هدایت شده از اَلعَبْد ؛
شعر میگویم ولی معشوقه ای در کار نیست
اه من دیوانه ام دیوانه بودن عار نیست
خواستم تو مصرع اول تورا مخفی کنم
باختم دل را حقیقت قابل انکار نیست
راستش نمیدونم این شعر از کیه ولی خیلی قشنگه
+ حق . .
شعرهایِمن:)
شعر میگویم ولی معشوقه ای در کار نیست اه من دیوانه ام دیوانه بودن عار نیست خواستم تو مصرع اول تورا مخ
منم همینطور ممبر آقای اشرفی ..
منم همینطور ...
گرچه ایمان تو سدیست میانِ من و تو ،
دل من اما همیشه در سجدهی سیمای توست ..
-آلاء
در سینهی شب ، پیچید
آوازِ وداعِ بیقراری...
خورشید به خاک اگرچه افتاد
ماند از نفسش هزار جاری...
سیدعلی رفت و بغض مردم
ماند از غم او ، میان جاری...
در روزهسحر دل زمانه
افتاد به ماتم بهاری...
آه از نفس شکسته دنیا
آه از غمِ این خبرگزاری...
-آلاء
سروده شده در شبی ك غم در چهرهام لبریز بود...:) ⁹ تیر ¹⁴⁰⁵
ای کوه که در دلم نشستی ،
رفتی و جهان چقدر تار است . .
چون قطرهی اشک ، در دل مردم ،
یادِ تو همیشه ماندگار است :)💔
این دستی که به آسمان رسیده ،
دیگر نه غروب ، نه انتظار است . .😭
-آلاء
سروده شده در دقایقی پیش [ قبل از اولین و آخرین دیدار ¹³ تیر ¹⁴⁰⁵ ]
هرجا که نام اوست ، غمی خوش نشسته است . .
انگار ماه را به دل خاک بسته اند . .😭😭😭💔
-آلاء