أُجْعَلَ مَحَلّاً لِتَقْدِيسِكَ ،
وَمِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَيْنا جَرَيَانُ ذِكْرِكَ عَلَىٰ أَلْسِنَتِنا ،
وَ إِذْنُكَ لَنا بِدُعائِكَ وَتَنْزِيهِكَ وَتَسْبِيحِكَ .
معبودم، اگر پذیرش فرمانت بر من واجب نبود هر آینه پاک نگاه میداشتمت از اینکه ذکر تو گویم، چه ذکر من از تو بهاندازه کاستی من است نه برازنده کمال تو، شأن و اندازه من چقدر میتواند بالا رود تا ظرف تقدیس تو قرار گیرم؟ از بزرگترین نعمتها بر ما جاری شدن ذکر تو بر زبان ماست و اجازهات به ماست که تو را بخوانیم و تنزیه و تسبیح کنیم.
#حدیث
ربعىّ بن عبد اللَّه و فضيل بن يسار گويند: امام صادق (ع) فرمود: به دلت بنگر، اگر رفيقت را دوست نداشت حتماً يكى از شما خلافى كرده است.
منبع : امالی شیخ مفید ص ۳۲
✍ بسیار مختصر ، جامع و پر محتوا ...
مومن ، فقط مومن را دوست دارد !
و او را نزدیک و همراه و یاور خود می داند ...
البته روی سخن امام صادق فقط با مومن است !
یعنی اگر یک روز شد دیدی دوستت را دیگر دوست نداشتی یا کمتر دوست داشتی ! یا تو از خدا فاصله گرفتی یا او ...
یا برعکس بیشتر دوست داشتی ، یا تو به خدا نزدیکتر شده ای یا او ...
چون خدا در قلب های مومنین است لذا الفت دهنده بین قلوب آنها نیز خداست !
گناهان روابط را تیره و تار می کند ! ...
جالب است وقتی فرد توبه می کند دوباره در قلب دوستانش جا می گیرد و دوباره باز می گردد ... .
من فکر می کنم رابطه با امام زمان و دوستی و محبت با ایشان هم از همین سنخ باشد !
هر چه قدر با تقواتر می شوید ، بیشتر به اولیای خدا نزدیک می شویم !
و دوست داریم بیشتر با استغاثه و دعا با آن حضرت رابطه پیدا کنیم !
و این حس بیشک دو طرفه است ...
اما وقتی گناه می کنیم ، آن حضرت را مدام به فراموشی می سپاریم ... .
و آن حضرت نیز از ما فاصله می گیرد ...
این گناهان ماست که بین مومنین و اولیای خدا فاصله می اندازد ... .
اگر این ها نباشند و ما درست و خالص زندگی کنیم بی شک این آهنربای عشق آخر انسان را به معشوقش متصل خواهد کرد ! و در چشم حضرت عزیزتر خواهیم شد ... .
داستان اویس قرنی را همه بلدیم ...
چرا باید عطر وجود اویس پیغمبر را شوق بیاندازد ... ؟
حال آنکه هر دو هیچ وقت هم را به امور ظاهری ندیده بودند ...
البته که پیامبر به سبب علم نبوی اویس را به خوبی میشناختند ، اما اویس که علم نبوی نداشت ، او فقط عشق به پیامبر داشت ...
من چو از جان شده ام عاشق آن روی نکو
آخراین عشق مرا با تو سبب چیست بگو
از خودم بوی تو می آید واین نیست عجب
هرچه را با گل وبا مشک نهی گیرد بو