هم باده نوش کوثری، هم مست از جام علی
باز، ای محمد! میرسی، این بار با نام علی
میآید از در مصطفی امشب که مستم با علی!
حالا که تو هر دو شدی پس یا محمد! یا علی!
#حضرت_علی_اکبر
@shernab
شریعه.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
ناگهان رایحه چادر مادر آمد....
بنویسید که در علقمه سقا افتاد
قطره اشکی شد و بر چادر زهرا افتاد
السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ لِلّٰهِ وَ لِرَسُولِهِ وَلِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِمْ وَسَلَّمَ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ
صوت و شعر :#سیدحمیدرضا_برقعی
@shernab
📢 به مناسبت روز تاسوعا و به نام حضرت عباس علیهالسلام؛
✍️ساقی تشنهلبانید و جهان مست شماست
▪️قلم اینک به تمنای تو در رقص آمد
این چه نی بود که با نای تو در رقص آمد
▪️این چه نی بود که بر صفحه به جز لا ننوشت
تا که بر کرسی الّای تو در رقص آمد
▪️قلم است این به کفم شعلۀ آتش شده است؟
یا به دستم ید بیضای تو در رقص آمد؟
▪️شبنمی هستم همسایۀ خورشیدم کن
با همان جذبه که عیسای تو در رقص آمد
▪️مستیام، سلسلۀ هستیام از پای گسست
تا که در سلسله مینای تو در رقص آمد
▪️تشنهام ساقی لبتشنه بیاور جامی
سرخوش آن کس که به صهبای تو در رقص آمد
▪️موج در موج، فرات از هیجان کف میزد
تا که در علقمه سقای تو در رقص آمد
▪️خرّم آن سر که به راه تو شود خاک، حسین
ای خوش آن دست که در پای تو در رقص آمد
▪️قلم از پای فتادهست و به سر میگردد
ساقی تشنهلب از علقمه برمیگردد
▪️ساقی تشنهلب از علقمه سرمست آمد
آنچنان دست بیفشاند که بیدست آمد
▪️آب، آتش شد و در حسرت لبهای تو سوخت
لب آب از عطش حل معمای تو سوخت
▪️کفی از آب گرفتی و به آن لب نزدی
چه در آن آینه دیدی که سراپای تو سوخت
▪️«یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد
صوفی از خندۀ مِی، در طمع خام افتاد»
▪️صوفی خام توام، در طمع جام توام
هر که سرمست تو شد نیکسرانجام افتاد
▪️ساقی تشنهلبانید و جهان مست شماست
گر چه بیدست زمام دو جهان دست شماست
👈بخش «امین» شعر و ادب فارسی KHAMENEI.IR به مناسبت ایام عزاداری ماه محرم، شعرخوانی آقای عباس کیقبادی در حضور رهبر انقلاب در تاریخ ۱۳۸۷/۶/۲۵ را بازنشر میکند.
📝مشاهده و دریافت این شعر در وبسایت
✍️«امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیتالله خامنهای
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از شعر ناب
امشب شهادت نامه عشاق امضا می شود
فردا ز خون عاشقان، این دشت دریا می شود
امشب کنار یکدگر، بنشسته آل مصطفی
فردا پریشان جمعشان، چون قلب زهرا می شود
امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی
فردا صدای الامان، زین دشت برپا می شود
امشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر خفته است
فردا خدایا! بسترش، آغوش صحرا می شود
امشب که جمع کودکان، در خواب ناز آسوده اند
فردا به زیر خارها، گم گشته پیدا می شود
امشب رقیّه حلقه زرین اگر دارد به گوش
فردا دریغ این گوشوار از گوشِ او وا می شود
امشب به خیل تشنگان، عباس باشد پاسبان
فردا کنار علقمه، بی دست، سقا می شود
امشب که قاسم زینت گلزار آل مصطفا ست
فردا ز مرکب سرنگون، این سروِ رعنا می شود
امشب گرفته در میان، اصحاب، ثارالله را
فردا عزیز فاطمه، بی یار و تنها می شود
امشب به دست شاه دین، باشد سلیمانی نگین
فردا به دست ساربان، این حلقه یغما می شود
ترسم زمین و آسمان، زیر و زبر گردد «حسان»
فردا اسارت نامه زینب چو اجرا می شود
@SHERNAB
#امام_سجادعلیه_السلام
#زینالعابدین
هیچکس مثل من، در این عالم، وسط شعلهها امام نشد
در شروع امامتش چون من، اینقَدَر دورش ازدحام نشد
لشکری نانجیب میآمد، خیمه غارت شد و در آتش سوخت
غیرِ زهرا، به هیچ معصومی، اینقَدَر گرم، احترام نشد
روضه از این شدیدتر هم هست؟ لحظهای که حسین یاری خواست
و علی بود اسم من، اما خواستم پا شَوم ز جام نشد
به لب تشنهی علی اصغر، به لب تیز ذوالفقار قسم
تا به امروز، هیچ شمشیری، اینقدر تشنه در نیام نشد
رفتنِ شاهزادهای چون من، به اسیری به یک طرف، اما
در سفر، اینقَدَر غُل و زنجیر، گردن بنده و غلام نشد
آه! زینب کجا و بزم یزید؟ او کجا و جواب ابنزیاد؟
باز هم صد هزار مرتبه شکر، چون که با شمر همکلام نشد
این چهل سال گریهام، شاید از همان روز اربعین باشد
هر قَدَر عمه، سعی کرد صبور به حسینش کُند سلام نشد
دیدم از زیر چادرش زینب، گفت، طوری که نشنود عباس:
رنجها دیدهام حسین! اما هیچ جایی شبیه شام نشد
گفت: شرمندهام برادر جان! رفتم و بی سهساله برگشتم
روی آن زخمهای بیحدش، دست زینب هم التیام نشد
منِ سجاد، اینقَدَر خواندم در مدینه نماز و هیچکدام
آخرش مثل آن نمازی که عمهام خواند، بیقیام نشد
#قاسم_صرافان
@shernab
مصحفی که جای آن بر شانههای عرش بود
عاقبت تقطیع شد در کربلای نیزهها
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
@shernab