eitaa logo
شاعرانه
25.5هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
859 ویدیو
83 فایل
🔹 تبلیغات ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر و ارسال اثر https://eitaayar.ir/anonymous/G246.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
چه کسی دیده که خورشید به دستان خودش بسپارد به زمین نو مَه تابان خودش چه کسی دیده که بلبل وسط شام سیه یک تنه خاک کند نوگل بُستان خودش می‌رسد شب، پدر خاک به سر خاک کند می رود فاطمه از فرش به رضوان خودش کودکان را ز فغان منع نموده است ولی چه کند با غضب و دیده‌ی گریان خودش بارها خورد زمین تا به در خانه رسید به چه سان دل کند از گوهر پنهان خودش "چاه! بشنو غم دل، نیست مرا مَحرم جان" چاه را کرده علی کلبه‌ی احزان خودش تا که چشمش به در و میخ بیافتد به دمی یادش آید ز سکوت از سر ایمان خودش گفته بودش به وصی حضرت احمد که "علی! کرده رب نام تو را معنی قرآن خودش بعد من فتنه شود صبر تو فرمان خداست" استخوان شد به گلو از سر فرمان خودش باز هم گریه و از غصه زبان بگرفته و دعای فرج حضرت پایان خودش 📜 @sheraneh_eitaa
هر کسی باشد صدای حق، صدای فاطمه‌ست آیه «ثُمَّ اسْتَقامُوا» ماجرای فاطمه‌ست هر طرف مانده‌ست مظلومی میان شعله‌ها ای مسلمان! - هان به پا خیز! - این ندای فاطمه‌ست تا همیشه «مثل زهرا پای حق می‌ایستیم» هر کسی شد یار حق، یارش خدای فاطمه‌ست وقت پیکار است با خصم خدا و خصم خلق کشتن مرحب به شوق مرحبای فاطمه‌ست گوش کن از غزه و لبنان و صنعا بشنوی این طنین انقلاب بچه‌های فاطمه‌ست راه قدس از خاک پاک کربلا خواهد گذشت کربلا آیینۀ عزم و وفای فاطمه‌ست «مادرم مظلومه بود و یاور مظلوم‌ها» اولین مظلوم عالم مرتضای فاطمه‌ست دست مولا بسته شد با ریسمان فتنه‌ها ناجی اُمَّت ید مشکل‌گشای فاطمه‌ست شد طواف فاطمه در کوچه‌ها دور علی بیت زهرا مروه و مسجد صفای فاطمه‌ست شد علمدار علی، زهرای هجده ساله‌اش محسن شش‌ماهه پشت در فدای فاطمه‌ست فاطمه عزم سفر دارد از این خاک غریب آرزوی مرتضی اما شِفای فاطمه‌ست کاشف الکرب علی لبخند زهرا بود و بس بعد از این بیت علی، ماتم‌سرای فاطمه‌ست 📜 @sheraneh_eitaa
آهای باد سحر! باغ سیب شعله‌ور است برس به داد دل مادری که پشت در است چهل نفر، همه نامردهای جنگ‌آور به صف، مقابلِ حوریه‌ای که یک نفر است چه غنچه‌ای‌ست که پرپر شده‌ست کنج حیاط در آشیانۀ بلبل چقدر بال و پر است نگفتم از پسر سوم علی سخنی که سِرّ مُستَتر اهل‌بیت، این پسر است پسر چه عرض کنم پیر عالم امکان پسر نیامده از راه، حیدر دگر است پسر نیامده از راه، معنی والشمس پسر نیامده از راه، عین والقمر است پسر نیامده از راه، آه خواهد رفت پسر نیامده از راه، راهی خطر است گرفت صورت خود را مقابل آتش پسر به خاطر مادر، نیامده سپر است غم تمام پسرهای او، بزرگ ولی غم نیامده فرزند او بزرگ‌تر است قرار نیست بگیرد قرار بعد از او دل شکستۀ مردی که از قضا پدر است 📜 @sheraneh_eitaa
