eitaa logo
شعرکده
3.1هزار دنبال‌کننده
964 عکس
120 ویدیو
6 فایل
اشعار #اسماعیل‌علیخانی لینک جوین کانال؛ eitaa.com/joinchat/3939958806C313b4e7b3d خدایا قلم ما را در راه خودت روان کن اسماعیل علیخانی @Nabaled کپی با نام شاعر مجازست
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شعرکده
گرمای دلی امید جانی هم شادی جسم هم روانی ای اوج تمام آرزوها ای کاش که آرزو نمانی ✍ ✒️@sherkadeh
هدایت شده از شعرکده
می‌کند بازی میان ذهن من نام کسی دل کبوتر می‌شود از دیدن بام کسی روز و شب با یاد او سرگرم و در آرامشم می‌شود یعنی کسی اینقَدْر آرام کسی؟ ✍ ✒️@sherkadeh
هدایت شده از شعرکده
چقدر اصرار کردم مهربان باش هوادار دل این خسته‌جان باش برایت سوختم اما ندیدی همان بهتر برو با دیگران باش ✍ ✒️@sherkadeh
هدایت شده از شعرکده
هیچ کس اندازه ی عباس با احساس نیست روی خواهـر یا برادر مثل او حساس نیست حـــرف و لاف و مدعی دیدیم در عالم ولی در وفــاداری کسی هم پایه ی عباس نیست ✒️@sherkadeh
هدایت شده از شعرکده
عین نامت عشق را معنا نمود با رسید و با وفـایی را سرود شد الف رمــــزی برای قامتت سین تو سقــــایی عشاق بود ✒️@sherkadeh
کانال اشعار اخوی بنده، آقا محسن علیخانی👇 https://eitaa.com/joinchat/462225463Cd56d410381
کانال اشعار خانم سلیمی شاعر شیرین سخن و هم تبار بنده؛👇 https://eitaa.com/sagharaneyeshaerane
هدایت شده از شعرکده
😂😂بخند و بخندان😂😂 بخند وخنده رو باش وبخندان که داردخلق خوش مردمسلمان مسلمانی که دارد خم بر ابرو نمی داند حقیقت را از ایمان ✍ ✒️@sherkadeh
هدایت شده از شعرکده
اشتباه رفت پیش دکتری یک حیف نان گفت هستم چاکرت  ای مهربان روی من باشد به دیوار ای عزیز رفته بودم مستراح خانه مان بعد از آن اما نمی دانم چرا قد من خم مانده مانند کمان راست دیگر این کمر هرگز نشد گشته ام در راه رفتن ناتوان سکته آیا کرده ام از بخت بد یا ستون مهره ها دیده زیان یک نگاهی کن ببین تا که چه خاک بر سرم ریزم از این بخت فلان یک نگاه تیز دکتر کرد زود تا کند وضع نزارش امتحان در میان بررسی از حال او زد به زیر خنده دکتر ناگهان گفت فهمیدم چرا قد و کمر مانده و خشکیده خم  ای خسته جان دکمه ی شلوار خود را بسته ای اشتباها بر یقه در آن زمان ✍ ✒️@sherkadeh
هدایت شده از شعرکده
لطیفه هیچ قصدش این نبود این یارتان تا بگوید قصه آن مهربان مرد نازی که زنش گم شد وَ او رفت تا از زن نماید جستجو رفت پیش افسر و با احترام مشکلش رو گفت با عرض سلام گفت افسر زودتر باید شما از نشانی های او گویی به ما گفت یعنی چه نشانی جان من گم شده از من فقط یک دانه زن گفت یعنی فی المثل مو ها بلند چشم ها آبی و ابروها کمند قد رعنا قامت و هیکل قشنگ صورتش بی لکه و خوش آب رنگ مرد زن گم کرده چشمش برق داد گفت به به بر شما احسنت باد آری آری این که گفتی خوب بود جان من پیدا کنیدش زود زود 😂😂😂😂😂😂😂😂 ✍ ✒️@sherkadeh
هدایت شده از شعرکده
758.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کردیم خطا که ضرب طوفان آمد بر گرده‌یمان شهاب سوزان آمد عبرت نگرفت چشممان از خیبر تا سیلی حیدری دو چندان آمد دیدیم که نابودی مان نزدیک است تا لشگر شیعیان به میدان آمد بر بستر تاریخ مصیبت بودیم از ما چه بلاها سر انسان آمد کافیست همین چند کلامم دیگر باید بروم... موشک ایران آمد! ✍ ✒️@sherkadeh
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو از تمام دختران شهر سر بودی تا مال من بودی ولیکن بی‌خبر بودی ازاسم و رسمم داشتی هر اسم و رسمی بود از اعتبارم بود اینجا معتبر بودی اما دلت دنبال اهل مال دنیا بود بی‌پول بودم مدتی از اين پکر بودی گفتم نرو صدبار شاید دست من وا شد رفتی و مشتم باز شد انگار کر بودی گفتم بمان با عشق می سازیم دنیا را از این که اینها را بفهمی خسته‌تر بودی ای کاش می دیدی تو هم شب‌گریه‌هایم را ای کاش مثل من فقط یک شب پسر بودی ✍ ✒️@sherkadeh