آمده شهر صیام سنجق سلطان رسید
دست بشوی از طعام مائده جان رسید
روزه چو قربان ماست زندگی جان ماست
تن همه قربان کنیم جان چو به مهمان رسید
صبر چو ابریست خوش، حکمت بارد از او
زانکه چنین ماه صبر، بود که قرآن رسید
نفس چو محتاج شد روح به معراج شد
چون در زندان شکست جان بر جانان رسید
پرده ظلمت درید دل به فلک برپرید
چون ز مَلَک بود دل، باز بدیشان رسید
زود از این چاه تن دست بزن در رسن
بر سر چاهآب گو یوسف کنعان رسید
دست و دهان را بشو، نه بخور و نه بگو
آن سخن و لقمه جو، کان به خموشان رسيد
#مولوی 📖 دیوان شمستبریزی
🌸 @shernab
#شعر #ماه_رمضان
مژده ای دوست، که رندی سر خُم را بگشود
باده نوشان! لب از این مائده، تَر باید کرد
📖 #دیوان_امام
@shernab
منزل وصل پس از رد شدن از خویشتن است
وصل اگر می طلبی روی خودت پا بگذار
#علیاکبرلطیفیان
@shernab
شعر ناب
هرکه دارد هوس ماه خدا بسمالله هر که دارد سر سودای خدا بسمالله @shernab
برخیز، کمی سحر ابوحمزه بخوان
با ناله و چشم تر، ابوحمزه بخوان
@shernab
من دوستدارِ رویِ خوش و مویِ دلکَشَم
مدهوش چشمِ مست و مِیِ صافِ بیغَشَم
گفتی ز سِرِّ عهدِ ازل یک سخن بگو
آنگَه بگویمت که دو پیمانه دَر کَشَم
من آدمِ بهشتیَم اما در این سفر
حالی اسیرِ عشقِ جوانان مَهوَشَم
از بس که چَشمِ مست در این شهر دیدهام
حقّا که مِی نمیخورم اکنون و سَرخوشم
شهریست پُر کِرشمهٔ حوران ز شِش جهت
چیزیم نیست وَر نه خریدار هر شِشَم
#حافظ
@shernab