هدایت شده از برای آمدنت...
حرفی نزنیم که اتحاد خدشه دار بشه
غافل از پرسش کدام پیروزی
خودمون را به شادی پیروزی کودکانه گره بزنیم...
حرف امام زمین ماند که ماند...
دفتر تاریخ را ورق میزنم
آهی میکشم سردِ سرد
نگاهم بی رمق به سطرهای قرنها میخوره
دشمن از کشته ها پشته ها ساخته
و در پستوی خانه ها
سرها به سجده ی شکر از نان شب به خاک...
حرف امام زمین ماند که ماند...
مدد میگیرم از سوره های قرآن
قدر و نصر، عادیات و سوره انسان
تا شرمندگی آیات احزاب
از غمم غمخانه نسازه...
حرف امام زمین ماند که ماند...
بپیچم به قد و بالای اسماء خدا
به خَیرَ مُجیب و خَیرَ ناصر و منصور
رمق ندارم همین کلام باشه و بس
که درد جوانه زده ز تخم آتش بس...
حرف امام زمین ماند که ماند...
آه تو ای محبوب قلبم گل زهرا
تمام عطر گل مریم و خدیجه ی کبری
زمین و زمان خاک راه توست مهدی جان
برس به داد دل و جان ز لطف الرحمن