eitaa logo
شعر ناب
432 دنبال‌کننده
336 عکس
99 ویدیو
1 فایل
گلچین و منتخب اشعار عاشقانه و عارفانه وآئینی 🌸 ارتباط با ما و انتقادات و پیشنهادات: @RuholahQ روح‌الله قادری
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک لشکر چشم ِتو و یک قلب ِ من ِزار در جنگ نبودی که ببینی چه کشیدم @shernab
بوسه‌هایت مثل آتش؛ گونه‌ام انبار نفت تا حسودان را بسوزانیم محکم‌تر ببوس @shernab
به جمعیت کفایت کرد امیر المومنین ما را پریشانی وداعی کرد ز این بحر یقین ما را به ذلت بر زمینش سر نهادیم و ثنا گفتیم به روز حشر با عزت برون آرد زمین ما را غبار قبر او با آستین برگیر تا آن بُت کشد بر آستانش در جزا از آستین ما را تمنا از علی هم صحبتی با اوست خود ور نه شفاعت می‌کند پیش از علی ام البنین ما را ز اعماق قرون از بین جمعیت تو را دیدیم تو هم ای ناز مطلق از همان بالا ببین ما را @shernab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آنقدر شعر نوشتم که دو بیتش تو شوی غافل از آنکه نشستی وسط بیت دلم @shernab
هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای؟ من در میان جمع و دلم جای دیگر است @shernab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
با رودخانه پای درختی قرار داشت سیبی که فکر خودکشی از شاخسار داشت مقصد مهم نبود چه دریا چه باتلاق میرفت رود و از همه قصد فرار داشت یادش نرفته بود خزان درخت ها بیخود نبود باغ هراس از بهار داشت کوهی که تن به تیشه معدنچیان سپرد یاقوت سرخ داشت دل داغدار داشت وقتی گریست «شیشه ی می» هق هق از ملال معلوم شد چقدر غم روزگار داشت سهراب غرق خون شد و وقتی شکست خورد هم زخم؛هم نشان ز پدر یادگار داشت گل گرچه شاد بود که از شاخه چیده شد از باغبان خویش جز این انتظار داشت مارا چنان که باید و شاید کسی ندید روز ازل هم آیینه ما غبار داشت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خیالِ رویِ تو چون بگذرد به گلشنِ چشم دل از پِیِ نظر آید به سویِ روزنِ چشم @shernab
کی رفته‌ای ز دل که تمنا کنم تو را؟ کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را؟ غیبت نکرده‌ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته‌ای که هویدا کنم تو را با صد هزار جلوه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو را چشمم به صد مجاهده آئینه‌ساز شد تا من به يک مشاهده شیدا کنم تو را بالای خود در آینهٔ چشم من ببین تا باخبر ز عالم بالا کنم تو را مستانه کاش در حرم و دیر بگذری تا قبله‌گاه مؤمن و ترسا کنم تو را خواهم شبی نقاب ز رویت برافکنم خورشید کعبه ماه کلیسا کنم تو را طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند یک‌جا فدای قامت رعنا کنم تو را زیبا شود به کارگهِ عشق، کار من هرگه نظر به صورت زیبا کنم تو را رسوای عالمی شدم از شور عاشقی ترسم خدانخواسته رسوا کنم تو را @shernab