حــُـزنـي 𝂵
_
؛
نوشــتن آنقـدر از روی بدنـش رد شــدن ،
جـآی سُــم اسـب هـٰـا ،
روی بــدن مـطهـر مـونــده بــود ،
بــدن کــش اومــده بــود ،
قــد آقـٰـا بلـند شـده بــود ،
حضـرت قـاسـٰم رو میـگم ؛
- دامــاد کــربـلا ۲۰۱ .