eitaa logo
اشعار ناب آئینے
22هزار دنبال‌کننده
630 عکس
14 ویدیو
3 فایل
کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹 محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن کانــال شعــر مذهبـی در تلگرام و ایتا زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری ادمین ارسال شعر و تبلیغات: @ad_shereaeini کانال اشعارناب با همین آیدی در تلگرام فعال است
مشاهده در ایتا
دانلود
@shere_aeini ای نخل ادب! ثمر مبارک وی بحر شرف! گهر مبارک ای شمس ولا! قمر مبارک ای طور علی! شجر مبارک ای عشق و وفا! پدر مبارک ای شیر خدا! پسر مبارک میلاد حسین دیگر آمد الحق که دوباره حیدر آمد این کیست؟ برادر حسین است این شیر دلاور حسین است این پارۀ پیکر حسین است این ساقی ساغر حسین است این روحِ مطهر حسین است فرماندۀ لشکر حسین است این ماه امیر مؤمنین است این صورتِ صورت آفرین است حیدر، گل و این پسر، گلاب است مه بر سر دستِ آفتاب است از نور، به صورتش نقاب است سر تا به قدم، ابوتراب است سردارِ رشیدِ انقلاب است در دست پدر به پیچ و تاب است اشکش همه جاری از دو عین است چشمش همه حال، بر حسین است شیرین لب و شور آفریده از دیده و دست، دل بریده مرغ دلش از قفس پریده آوای حسین را شنیده خون در دل و اشک، در دو دیده پیراهن صبر را دریده آهنگ وصال یار دارد با خون خدا قرار دارد آغوش علی بوَد مقامش از حضرت فاطمه، سلامش ما سائل و او کرم، مرامش او ساقی و چشم ماست، جامش عشق و ادب و وفاست، نامش بگرفت چو در بغل امامش دیدند دو مِهر منجلی را رخسار محمّد و علی را عباس، همان عزیز زهراست عطشان لب او همیشه دریاست او ماه ستارگان صحراست فرمانده و پاسدار و سقاست دور از شهدا، اگر چه تنهاست تا حشر، چراغ انجمن هاست دل، مشت گِلی ز کربلایش جان، زائرِ گنبدِ طلایش دریا چو کفش کرم ندارد بی او که حرم، حرم ندارد اسلام به کف، علم ندارد تا هست، حسین، غم ندارد در بین سپاه، کم ندارد باک از عرب و عجم ندارد او شیر خدای را بوَد شیر فرزند کرامت است و شمشیر ای حیدرِ حیدرِ ولایت! ای صاحبِ سنگرِ ولایت! ای حامی و یاور ولایت! سر لشگر بی سر ولایت! فرزند و برادر ولایت! عباس دو مادر ولایت! تو چار امام را معینی از روز نخست، یار دینی ماه شهدا! به نی سر توست قرآن حسین، پیکر توست باب همه انبیا دَرِ توست آغوش حسین، سنگر توست دریا نگهش به ساغر توست خون گلوی تو کوثر توست سردار سپاه دین به هر عصر تنها رجز تو سورۀ نصر ای بحر ز آتش تو بی تاب ای آب هم از خجالتت آب سر تا قدمت حقیقت ناب ابروی تو عشق راست محراب ما بندۀ کوچک و تو ارباب دریا گوید: مرا تو دریاب! من آبم و تشنۀ تو هستم سقای حرم! بگیر دستم ما و کرمِ تو یا اباالفضل! طوف حرم تو یا اباالفضل! خاک قدم تو یا اباالفضل! دریای غم تو یا اباالفضل! مرهون دم تو یا اباالفضل! زیر علم تو یا اباالفضل! ای عالم و آدمت سپاهی! بر «میثم» خویش هم نگاهی  🔸شاعر: ============================== 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini کنارِ نامتان زبانِ شعر لال می شود قلم شبیه مرغکی شکسته بال می شود و بین عقل و عشق