پریرویی که من حیران اویم
به جان آمد دل از هجران اویم
بگفتندش فلان مُرد از غمت! گفت
نخواهد مُرد، چون من جان اویم...
#امیرخسرو_دهلوی
@shernab
یاغی نیام، ترحمی ای پادشاه حُسن،
گردن کشیده ام که تماشا کنم تو را...
از روزگار خیر ندیدم بدون تو،
خیرات، جان خویش چو حلوا کنم تو را...
#محمد_سهرابی
@shernab
23.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیمارها دارالشفا را می شناسند
اینجا تمام دردها را می شناسند
اینجا غریب و آشنا فرقی ندارد
اینجا غریب و آشنا را می شناسند
از هر دری در ماند هرکس آمد اینجا
درمانده ها باب الرضا را می شناسند
در این حرم حتی خدا نشناس ها هم …
گاهی می آیند و خدا را می شناسند
ما چند سالی هست که مشهد می آییم
دیگر تمام شهر ما را می شناسند
بس که همیشه بودم اینجا دست و پاگیر
دیگر من بی دست و پا را می شناسند
ساده بگویم گنبدت را دوست دارم
بی چیزها تنها طلا را می شناسند
چه احتیاج است احتیاجم را بگویم ؟
اهل کرم فقر گدا را می شناسند
هرکس که رفته کربلا از این حرم رفت
با نام مشهد کربلا را می شناسند
@shernab
بوسیدنت حسّی عجیب و تازه دارد
حتّی اگر در مصرعی از شعر باشد...
#حسینعلی_زارعی
@shernab