نه فقط عرش حصیر قدم فاطمه است علت خلق دوعالم علم فاطمه است سر سجاده به‌جایی نرسیده است کسی هرچه دادند به ما از کرم فاطمه است ذکر یافاطمه نقش است به سربند علی یاعلی ذکر دم‌وبازدم فاطمه است به دفاع از ولی و شان ولایت برخاست خطبه‌ی فاطمه تیغ دودم فاطمه است روی این نام همه اهل‌کرم حساسند استجابت به خدا در قسم فاطمه است دیگر از آتش دوزخ چه هراسی داریم؟ تا امان‌نامه‌ی ما با قلم فاطمه است ظاهرا خلوت‌وخاکی‌ست، ولی در باطن دل هرشیعه ضریح حرم فاطمه است پسر فاطمه یک‌روز می‌آید از راه ای خوش آن روز که پایان غم فاطمه است 📜 @sheraneh_eitaa
گفت پیغمبر ما پاره تنم فاطمه است جان مولا که همه جان و تنم فاطمه است هرکه آزار دهد فاطمه را از ما نیست هرکه عزّت دهد این ذرّیه را پروا نیست هرکه آزار دهد فاطمه زهرا را گویی آتش زده بنیان همه دنیا را فاطمه بانی این دایره خاکی ماست زان که لولاک لما خلقت الافلاکی ماست هرکه ره داد دلش فاطمه زهرا را رستگار است همه دنیی و هم عقبی را آن که در کشتی اولاد علی جای گرفت عاقبت در کنف نوح نبی جای گرفت یا رب این پای جز از راه علی راه مدار دست از دامن این سلسله کوتاه مدار چشم ما را به وصال مه زهرای بتول روشنی بخش و ز مانیز بفرمای قبول 📜 @sheraneh_eitaa
سر می‌گذارد آسمان بر آستانت غرقیم در دریای لطف بی‌کرانت محبوب‌تر از هر کسی نزد رسولی آغوش او همواره می‌شد میزبانت چون مادری دلسوز، مرهم می‌نشاندی بر زخم او با دست‌های مهربانت نور پدر وقتی که شد خاموش دیگر، تاریک شد، تاریکِ تاریک آسمانت حق علی را غصب کردند و پس از آن انداختند آتش به جان آشیانت می‌سوختی در شعله‌های کینه‌هاشان آه از دلت آه از دل آتشفشانت... با دست‌های بسته حیدر را که بردند با چشم خود انگار دیدی رفت جانت پشت سر حیدر خودت را می‌کشاندی آه از تن مجروح و از اشک روانت هجده بهار از عمر تو تنها گذشت آه ناگاه دیدی می‌رسد فصل خزانت پیچید در خانه برای آخرین بار بوی تنور داغ و بوی عطر نانت بانو تو حتی بعد از این‌که پر کشیدی بودی به فکر کودکان نیمه‌جانت بند کفن وا شد تو با مهری فراوان آغوش وا کردی به روی کودکانت آن کودکانی که پس از تو رنج دیدند ای کاش پایان داشت اینجا داستانت یا لااقل بانو نمی‌رفتی تو ای کاش آن روز در گودال با قدّ کمانت دیدی حسینت را که تنها و غریب است دیدی که غرق خون شده اینک جوانت با ناله تا گفتی بُنَیَّ عرش لرزید عالم همه حیران شد از صبر و توانت گفتی که آبت هم ندادند، آسمان سوخت وقتی شنید این واژه‌ها را از زبانت 📜 @sheraneh_eitaa
ای صبر علی وقت مصیبت ،برگرد داغ است و فراق،مرد غیرت برگرد این باور و اعتقاد ،در،جان من است یک جمعه شود دعا اجابت برگرد 📜 @sheraneh_eitaa
یا صاحب الزمان! بی شَک غم مادر برایت فرق دارد فاطمیه شکل عزایت فرق دارد درد گلو داری ز سوز ناله هایت آه می کشی، لحن صدایت فرق دارد! رَخت سیه داری به تَن از داغ مادر فاطمیه رنگ عبایت فرق دارد ای مرد تنهای زمین جانم فدایت این یک دهه درد و بلایت فرق دارد این روزها را در بقیع هستی عزادار حال و هوای کربلایت فرق دارد مادر حَرَم می خواهد و آقا یقینأ این روزها ذکر دعایت فرق دارد! جای حسن می گی به زهرا پاشو از جا مادر منم مهدی!، عصایت فرق دارد!! 📜 @sheraneh_eitaa