باز هم جدال می شود همیشه وصفتان برای من محال می شود ولی شروع می کنم که عشق انتخاب شد سلام ماه طایفه؛ سلام حضرت قمر به یمن مقدم تو شام عاشقان شده سحر و می رسد زلطف تو به ما جنون مستمر برای آنکه دور باشد از تو چشم بدنظر و ان یکاد، ذکر دائم ابو تراب شد کمی ز وسعت نگاه او شده است آسمان شبیه کوه استوار و مثل موج بی کران چه حاجت است بر بیان نکته ای که شد عیان فراتراست مثل مرتضی ز وصف این و آن به ذره ای نگاه لطف کرد و آفتاب شد به پیش پای او تمام کائنات سائل است چه قدر با ابهت و چه قدر خوش شمایل است وفا و غیرت و ادب جمیع این خصایل است چه گویم از مقام او که او ابوالفضایل است به وصف یک کِرامتش نوشته صد کتاب شد به وقت رزم او به پا شدست محشری دگر به کارزار آمده دوباره حیدری دگر نمانده است بین معرکه دلاوری دگر سری فِتاد روی خاک و پشت آن سری دگر هزار شکر چهره اش کشیده در نقاب شد در آسمان عاشقی حسین مهر و ماه تو علم به دوش آمدی، امیر این سپاه تو برای کلِ لشکر حسین، تکیه گاه تو برای اهل بیت او پس از خدا پناه تو و زانوان تو برای خواهرت رکاب شد به سمت آب می روی به عهد خود وفا کنی گره ز کار تشنگی اهل خیمه وا کنی علم به دوش می روی حماسه ای به پا کنی چه می شود که ذره ای به آب اعتنا کنی و بوسه بر لب تو تا همیشه رشک آب شد *** همیشه بوده نام تو برای من گره گشا نگاه کن که آمده دوباره محضرت گدا من ازل شدم به عشق تو اسیر و مبتلا دعا و التماس هر شبم شدست کربلا و باز با نگاه تو دعام مستجاب شد 🔸شاعر: ============================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini   این بادیه پر نور اگر میگردد نوریست که از علقمه بر میگردد دیروز قمر دور زمین میگردید امروز زمین دور قمر میگردد .... هر حاجتمان بسته به نامش آمد صد شکر که قلبمان به دامش آمد سلطان ادب ببین که میلادش هم از روی ادب پس از امامش آمد 🔸شاعر: ============================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini   نیست کم مادر، که در عالم پسر دارد جای آن، ام‌البنین قرص قمر دارد در میان هاشمی‌ها، شاخ شمشاد است از جوانی، در کنار پیر و استاد است هم معلم، هم پدر، وقتی علی باشد آن پسر باید که یک همچون یلی باشد کم در این عالم، به غیر از او برادر نیست هست، از عباس اما، باوفاتر نیست او نه تنها برده با نامش، دل ما را عاشق خود کرده حتی، ارمنی‌ها را این جهان کوچکتر از درک مقام اوست این که عالم دید، یک مو، از مرام اوست در جوانمردی، جوانمردی نظیرش نیست هیچکس چون او، علمدار امیرش نیست عشق مثل عقل، حیران مقامش بود این برادر، کاشف الکرب امامش بود کیست این ساقی؟ که گشته عالمی مستش او که زد دست خدا هم، بوسه بر دستش او نمی‌نوشد، از آبی که به لب دارد چون که یکجا، قد یک عالم، ادب دارد عشق اگر دارد بهایی، آبرویش اوست یوسف زهرا، بنازد که عمویش اوست بر لب مستان عالم، یا اباالفضل است خوش به حال آن دلی که با اباالفضل است 🔸شاعر: ============================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini   ماه در کنج شبستان تو سوسو می کند باد دور پرچمت یاحق و یاهو می کند آسمان با ابرهایش هر سحر در صحن تو زیر پای زائرت را آب و جارو می کند آنچه را یک عالم از انجام دادن عاجزند خادم تو با اشارت های ابرو می کند ساعتی پیش از زیارت لال مادرزاد بود این که بین جمعیت دارد هیاهو می کند وزنه سنگین است و مردافکن ولی در معرکه پهلوان با نام تو انگار جادو می کند لاجرم ای شاه بیت بی مثال معرفت! لطف تو این کمترین را هم غزل گو می کند این همه یک ذره از فضل اباالفضل علی ست روز محشر تازه دست خویش را رو می کند 🔸شاعر: =============================== 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini   زبانزد همه خوبان عالمی عباس اگر غلط نکنم اسم اعظمی عباس برای شاه شهیدان تو کاشف الکربی که مانع محن و رافع غمی عباس سرت گرفته به زانو به کربلا زهرا که پیش او تو یکی بس مکرمی عباس نظر به صورت ناموس کبریا کردی قسم به عصمت زهرا که محرمی عباس به رتبه ی تو شهیدان تمام غبطه خورند چرا که تاج شهیدان عالمی عباس کسی ندید برای حسین پشت و پناه که از تو شیر خدا ساخت ضیغمی عباس اگر هلال محرم به نیمه کامل شد تو ماه کامل ماه محرمی عباس اگر که مرده بود زنده میشود بی شک نفس به صورت هر کس که میدمی عباس تمام اهل حرم چشم شان به دست تو بود که ساقی همه از نهر علقمی عباس عجیب نیست امید حرم شدی زیرا تو قرص ماه در آن روز مظلمی عباس به زیر آنهمه باری که روی دوش تو بود به ابروان تو نیاورده ای خمی عباس ایا منادی انی احامی عن دینی که در رکاب امامت مصممی عباس خدا قلم کند آن دست بی مروت را که زد به دست تو شمشیر محکمی عباس به روضه ی شهدا بعد سیدالشهدا تو در مقام مصیبت مقدمی عباس نگفته بود که پشتم شکست اما گفت حسین دید چو بی دست و پرچمی عباس همینکه رفت و حرم بی تو شاه دین برگشت نشست بر دل زینب چه ماتمی عباس از آنچه بر سرت آمد خدا خبر دارد هنوز راز مگوی محرمی عباس ز قبر کوچک تو با کسی نگفت حسین هنوز راز مگوی محرمی عباس خدا به نام تو کم عزتی نبخشیده است چه میشود که ببخشی به ما کمی عباس مسیح هر چه سرود از تو کم سروده هنوز که در تمام فضائل مسلمی عباس ازین دو چشم که دارم چه طرف بربندم که من بمردم و رویت ندیدمی عباس 🔸شاعر: ============================== 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini   با بودن اوســـت آسمانــم آبـی ست آرامش دلهـــای پـر از بی تابـی ست عبـاس هدایت گر هــر درمانده ست چون خاصیت قمرشب مهتابی ست 🔸شاعر: =============================== 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini   ای دست طلب بسته به دامان اباالفضل بسپار دل خویش به دستان اباالفضل سر می‌رود از خاطره‌ها عطر گل یاس هر جا بدمد عطر گلستان اباالفضل امواج عجیبی‌ست در این دشت عطش‌نوش گیسوی دلاویز و پریشان اباالفضل هر حلقه‌ی آن زلف پر است از دل پر خون در بند و رها گشته‌ی درمان اباالفضل دل‌داده و جان‌داده و سرداده و سرمست این است فقط حال محبان اباالفضل شب مُردم و در صبح جنون زنده شدم باز عشق است و سحرخیزی یاران اباالفضل "بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرام است " این رزق حلالی‌ست ز دستان اباالفضل می‌گریم و می‌میرم و سر می‌کشم از خاک هر لحظه منم گوش به فرمان اباالفضل این دل که چنان شمع پر از سوز و گداز است شرمنده شد از دیده‌ی گریان اباالفضل بسیار گدا شاه شد از دست کریمش دریای عطا سفره‌ی احسان اباالفضل یارا برسان منتقم خون خدا را یارا بگشا این گره را جان اباالفضل 🔸شاعر: ============================== 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini نشسته سلطان علیِ اکبر ، به روی منبر چُنان پیمبر چُنان پیمبر به رویِ منبر ، نشسته سلطان علی اکبر نگو دو دیده بگو دو ساغر ، نگو دو ابرو بگو دو خنجر نگو دو بازو بگو دو لشگر ، دوباره حیدر دوباره حیدر… قدم نهاده به فتح خیبر ، علی ، علی را چه  خوب از بر نشانمان داد و چیره شد بر  ، تمامِ دل ها و گشت دلبر بنا بر این شد که شیر باشد ، میان میدان دلیر باشد سند برای غدیر باشد ، علیست نامش رخش پیمبر نشسته بر پهنه ی عُقابَش ، چکیده از زَخمه ها شرابَش چه کرده با ما شراب نابَش ، بگو به ساقی بگو به ساغر ز میسَره می رود درون و  ، ز میمنه  میزند برون و چه خوش به پاکرده خاک وخون و ،روَد از این سو به سوی دیگر چو شیر غُرّان چو‌تیغِ بُرّان ، میانِ میدان زمانِ جولان به شاهِ مردان قسم که یک آن ،  نبوده با او کسی برابر چه ضربِ تیغی که هوکشانه ، دُرست خورده به هر نشانه مگر که دشمن زنَد به شانه ، زپشت دشنه ز پشت خنجر به خَلق و خُلق و‌به قد و بالا ، نبیِ اولیٰ علیِ اعلیٰ ز هرچه والی ز هرچه والا ، شده ست سرتر شده ست برتر خوشا که از عمقِ جان بگوید ، ازآن بگوید اذان بگوید علی علی را چنان بگوید ، که لرزه افتد به جانِ لشگر علی امیرش علی امامش ، علی قعودش علی قیامش علی سکوتش علی کلامش ، علیست کرار نامکرر علی رکوعش علی سجودش  ، علی فرازش علی فرودش علی شروطش علی حدودش ، همه وجودش علیست یکسر همین که وا شد وَ اِن یکادش ، شدند مشغول ازدیادش چنان که چون او میانِ صحرا ، نبوده فردی چنین مُکثَر امان ز فتنه ز مُرَّة بن ، مُنْقذِ عَبدی که بُرد دشنه فرو به پهلوی او که تشنه ، شکسته می شد شبیه مادر به سمت معراج خویش پا شد ، میان دشمن مسیر وا شد وَ مطلعش رفت و قطعه ها شد ، کمی دراین سو کمی در آن سر نرفته دشمن به سویش الا ، به نیتِ قربةَ الی الله علیست با فرقِ این که حالا ، شده ست فرقَش کمی علی تر چه شعر شیرینِ دلربایی ، قصیده ای که شده رباعی شده ست مجموعه در عبایی ، چنین شده خوانشش میّسَر فدای اربابِ  ارباً اربا ، که زیر پای امیرِ خود با... شتاب رفت و ضریحِ بابا ، شده ست شش گوشه ای مطهر شروع نابی شده تمامش ، ببر دمادم به غمزه نامش علیِ اکبر علیِ اکبر ، علی ِ اکبر ، علیِ اکبر… 🔸شاعر: ============================ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini شراب کهنه از این جام‌های  باده جداست برای مستیِ ما  خُمِّ سرگشاده جداست فشرده‌ایم از انگورهای روی ضریح که حالِ عاشقِ رو بر تو ایستاده جداست بگو به کعبه! به ایوان طلای شاه قسم که قبله‌گاه من بی‌اراده جداست من از طفولیتیِ خود علی علی