زندگی.
پارسال ماه رمضون سحری ها خونه ی عزیز می موندیم و با برادر می نشستیم اولین یخبندان تحلیل می کردیم بعد نماز صبح نمی خوابیدیم و تا سر حد مرگ اولین یخبندان میدیدیم و جیغ می کشیدیم انقدر فن گرلی شونو میکردیم که بمیریم و یادمه به رسم سانگ یان همه اش بهم می گفتیم یکم غذا اضافه دارم اشتباهی برای دو نفر غذا آوردن و باهم چرتو پرت هامونو می خوردیم ..
<امیدوارم منظورمو را از رسم سانگ یانی رسانده باشم ◠‿◠>
ون یی فان خیلی ملموس و دلنشینانه بود برام
یجورایی مثل بستنی وانیلی ای که روش رو با توت فرنگی های کوچولو زینت داده اند?🍓🍧
این ادیت رو هم خیلی دوست می دارم و صد سالی می شد که میخواستم بفرستمش پس الان فرستادمش🦔
هدایت شده از [괜찮아?!.^-^]🇮🇷🍓🇵🇸
دقیقاا دقیقا : ) سانگ یان و خودداریش و شیطنت هاش و صبوری هاش و درک بالاش و نگاه های دورادور و لبخنداش هم >>😭
هر کس مرا طلب کند مرا می یابد و هر که مرا بیابد مرا می شناسد و هر که مرا بشناسد مرا دوست دارد و هر کسی مرا دوست بدارد عاشقم می شود و هر که عاشقم بشود عاشقش می شوم و هر کس را که عاشقش بشوم او را از عشق خودم می کشم و هر کسی را بکشم دیه او به گردن من است و هر کس که به گردن من دیه ای دارد من خودم دیه او هستم
_ پرتوی نور🌔>