با اهل قلم عهد اخوت بستم
با رود به دریای صفا پیوستم
سرباز ولایتم، قلم اسلحه ام
من مفتخرم که یک بسیجی هستم
#محمدجواد_منوچهری #شعر #هفته_بسیج
📜 @sheraneh_eitaa
نگاهش را صدایش را همه ناز و ادایش را
خریدم تا که فهمیدم خدا دارد هوایش را
#شعر #ارسالی_مخاطب #مرضیه_سادات_مرتضوی
📜 @sheraneh_eitaa
هر صبا از چرخ آمد آفتاب مه نقاب
روی بنماید که هستم نور آن عالیجناب
با همه ذرات عالم در حدیث آمد خموش
گوید ای اولاد من چون نی تو در آب و تراب
گل سؤال از بلبل شیدا کند کین ناله چیست
غنچه بگشاید دهن گوید سؤالش را جواب
در دهان بلبل ای گل صد زبان بگشاده
تا بگویی وصف حسن خویشتن با شیخ و شاب
وه که پیش شمع رخسار جمالش تا بروز
همچو پروانه دل سوزان ما میشد کباب
کوهی دیوانه دل شد مست و لایعقل بماند
چون کشید از جام ساقی باده با چنگ و رباب
#شعر #کوهی
📜 @sheraneh_eitaa
میرزا مهدیقلیخان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود.
پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق و كلام آموخت. دیری نپایید كه وی به تهران رفت و به سبب آوازۀ شعر و ادب خویش به دربار ناصرالدینشاه راه یافت و پس از خواندن قصیدهای در حضور شاه، از وی لقب «افسر الشعراء» گرفت. اما افسر شاعر دربار و مداح ناصرالدینشاه نشد و به كرمان بازگشت و گاه به انتقاد از سلطان نیز پرداخت. او حتى در قصیدهای كه در ستایش از ناصرالدینشاه سروده، از نابسامانی اجتماعی و تنگدستی مردم انتقاد كرده است.
افسر نخستین انجمن ادبی كرمان را كه ایمن، جیحون و میرزا آقاخان كرمانی بدان پیوستند، بنیاد نهاد، اما این انجمن پس از چندی به سبب مخالفتهای دولتمردان منحل گردید و افسر نیز به بم تبعید شد. تبعید، شاعر را از پای درآورد و پس از بازگشت به كرمان درگذشت.
آقابزرگ، افسر را دارای دو دیوان دانسته، و حجم سرودههای او را هفت هزار بیت برآورد کرده است. بخشی از سرودههای افسر با عنوان دیوان افسر كرمانی به كوشش نوادۀ او، عبدالرضا افسری كرمانی، در تهران در سال ۱۳۶۶ هجری شمسی به چاپ رسیده است. نمونههایی از خط نسخ، شكسته و نستعلیق افسر همراه با نثر مسجع وی كه به شیوۀ قائم مقام فراهانی است، در آغاز این چاپ آمده است.
#افسر_کرمانی #معرفی_شاعر
📜 @sheraneh_eitaa
گرامی باد یاد شهدای عزیز مردم گرگان
در ۵ آذر سال ۱۳۵۷
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
روز قیامِ شیر مردانِ دلاور
در سینه ها باقیست یادش ، پنج آذر
روزی که گرگان گشت در خونش شناور
با جمع مردان و زنانش ، پنج آذر
طیفِ وسیعِ مردمانِ انقلابی
در خاک و خون افتادگانش ، پنج آذر
گرگان قیامت شد ز خون پاک یاران
تقدیم کرده جسم و جانش ، پنج آذر
روزی که از بیداد و ظلم و جورِ طاغوت
روییده شد آلاله هایش ، پنج آذر
صدها درود بیکران بر آن شهیدان
همواره جاویدان نشانش ، پنج آذر
جاوید بادا روح پاک عاشقانش
روز پر از رنج و خزانش ، پنج آذر
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#محمدصادق_ربانی #شعر
📜 @sheraneh_eitaa
به حریم کوی دلبر که برد پیام ما را
که به پادشه بگوید سخن من گدا را
بود آرزو همینم، که نهد قدم به چشمم
همه زین غمم که مژگان خلد آن عزیز پا را
رخ و لعل و زلف او را گل و قند و مشک گفتم
به عتاب گفت: کم گو سخنان ناروا را
به دو زلف عنبرینش ختن و ختا چه گویم،
که نبخشد آن گناه و نپذیرد این خطا را
به خدنگم ار بدوزی، نبرم علاقه دل
که به جان خریده ام من همه ناوک بلا را
چو صبا ز زلفت آرد سحر ار به من نسیمی
همه بنگری مشوش، سحر من و صبا را