گویم حلال‌زاده رهش از حرامزاده جداست کریم‌ها همه خیرات می‌دهند اما... سلامِ مادرِ خوشحالِ خانواده جداست شنیده‌ام پسرِ ارشد حسین آمد میان اهل کرم این بزرگ‌زاده جداست تمام شاهنشینان پیاده‌اند اینجا که سر مقابل اکبر نهاده‌اند اینجا شرابِ شوقِ تو را شهریارها دارند شکوه عشق تو را شهسوارها دارند دو چشم گرم تو با ذوالفقار همسایه‌اند چقدر خاطره‌ی  تارومارها دارند نگاه کن به پدر، عمه‌ها و خواهرها که از تو اینهمه دل انتظارها دارند تبسمی و سلامی سکوتی و لطفی ببخش اگر که گداها هوارها دارند تفضلی به سرِ راه خویش تا خانه چقدر عاشق رویت مزارها دارند همیشه اَبروی عباس و گیسوی اکبر برای غارت دلها قرارها دارند به سربه‌زیری زوارِ تو ندیدم که همیشه بر سر مژگان غبارها دارند سلام حضرت خورشیدِ ارشد زهرا فقط شبیه خودی ای محمد زهرا رقم زدند تو و اقتدار  را با هم گره زدند تو و ذوالفقار را با هم قدِ تو می‌کشد و زنده می‌کند چشمت تمام می‌کند این دو کار را باهم چنان به نعره زدی  بر صفوف صف شکنان که دیده‌اند همه الفرار را باهم نشسته احمد مختار و حیدر کرار که حَظ برند چنین کار زار را باهم علی‌است پیش نبی و حماسه‌ات اکبر بلند می‌کند از جا دو یار را باهم تو و عموی رشیدت دو تیغ از دو طرف که می‌زنید زمین  صد سوار را باهم بس است، یک نفر از این دو مرتضی بی هم خدا بخیر کند یک شکار را با هم تمام کفر گمانم برابر علی است سروده‌اند که اکبر  برادر علی است نداده است  تو را بی‌گمان خدا به حسین که داده است تو را نه حسین را به حسین قسم به عشق  که باب الحوائجِ مایی تو را صدا بکنم می‌رسد صدا به حسین مسیر قرب که پایینِ پای شش‌گوشه است که ابتدا به تو باید رسید تا به حسین تو ماتِ فاطمه‌ای  یا که فاطمه ماتت تو رفته‌ای به نبی یا که مصطفی به حسین اگرچه که داده خدا یک  حسین را به علی ولی به جانِ تو داده   سه مرتضی به حسین گره زدند دل آرایی تو را به  حسن رسید باتو کراماتِ مجتبی به حسین حسین را به تو باید قسم دهم اما رواست تا که بگویم علی تو را به حسین چه می‌کنی به دل عمه با اذان خودت حسین را تو فقط می‌کُشی به‌جان خودت لبش ترک ترک و راهِ آب را گم کرد عقیق سرخ شکست و رکاب را گم کرد همینکه خونِ سرش روی چشم مرکب ریخت مسیر خیمه‌ی عالیجناب را گم کرد به جای خیمه‌ی لیلا به سمت شب پیچید زمینِ کرببلا آفتاب را گم کرد بلند شد به روی پا پدر ، ولی افسوس در ازدحام حرامی عقاب را گم کرد میان حلقه‌ی سلاخ‌های بی احساس حسین خواست رود هِی رکاب را گم کرد شمرد زخم لبش را یکی دوتا ای داد شمرد زخم تنش را حساب را گم کرد صدای فاطمه آمد چه زود   پیر شدی جواب خواست بگوید جواب را گم کرد بنا نبود که آفت به باغ ما بزند پسر بزرگ نکردم که دست وپا بزند 🔸شاعر: ============================ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini صدف در خویش، گوهر می پسندد دلم دریاست، کوثر می پسندد لبم چون ذکر حیدر می پسندد ... مرا بابای اکبر می پسندد صدای گریه اش پیچیده اینجا اذان گوی حسین آمد به دنیا دهد ذکر علی جان، جان به لیلا رسیده جزئی از قرآن به لیلا سلام