eitaa logo
شاعرانه
25.5هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
860 ویدیو
83 فایل
🔹 تبلیغات ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر و ارسال اثر https://eitaayar.ir/anonymous/G246.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گشت. صابر در سال ۱۳۰۳ شمسی به تهران آمد و با اهل عرفان و شاعران زمان مأنوس شد و بر اثر اصرار دوستان تهران را برای اقامت اختیار کرد. پدرش بازرگان بود و خودش در ژاندارمری خدمت می‌کرد. توسط ظهور علیشاه به طریقهٔ نعمت اللّهی پیوست. او به سبک هندی شعر می‌سرود و پیرو صائب و کلیم کاشانی بود. صابر در شاعری دارای دو جنبه است: یکی جنبهٔ ذوقی و عرفانی و دیگر جنبهٔ مذهبی و مرثیه‌سرایی. او در هر دو رشته استادی و مهارت داشته است. 📜 @sheraneh_eitaa
بیا، که دیده گذارم تو را بجای قدم خوش آمدی و گل آورده ای، صفای قدم بپرسش دل من گر چه دیر می آئی بیا که جان گرامی تو را فدای قدم بده تمیز ره نیک و بد زهم، ورنه بهر کجا که نهی بنگری سزای قدم زمامداری اعضای تست در خور عشق خوش آن کسی که شدش عشق رهنمای قدم دو چشم بر درو (صابر) نشسته ام که مگر دمی به گوش من آید تو را صدای قدم 📜 @sheraneh_eitaa
پس از سی سال رنج و آزمایش که دادم امتیاز مغز از پوست مرا بی شک یقین گردید حاصل که صد دشمن، نمی ارزد به یک دوست 📜 @sheraneh_eitaa
ز آن پیشتر که چرخ گشاید کتاب صبح برخیز و باش منتظر فتح باب صبح تا چون نسیم خرم و مشگین نفس شوی زنهار پای سعی مکش از جناب صبح در بامداد دیده ی مرغی بخواب نیست کمتر نیی ز مرغ حذر کن ز خواب صبح |صبحتون بخیر و پر برکت🌸💐 📜 @sheraneh_eitaa
همدم شب زنده داران شو، که روشندل شوی شب دل آئینه از شمع مجاور روشن است |شبتون بخیر و شادی🌙 📜 @sheraneh_eitaa
تا میلِ من و تو بر جفا و ستم است تا طینت ما فاقد جود و کرم است تا بَد زِ برای یکدگر می خواهیم گر سنگ ببارد سرِ ما، باز کم است 📜 @sheraneh_eitaa
ره را به خیال رفتن البته بد است دنبال محال رفتن البته بد است با دشمن خود ستیزه کردن نه نکوست با خرس جوال رفتن البته بد است 📜 @sheraneh_eitaa
هر کجا هست دل آزار، دل زاری هست پای مگذار در آنجا که دل آزاری هست شود از مرغ هوا قدرت آزادی سلب اندر آن باغ که صیاد ستمکاری هست ز آه سرد دل ما این همه غافل منشین ایکه امروز ترا گرمی بازاری هست فرصت از دست مبادا دهی ای بلبل مست تا که در ساحت گلشن ز گل آثاری هست هر که گفتت: بره یار وفادار بمیر گو: در این شهر مگر یار وفاداری هست؟ نشود دستخوش غارت گلچین (صابر) آن گلستان که حفاظش در و دیواری هست 📜 @sheraneh_eitaa
بی علم کسی بود که نا اهل بود دانستن علم و معرفت سهل بود این نکته مبرهن است نزد همه کس دانستن هر چیز به از جهل بود 📜 @sheraneh_eitaa
عاشق صادق ای جوان، بند هوس نمی‌شود طایر قدس آشیان، صید مگس نمی‌شود چند اسیر این و آن؟ دل به یکی ده ای جوان! چون همه کس در این جهان بهر تو کس نمی‌شود داشت کسی که عاطفت، نیست انیس بدصفت گوهر بحر معرفت، همسر خس نمی‌شود طی طریق رهروان، نیست به ناله و فغان رهبر اهل کاروان، بانگ جرس نمی‌شود پیرو نفس اگر شوی، خصم تو می‌شود قوی دزد، رفیق معنوی بهر عسس نمی‌شود بوالهوسی و بوالهوس، هست چو طایر و قفس خواهی اگر زنی نفس، کنج قفس نمی‌شود عقل ضعیف و ناتوان، نیست چو عشق کاردان نه خر لنگ را که آن همچو فَرَس نمی‌شود چون من (صابر) ای صنم، با تو کسی که زد قدم کیست که همچو صبحدم، تازه‌نفس نمی‌شود 📜 @sheraneh_eitaa
هرچه می‌گردد سر زلف تو لرزان بیشتر می‌شود جمعیت دل‌ها پریشان بیشتر شب به یاد طره‌ات با دل کشاکش داشتم زین کشاکش، دل پریشان شد، من از آن بیشتر از دو زلفت تیره‌روزی شد نصیب اهل دل صدمهٔ کافر رسد بر اهل ایمان بیشتر نیست زاندوه و غمت دل را پذیرایی دریغ میزبان شاد است باشد هرچه مهمان بیشتر دیدن ماه رخت بر اشک شوق من فزود جزر و مدّ یم شود از ماه تابان بیشتر تا نگویی بر رخت آیینه حیران است و بس من دلی دارم، بود ز آیینه حیران بیشتر هیچ می‌دانی چرا جان را نثارت می‌کنم؟ تا یقین گردد تو را می‌خواهم از جان بیشتر (صابر) از دامان جانان دست حاجت برمدار درد کم گردد اگر کوشی به درمان بیشتر 📜 @sheraneh_eitaa
تو را گفتم که همچون جان شیرین، همدمم باشی نه با اغیار بنشینی و سر بار غمم باشی سخن با چهره ی بگشاده گو، ابرو مکش در هم چرا تا ماه شادی مانده، ماه ماتمم باشی؟ ز مجرم نقطه ای بر دار و ما را محرم دل کن چرا مجرم شوی، تامیتوانی محرمم باشی در این عالم به محبوبت سپردم تا تو نیز ایدل در آن عالم گواه صادق این عالمم باشی درآ، در رشتهٔ نظم ای مرا اندیشهٔ روشن که روزی ترجمان روزگار مظلمم باشی تو را ای کاخ صبر، آباد کردم تاشدم (صابر) که در راه محبت تکیه گاه محکمم باشی 📜 @sheraneh_eitaa