🌹🌹 السلام علیک یا فاطمة الزهرا 🌹🌹 در بهارِ زندگی باری گران بر شانه داشت رهروی از راهِ حق ، در محضرِ جانانه داشت جز خدا هرگز نگفت و جز خدا چیزی نخواست آنکه زهرا بود و جانش لاله ی ریحانه داشت رحمة" للعالمین ، بابای این فرزندِ پاک مصطفی' ، فخر جهان هم ، دختری فرزانه داشت لیک بعد از هجرِ بابا ، مبتلا شد دخترش روی خوش هرگز ندید و دیده بر میخانه داشت بر رخ و پهلو و بازویش ستمکاران زدند روز و شب اندوه و غم در سینه ی دردانه داشت سینه اش از میخِ در ، مجروح شد آن نازنین باورش سخت است ، امّا ، دشمنی بیگانه داشت قتلگاه کودک شش ماهه اش را دیده بود داغِ محسن بر دلش ، هر لحظه و روزانه داشت همسرش حیدر ز داغش سوخت ، امّا صبر کرد غصّه های فاطمه آیا مگر پایانه داشت ؟ کودکانش دیده گریانند زین داغ و فراق مرتضی اندوه بی پایان در این‌ کاشانه داشت رفت زهرا و ز داغش لاله گون شد عالَمی تا قیامت ماند چون شمعی که صد پروانه داشت می رسد ماهِ دلارایش ، امِیدِ عاشقان آنکه جانی خسته از آن ماجرای خانه داشت می زند آتش به جسمِ قاتلانِ مادرش آنکه فریاد بلندش ، آه مظلومانه داشت 📜 @sheraneh_eitaa
🌸حدیث کساء که بصورت شعر نوشته شده است. تقدیم به شما محبان اهل بیت که عاشق این خاندان معظم ومعزّز هستید،لطفا تا انتها با تأمل وتفکر بخوانید لذت می‌برید و بیشتر پی به ارزش معنوی حدیث شریف کساء می‌برید. این حدیث آمد زِ زهرای بتول 🌾 فاطمه؛ صدیقه بنت الرسول 🌸 روزی آمد خانه ما مصطفی 🌾 گفت با حالی شبیه اِلتجا 🌸 ضعف دارم جان بابا دخترم 🌾 پهن کن بابا عبایی بر سرم 🌸 آن عبایی را که دارم از یمن 🌾 آن عبا بر من بکش ای مُمتَحَن 🌸 گفتمش بابا بلا دور از شما 🌾 در پناه مهر و الطاف خدا 🌸 من کشیدم آن عبا بر روی او 🌾 یک نظر کردم به ماه روی او 🌸 صورتی زیبا تر از قرص قمر 🌾 روشن و زیبا ؛نکوتر از سحر 🌸 ساعتی بگذشت و آمد مجتبی 🌾 گفت ای مادر سلام و صد دعا 🌸 گفتمش مادر سلامم بر شما 🌾 نور چشمم ای عزیز با وفا 🌸 گفت مادر خانه دارد عطر گل 🌾 هست بوی جدّ ما ؛ختم رسل 🌸 گفتمش ای نور چشمم بوی او 🌾 آمده در خانه با گیسوی او 🌸 رفت نزد حضرت خاتم؛ حسن 🌾 گفت بابا جان فدایت ؛جان و تن 🌸 گفت بابا صد سلام و صد درود 🌾 بر شما ای خاتم رب ودود 🌸 با اجازه رفت در تحت کسا 🌾 در کنار مصطفی شد مجتبی 🌸 بعد از آن آمد حسین و با سلام 🌾 گفت بوی جدّم آید بر مشام 🌸 گفتمش ای نور چشمانم حسین 🌾 ای عزیز فاطمه ای نور عین 🌸 جدّتان در خانه در زیر کسا 🌾 آمده امروز شد مهمان ما 🌸 با اجازه رفت در زیر کسا 🌾 در کنار مصطفی شد با حیا 🌸 بعد از آن آمد علی مرتضی 🌾 گفت زهرا جان سلامم بر شما 🌸 بوی یار مهربان آید همی 🌾 بوی جوی مولیان آید همی 🌸 گفتم او را یار ختمی مرتبت 🌾 صاحب خُلقِ عظیم و مرتبت 🌸 آمده مهمان ما بابای من 🌾 آمده مانند جان در جسم و تن 🌸 رفت نزد احمد و گفت این سوال 🌾 چیست رمز و راز این وقت