ز تو از صبا حدیثی، دل من شنید و خون شد
که مباد از تغافل، که رها کنی جفا را
شده زآن مشوش افسر، سر زلف آن پری رو،
که دهد مگر قراری، دل بی قرار ما را
#شعر #افسر_کرمانی
📜 @sheraneh_eitaa
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 | شعری از استاد شهریار در مدح بسیج و بسیجی
یا علی باز از خدا دستی به همراه بسیج
جاودان کن در جهان این جلوه و جاه بسیج
یا علی خون حسینت کی رود از یادها
گو ببیند زینب این غوغای خونخواه بسیج
تا علمدارش گشاید بال شاهین علم
می دهد فرمان حسینت کو بود شاه بسیج
می زداید دود آه خیمه های سوخته
خیمه و خرگاه زد در کربلا آه بسیج
کوردل بودند اهل کوفه و بیعت شکن
قوم سلمان است این قوم دل آگاه بسیج
غرش ای شیر خدا ببر و پلنگ خفته را
تا شود صدامیان خرگوش و روباه بسیج
لشکر اسلام شد چون سیل و طوفان در خروش
کفر اگر خود کوه باشد می شود کاه بسیج
روز کین و انتقام است از گروه حرمله
چند باشد داغ اصغر زجر جانکاه بسیج
رهبر از نصر من الله داد فرمان جهاد
تا رسد فتح قریب از نصرت الله بسیج
صد هزار از "بیست میلیون” رهسپار جبهه هاست
تا بیفتد خرمگس در دام جولاه بسیج
رغبت و شوق شهادت خرمنی انباشته است
حاش لله نیست یک جو، هرگز اکراه بسیج
کربلا تشنه ست و بر سقای خود چشم انتظار
طلعت ماه بنی هاشم بود ماه بسیج
با شعار یا محمد شیعه و سنی یکیست
نیست جز قرآن و حق ذکری در افواه بسیج
این سفر با "فتح پایان” باز می گردد سپاه
می دهد پایان به فتح گاه و بی گاه بسیج
سر به درگاه خدا می ساید این جهد و جهاد
شهریارا تا به سایی سر به درگاه بسیج
📜 @sheraneh_eitaa
هدایت شده از پژوهشگاه فضای مجازی (پردیس قم)
#رویداد_آیه
📡 برگزاری کارگاه بهصورت آنلاین! 🎉
📌 بخاطر درخواستهای شما، امکان حضور آنلاین در کارگاه تولیدمحتوایِ دینی آیه رو هم فراهم کردیم. 🥳🤩
📎 از طریق این لینک میتونین شرایط حضور به صورت آنلاین رو مطالعه و ثبتنام کنین. ✌🏻
🖥️ پژوهشگاه فضایمجازی (پردیسقم) @QomCsri
بازوی خردمند سپهر فناوری
همیشه سربه زیر و ساده بودی دختر باران
شبیه من تو هم افتاده بودی دختر باران
شلال گیسوانت رابه دست باد می دادی
گمانم روستایی زاده بودی دختر باران
برایم مو به مو و خط به خط می گفتی از هر چیز
تو از اوج جنون افتاده بودی دختر باران
شبیه من که مغلوب نگاه آبی ات گشتم
تو هم آیا به من دل داده بودی دختر باران؟!
نخواهی رفت از یادم تو و آن لهجه شرقی
سوار سر به زیر جاده بودی دختر باران
#اسماعیل_سلیمانی_مقدم #شعر #ارسالی_مخاطب
📜 @sheraneh_eitaa
عاشق ار بر رخ معشوق نگاهی بکند
نه چنان است گمانم که گناهی بکند
ما به عاشق نه همین رخصت دیدار دهیم
بوسه را نیز دهیم اذن که گاهی بکند
آنکه آرایش این باغ ازو بود اکنون
نگذارند که از دور نگاهی بکند
دیدن چهره ی معشوق ثواب است خصوص
که دمی در دل بیرحم تو راهی بکند
آنچه با این دل ویرانه غم عشق تو کرد
کافرم گر به دهی هیچ سپاهی بکند
دوش دیدم که درآمد ز درم یار به خواب
اثر این خواب به بیداری الهی بکند
باکم از قتل صفایی به ستم نیست ولیک
ترسم از دست تو یک نیم شب آهی بکند
#ملااحمد_نراقی #شعر
📜 @sheraneh_eitaa
ای دوست نظر به حال ما کن
درد دل خسته را دوا کن
تا چند کشم جفا و جورت
آخر نفسی به ما وفا کن
ای خسرو جمله ماهرویان
روی نظری به این گدا کن
با من ز چه روی سر گرانی
ای عمر عزیز من صفا کن
مستانه چو باد راز سازی
گویی که به خشم خویش جا کن
برخیزم و دامن تو گیرم
سر بر قدمت نهم بمیرم
#شعر #محمد_هروی
📜 @sheraneh_eitaa