خالق منّان به لیلا قریش آورده است ایمان به لیلا ببین در طور، نور منجلی را علی بن حسین بن علی را همین در را بزن، باب المراد است گدایی پشت این در، فوق العاده است کسی که پای سائل ایستاده است ... علیِّ اوّلِ این خانواده است خدا تا که خدای عالمین است ... علی اسم پسرهای حسین است عجب شوری همین آغاز دارد پیمبر زاده است، اعجاز دارد دو تا چشمِ کرامتْ ساز دارد به دوش عمه زینب، ناز دارد کسی که بر لبش صدآفرین است بجای فاطمه، ام البنین است خریدارش اویس صد قرن شد قدش طوبای جنات عدن شد مقامش رفت بالا، پنج تن شد علی بن الحسین، ابن الحسن شد همیشه سفره دار مجتبی بود وجودش خرج آن دولتسرا بود نگاهش نور مصباح الهدی داشت به دستش پرچمِ صاحب لوا داشت از اول در مدینه، کربلا داشت عبا از خامس آل عبا داشت ببین یکجا در این شهزاده اکبر جوانی علی را با پیمبر سحرگاهان دعا را دوست دارم غم خون خدا را دوست دارم اگر کرببلا را دوست دارم همان پایین پا را دوست دارم میان زائرانش در خروشم صدای اکبرش خورده به گوشم میان آنهمه غوغای مرکب بمیرم، پیکرش شد نامرتب همینکه مو پریشان کرد زینب معذب شد، معذب شد، معذب حسین آنجا نمی دانم چه ها دید؟ صد و ده تا علی را در عبا چید 🔸شاعر: ============================ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini منم آن خاک آستان علی نوکر کل خاندان علی ذره ای ام در آسمان علی مستحقم به لقمه نان علی تا علی اکبر است امّیدم ذره ای در پناه خورشیدم پرده از روی ماه تا وا شد روی ماه نبی تماشا شد مرتضایی دوباره پیدا شد شاه مظلوم عشق، بابا شد آسمان در تدارک عید است ماه امشب کنار خورشید است به علی رفته دست و بازویش به پیمبر کشیده ابرویش شب یلداست طرز گیسویش عطر زهرا وزیده از رویش او چو پروانه و پدر شمع است هر چه حُسن است در علی جمع است می چکد از لبش شراب بهشت محو چشمش ابو تراب بهشت خنده هایش شمیم ناب بهشت عکس او آبروی قاب بهشت جان تازه دمیده شد به حسین گل لبخند دیده شد به حسین مثل حیدر صلابتش زیباست به ابالفضل قامتش زیباست حسن است و ملاحتش زیباست طلعت ماه صورتش زیباست آمده تا مسیر گم نشود تا قیامت غدیر گم نشود او علی اکبر است و جان حسین بر سر مأذنه اذان حسین آسمانی به کهکشان حسین حیدر جانِ خاندان حسین به اذانش اذان بها گیرد درد از محضرش دوا گیرد سکناتش پیمبری باشد وجناتش چه محشری باشد حسنی هست و حیدری باشد یا ابالفضل دیگری باشد تا ابد نام مطلقش جاری ست "اَوَلَسنا علی الحقش" جاری ست علیِ اکبر ست ای دنیا مثل باران سخاوتش دریا در کرم مثل مجتبی آقا خُلق و خویش فقط خودِ طاها هم علی اکبر ست در قامت هم ابالفضلی است در سیرت ذوالفقاری ست وقت جنگیدن کی شود خسته از علی گفتن می سراید مدیح او دشمن او امامش حسین بود و حسن می زند سر ز دشمن خونخوار چون جوانی حیدر کرار می درخشد به جنگ چون حیدر می‌زند بر یهود کوفه شرر برگ ریزان کند ز دشمن سر بر لب لشکر است این مَفر سرعت ضربه هاش بس غوغاست پرچم مرتضی علی بالاست 🔸شاعر: ============================ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini