eitaa logo
شاعرانه
25.5هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
859 ویدیو
83 فایل
🔹 تبلیغات ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر و ارسال اثر https://eitaayar.ir/anonymous/G246.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
عشق برتافت چنان صبر و شکیبایی را که به خود ره ندهم عزم و توانایی را فارغ از خون جگر، مردم چشمم نشود میل صحرا نبود مردم دریایی را شمع روی تو گذشت از برمن در شب تار برد، از دیده من قوت بینایی را راستی، سرو از آن در چمن آزاد آمد، که ز قد تو بیاموخت دلارایی را جور بیگانه برم یا ستم بار فراق؟ غم جانانه خورم یا غم رسوایی را؟ لذت عشق ندید آن دل سنگین که نبرد، زحمت عاشقی و غصه تنهایی را افسرا، با غم دلدار جفاجوی، بنه شیوه خویش پرستی و تن آسایی را 📜 @sheraneh_eitaa
ای که به کوی مهوشان بار فتاده در گلت تا نرهی از این خطر وا نرهد غم از دلت دعوی عاشقی تو، باور دوست کی فتد ناله زار تا چو نی نشنود از مفاصلت روی چو آفتاب او در خم زلف بنگری چون من تیره بخت اگر تار نگشته محفلت ای که به محمل اندری از پس زلف همچو شب مطلع آفتاب را، دیدم و بود محملت من بشر و پری بسی، دیده ام و نیافتم هیچ پری مشابه و هیچ بشر مماثلت عارض آفتاب را ماه چو خود کلف نهد روز طرب در انجمن بیند اگر شمایلت ای مه سرو قامتم، چیست و کیست تا شود، سرو چمن برابر و ماه فلک مقابلت 📜 @sheraneh_eitaa
میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق و كلام آموخت. دیری نپایید كه وی به تهران رفت و به سبب آوازۀ شعر و ادب خویش به دربار ناصرالدین‌شاه راه یافت و پس از خواندن قصیده‌ای در حضور شاه، از وی لقب «افسر الشعراء» گرفت. اما افسر شاعر دربار و مداح ناصرالدین‌شاه نشد و به كرمان بازگشت و گاه به انتقاد از سلطان نیز پرداخت. او حتى در قصیده‌ای كه در ستایش از ناصرالدین‌شاه سروده، از نابسامانی اجتماعی و تنگدستی مردم انتقاد كرده است. افسر نخستین انجمن ادبی كرمان را كه ایمن، جیحون و میرزا آقاخان كرمانی بدان پیوستند، بنیاد نهاد، اما این انجمن پس از چندی به سبب مخالفتهای دولتمردان منحل گردید و افسر نیز به بم تبعید شد. تبعید، شاعر را از پای درآورد و پس از بازگشت به كرمان درگذشت. آقابزرگ، افسر را دارای دو دیوان دانسته، و حجم سروده‌های او را هفت هزار بیت برآورد کرده است. بخشی از سروده‌های افسر با عنوان دیوان افسر كرمانی به كوشش نوادۀ او، عبدالرضا افسری كرمانی، در تهران در سال ۱۳۶۶ هجری شمسی به چاپ رسیده است. نمونه‌هایی از خط نسخ، شكسته و نستعلیق افسر همراه با نثر مسجع وی كه به شیوۀ قائم مقام فراهانی است، در آغاز این چاپ آمده است. 📜 @sheraneh_eitaa
به حریم کوی دلبر که برد پیام ما را که به پادشه بگوید سخن من گدا را بود آرزو همینم، که نهد قدم به چشمم همه زین غمم که مژگان خلد آن عزیز پا را رخ و لعل و زلف او را گل و قند و مشک گفتم به عتاب گفت: کم گو سخنان ناروا را به دو زلف عنبرینش ختن و ختا چه گویم، که نبخشد آن گناه و نپذیرد این خطا را به خدنگم ار بدوزی، نبرم علاقه دل که به جان خریده ام من همه ناوک بلا را چو صبا ز زلفت آرد سحر ار به من نسیمی همه بنگری مشوش، سحر من و صبا را ز تو از صبا حدیثی، دل من شنید و خون شد که مباد از تغافل، که رها کنی جفا را شده زآن مشوش افسر، سر زلف آن پری رو، که دهد مگر قراری، دل بی قرار ما را 📜 @sheraneh_eitaa
عکاس چو دید روی زیبای تو را زیبائی طلعت دلارای تو را گردید بسی که چون تو بیند به جهان جز عکس تو می نیافت همتای تو را 📜 @sheraneh_eitaa