هدایت شده از شعر ناب
آری عَجَب نباشد گر در دلم نیایی
در کلبه گدایان، سلطان چه کار دارد؟
من نیز اگر نگنجم در حضرتت، عَجَب نیست
آنجا که آن کمال است، نقصان چه کار دارد؟
در تنگنای وحدت، کثرت چگونه گنجد؟
در عالم حقیقت، بطلان چه کار دارد؟
#فخرالدین_عراقی
@shernab
هدایت شده از شعر ناب
مهر خوبان دل و دین از همه بی پَـــروا برد
رُخ شَــطرنج نبُرد آنــچه رخ زیبـــا برد
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سَمَک تا به سُهایش کشش لیلی برد
من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذرٌه یی بودم و مِهــــر تو مــرا بالا برد
من خَس بی سر و پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هـــم به دل دریا برد
جام صَهبا ز کجا بود مگر دست که بود
که درین بزم بگردید و دل شیـــدا برد؟
خَمِ ابروی تو بود و کف مینوی تو بود
که به یک جلوه زمن نام و نشان یکجا برد
خودت آموختِیَم مِهر و خودتِ سوختِیَم
با برافروختــه رویی که قــرار از ما بــرد
همه یاران به سر راه تو بودیم ولی
خـــم ابروت مــرا دید و زمن یغمـا برد
همه دل باخته بودیم وهراسان که غمت
همه را پشت سر انداخت، مرا تنها برد
#علامه_طباطبایی
@shernab
دست خواهش چون صدف مگشای پیشِ خاکیان
هر چه می خواهد دلت از عالم بالا طلب
هیچ قفلی نیست در بازارِ امکان بیکلید
بستگی ها را گشایش از در دلها طلب
#صائب_تبریزی
@shernab
به قم رسیدی و گم کرد دست و پایش را
چو دید، آمدهای سایۀ سرش باشی...
اجازه خواست که گلدان مرمرت باشد
که تا همیشه، تو یاس معطرش باشی
خدا، تو را به دل تشنۀ زمین بخشید
که تا بهار بیاید، تو کوثرش باشی
که تا طلوع قیامت، شفاعت از تو رسد
که تا رسیدن محشر، تو محشرش باشی...
کرامتت، همه را یاد او میاندازد
به تو چقدر میآید، که خواهرش باشی!
#قاسم_صرافان
@shernab
شعری به ترتیب حروف الفبا در وصف حضرت معصومه(سلام الله علیها)
ا) ای خاک درت تاج سرم خواهر سلطان
ب) بیمه شده با فیض دمت کشورِ ایران
پ) پیوسته به پابوسِ تو آیند ملائک
ت) تردید ندارم که توئی مریم دوران
ث) ثابت قدمم کرده دعاهای تو بانو
ج) جبریل برد سجده به خاکِ تو کماکان
چ) چون بوسه زنم بر در و دیوار حریمت
ح) حس میکنم اینجاست همان مرقدِ پنهان
خ) خوبانِ جهان در حرمت جمله گدایند
د) دم می زند از نام تو سلطانِ خراسان
ذ) ذکرش همه دم نَقلِ کرامات تو گشته است
ر) رَه یافته هر کس که در آن روضه رضوان
ز) زوار تو آری همه از اهل بهشتند
ژ) ژرف است کلامِ تو چنان آیه قران
س) سائل نکند ثانیه ای رو به اجانب
ش) شد زانکه نمک گیر تو ای حضرتِ باران
ص) صحن تو جلا داده دل و دیده ما را
ض) ضمنا شده حاتم ز کراماتِ تو حیران
ط) طوفِ حرمت را ز خدا خواسته مریم
ظ) ظاهر شده تا اینکه مقاماتِ تو بر آن
ع) عمریست که از قلبِ محبانِ خود از لطف
غ) غم برده ای ای مرجعِ تقلیدِ کریمان
ف) فرمود چه خوش عالمی از جنس حقیقت
ق) قم گشته ز فیض حرمت مرکز ایمان
ک) کی دم بتوان زد، زِ تو با مصرع شعری
گ) گر إذن به شاعر ندهد خالقِ منان
ل) لطف و کرم و جود تو هرگز مگذارد
م) محشر بشود دیده ما چون همه گریان
ن) نتوان که مرا خواند غلامِ تو یقینا
و) وقتی که غلامانِ تو هستند بزرگان
ه) هستیِ غریب الغربا، عمه سادات
ی) یک لحظه از این بی سر و پا روی مگردان
#سیروس_بداغی
@shernab