eitaa logo
شِیخ .
10هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
135 ویدیو
5 فایل
‌الله ‌ - طلبه - نویسنده - فعال رسانه #طلبه‌ی‌جوان‌حزب‌اللهی . مدیر - @Oo_Parvaneh_oO ناشناس : https://daigo.ir/secret/84750920
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ بعد از اینکه سخنرانی‌م تموم شد. میکروفن رو گذاشتم کنار و براشون از اهمیت خوش اخلاقی گفتم. اینکه صرفا نماز اول وقت خوندن توی مسجد ملاک نیست. اگه یوقت بچه ها همراه ماماناشون اومدن مسجد، رفتار ما با اونها خیلی مهمه. خدا نکنه یوقت باهاشون بدرفتاری کنیم.. دو دقیقه ای درمورد این مساله صحبت کردم و یکمم حرفهاشونو شنیدم. بعد از اینکه مراسم تموم شد و داشتم میرفتم؛ یه خانمی بدو بدو پشت سرم دوید. دست راستشو مشت کرده بود. انگار یه چیزی رو قایم کرده باشه تا من نبینم. کلی از من تشکر کرد و با مهربونی مشتشو توی دست من باز کرد. دیدم یه صد تومنی مچاله شده‌ست. هرچی اصرار کردم که لازم نیست و من بخاطر این چیزها نیومدم قبول نکرد. یه برق و شوق خاصی توی چشم‌هاش بود که خیلی قشنگ‌ترش میکرد. این پولو ازش قبول کردم. و این شد اولین محبتی که بابت سخنرانی از مردم به من رسیده :) دلم نیومد این خاطره‌ی قشنگ و معنوی رو اینجا ثبت نکنم .. ‌
خدایا. تو سال جدید دلمو به خودت سپردم.
‌ من از آدم‌هایی که یهو خیلی باهات احساس صمیمیت میکنن. هرروز پیام میدن. هرروز کلی خبرتو میگیرن و برات از گذشته و حال و آیندشون تعریف میکنن. بعد یهو غیبشون میزنه و دیگه کلا تو رو یادشون میره خوشم نمیاد. ‌
رفتم‌خونه‌‌ی مامانم اینا، بابام یه نیم ساعتی غیبش زد. ما هرچی صداش میکردیم جواب نمی‌داد. بعد دیدیم با یه لبخند ژکوند آمد. این ماهیتابه هم دستش بود. با یه ذوقی تو چشم‌هاش ماهیتابه رو گذاشت رو زمین. دیدیم میوه پوست کرده برامون :)
پیش‌مرگ پیشنهاد میکنم این فیلم‌رو حتما با خانواده برید سینما و ببینید :) لحظه‌ لحظه‌اش غرور آفرین بود. من با این فیلم قلبم یه لبخند عمیق زد . ‌
‌ سه چهار روزِ دیگه میشه دقیقا یک ماه که ما از خونمون دوریم. سی روز عدد کمی نیست. دلتنگی برای خونه یه طرف، دلبستگی به این خونه ای که این یک ماه توش زندگی کردی یه طرف دیگه ... چیه این زندگی؟ یا دلبسته ای یا دلکنده. توی هردو تا حالتم، مشوش و نگرانی! ‌
خدایا به ترس کودکان معصوم غزه، به اشک بی‌صدای مادران قدس، به شانه‌های لرزان پدران بیت‌المقدس العجل مولای یا صاحب الزمان
شِیخ .
خدایا به ترس کودکان معصوم غزه، به اشک بی‌صدای مادران قدس، به شانه‌های لرزان پدران بیت‌المقدس العجل م
‌ و این جانمازی که همه جا همراهمه :) حرم، نماز جمعه، روز قدس، حوزه، مسجد، همه جا ... ‌
وقتی با یک روحانی ازدواج کردید باید به خیلی چیزها عادت کنید. مثلا اینکه آنها وقتی از کوچه و بازار و خیابان و هرکجا که رد می‌شوند‌ به تمامِ انسان‌هایی که در آن اطراف قدم می‌زنند و حضور دارند سلام می‌کنند. پس شما همسری دارید که متعلق به تمام مردم است. و سلام و حال و احوال پرسی اش با دیگران همیشگی‌ست. شما وقتی همسر یک طلبه شدید باید بدانید که همسرتان ساعت کاری خاصی ندارد و حتی وقتی به رستوران رفته اید تا یک شام دونفره بخورید؛ ممکن است کسی بیاید و بخواهد قریب به یک ساعت از ایشان درباره مسائل شخصی‌ و مشکلاتش مشاوره بگیرد... در زندگی طلبگی شما نسبت به عامه‌ی مردم، در مسائل اقتصادی سطح متوسطی دارید اما به طرز عجیب و معجزه‌ آسایی همیشه برکت و رحمت از راه می‌رسد و گره از مشکلاتتان حل می‌کند. راستی! شما اگر زن با سلیقه‌ای باشید و همسرتان روحانی باشد؛ باید حداقل هفته‌ای یکبار و برای هر مهمانی، هر سخنرانی و هر جلسه، به صورت جداگانه یک دست لباس که مجموعا سه متر یا شاید هم بیشتر می‌شود اتو کنید. عبا، قبا، شلوار پارچه‌ای و پیراهن آخوندی... همسران طلاب خوب می‌دانند که یک طلبه، هرگز نمی‌تواند یک جا بند شود‌‌. دائما مشغول است‌. یا درس می‌خواند، یا می‌رود تبلیغ، یا سعی دارد گره از مشکلات مردم باز کند‌. مثلا زن و شوهری را که به اختلاف خورده اند آشتی دهد. یا برای پسری، پا پیش بگذارد برای خواستگاری، یا جهیزیه تازه عروسی را جور کند و حلاّل هزاران مشکل دیگر باشد .. همسر یک طلبه بودن، باری روی دوش آدم می‌گذارد که بارِ سنگینی‌ست. شما باید عادت کنید که الگو باشید. هرکاری را که انجام دهید مردم درست می‌پندارند و عین همان را انجام می‌دهند. پ.ن: اینو بگم که، زندگی طلبگی با همه‌ی سختی‌هاش از بقیه زندگی‌ها شیرین‌تره. طعم شیرین خدا رو میشه توش حس کرد‌.
علت غیبت چند روزه‌‌م توی کانال این سفر بود : 🌱
‌ ما انسان‌‌ها از سنگ سخت‌تر نیستیم‌ که. بالاخره اثر می‌پذیریم ... ‌