و مجال 🌸 با اجازه رفت در زیر کسا 🌾 در کنار مصطفی شد مرتضی 🌸 بعد از آن رفتم کنار اهل خود 🌾 تا بجویم با عزیزان وصل خود 🌸 ما همه بودیم در زیر کسا 🌾 دست خود برداشت بابا بر دعا 🌸 گفت یارب اهلبیتم را ببین 🌾 بهترین خلق خدا روی زمین 🌸 خونشان با خون پاک من قرین 🌾 جسم و جان دارند از من با یقین 🌸 جسمشان را از بدیها دور کن 🌾 قلبشان را خانه ای از نور کن 🌸 لطف کن بر خاندانم با کَرم 🌾 تا ابد آباد گردان این حرم 🌸 دشمن آنها مرا هم دشمن است 🌾 پیش چشمم جلوه اهریمن است 🌸 هر که در دل حُبِّشان دارد به جان 🌾 می شود محبوب من در دو جهان 🌸 بانگ حق برخاست از عرش برین 🌾 کای ملائک بشنوید این با یقین 🌸 هر چه را من آفریدم در جهان 🌾 این زمین و جمله هفت آسمان 🌸 کوه و دریا را اگر من ساختم 🌾 نُه فلک را اینچنین پرداختم 🌸 هر چه زیبائیست در شمس و قمر 🌾 ظلمتِ شبها و نور در سحر 🌸 ساختم اینها به عشق مصطفی 🌾 ساختم با مِهر این اهل کسا 🌸 بانگ زد جبریل مَن تَحت الکسا ؟🌾 صاحب کرسیُّ و مجد و کبریا؟ 🌸 بانگ حق برخاست: زهرا و پدر 🌾 معدن ایمان و کان هر گوهر 🌸 حیدر و فرزند پاکش مجتبی 🌾 هم حسینِ بنِ علی در کربلا 🌸 گفت جبرائیل ای ربّ جلی 🌾 میروم من نزد زهرا و علی 🌸 با اجازه نزد ما زیر کسا 🌾 آمد و می خواند ، پیغام خدا 🌸 گفت ای پیغمبر عالی مقام 🌾 می رسانَد حق به درگاهت سلام 🌸 هر چه که در کلّ عالم خلق شد 🌾 از برای اهل زیر دَلق شد 🌸 گفت از این خانواده تا ابد 🌾 دور شد ناپاکی و هر فعل بد 🌸 جسم و روح خاندانت پاک شد 🌾 نامشان بر تارک افلاک شد 🌸 گفت حیدر چیست رمز جمع ما 🌾 چیست مزد راوی این وضع ما 🌸 گفت هر کس نقل کرد این ماجرا 🌾 در میان دوستان مرتضی 🌸 هر غمی دارد خدا شادی کند 🌾 بر اسیران بانگ آزادی کند 🌸 مشکلات جمعشان حل می شود 🌾 سِحر درد و غصه باطل می شود 🌸 گفت مولا رستگارانیم ما 🌾 همچنان گل در بهارانیم ما 🌸 شیعه با این نقل می گردد سعید 🌾 بهتر از این مژدگانی کس ندید 🌸 ✅ نشر حداکثری باید همدل شیم در مصیبت شهادت مادر 📜 @sheraneh_eitaa
می‌رود از آن سَرِ دنیا خبر می‌آورد شعر در وصف تو باشد بال در می‌آورد شعر در وصف تو یعنی اشک، یعنی اشک، اشک شاعر این ابیات را با چشم تر می‌آورد مصرع اول اگر از «در» بگوید با خودش مصرع دوم سر از دیوار در می‌آورد... پرسشم تلخ است و پاسخ تلخ‌تر، این روزگار، کی برای چیدن یاسی تبر می‌آورد؟ در جواب این که در کوچه چه آمد بر سرش فاطمه هر بار اما و اگر می‌آورد دست او بالا نمی‌آید، ولی این روزها نام ما را در دعایش بیشتر می‌آورد 📜 @sheraneh_eitaa
برخیز فاطمه!! بگو علی در گلوی مناره ها صهبای اذان بریزد تا مرغان صبح به تکبیرت اقتدا کنند برخیز!! قامت راست کن سکوت را بشکن و شب را رکعت رکعت به پگاه برسان تا در اولین الله اکبر تسبیحت کوچه ها بر سر ظلم آوار شود در سی و سومین الحمدالله هستی زبان بگشاید به ستایش تا در سی و سومین سبحان الله جهان به رستگاری برسد برخیز!! ای نیکوترین زن ای تجلّی حق در آئینه ی عشق ای یاس!! از چه رو پژمرده ای... 📜 @sheraneh_eitaa