Mohammad EsfahaniMohammad Esfahani - Ziyarat.mp3
زمان:
حجم:
22.8M
علی شیر خدا یا شاه مردان
دل ناشاد ما را شاد گردان
#محمد_اصفهانی
@SherAdab
#تطبیق
﴿تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا ۚ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾
( قصص/ ۸۳)
آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند، و فرجام نیک از آنِ پرهيزگاران است.
چون حُسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست
آن بِهْ که کار خود به عنایت رها کنند
#حافظ
@SherAdab
شیعیان! دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
میبرد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش ازینها حرمت کوی منا دارد حسین
بس که محملها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمیداند عروسی یا عزا دارد حسین
بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بیحرمتیها کِی روا دارد حسین؟
او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بیوفا دارد حسین
دشمنانش بیامان و دوستانش بیوفا
با کدامین سر کند؟ مشکل دوتا دارد حسین
ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمهای
گوش کن عالَم پُر از شور و نوا دارد حسین
شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
اشک خونین گو: بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بیریا دارد حسین
#شهریار
@SherAdab
ای ز داغ تو روان خون دل از دیدهی حور
بیتو عالَم همه ماتمکده تا نفخهی صور
ز تماشای تجلّای تو مدهوش کلیم
ای سَرت سِرّ أنا الله و سنان نخلهی طور
دیدهها گو همه دریا شو و دریا همه خون
که پس از قتل تو منسوخ شد آیین سرور
شمع انجم همه گو اشک عزا باش وبریز
بهر ماتمزده کاشانه چه ظلمات و چه نور
تا جهان باشد و بوده است که دادهاست نشان
میزبان خفته به کاخ اندر و مهمان به تنور
سر بی تن که شنیدهاست به لب سورهی کهف
یا که دیده است به مشکات تنور آیهی نور
جان فدای تو که ازحالت جانبازی تو
در طف ماریه از یاد بشد شور نشور
غرق دریای تحیّر ز لب خشک تو نوح
دست حسرت به دل از صبر تو ایّوب صبور
مرتضی با دل افروخته لاحولکنان
مصطفی با جگر سوخته حیران و حصور
#نیّر_تبریزی
@SherAdab
قسم به معنی لا یُمکِنُ الفرار از عشق
که پر شدهاست جهان، از حسین سرتاسر
#حمیدرضا_برقعی
@SherAdab
مِیفروشی در لباس پارسا برگشته است
آه از این نفرین که با دست دعا برگشته است
پینههای دست و پا سر زد به پیشانی، عجب!
کفر با پیراهن زهد و ریا برگشته است
داد از این طرز مسلمانی که هر کس در نظر
قبله را میجوید اما از خدا برگشته است
خیمهی خورشید را "دیندارها" آتش زدند
آه معنای حقیقت تا کجا برگشته است
ای دل غمگین به استقبال زیبایی بیا
کاروانی را که روی نیزهها برگشته است
چند بار آخر به استقبال یک تن میروند
سر جدا، بازو جدا، پیکر جدا برگشته است
جاءَ نورٌ أشبَهُ النّاس بِخَیر الأولیاء
گوئیا پیغمبر از غار حرا برگشته است
هر که آن خورشید را در خون شناور دید گفت
حکم قتل نور از شام بلا برگشته است
از بد و نیک جهان جای شکایت هست و نیست
خوب یا بد هر چه هست از ما به ما برگشته است
#فاضل_نظری
@SherAdab