eitaa logo
شعر ناب
432 دنبال‌کننده
336 عکس
99 ویدیو
1 فایل
گلچین و منتخب اشعار عاشقانه و عارفانه وآئینی 🌸 ارتباط با ما و انتقادات و پیشنهادات: @RuholahQ روح‌الله قادری
مشاهده در ایتا
دانلود
با دلت حسرت هم صحبتی ام هست ولی.... @shernab
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️تنها نشسته منتظر و سر به راه، کوه در انعکاس نقره‌ای نور ماه، کوه ▫️بر شانه‌های یخ‌زده‌اش برف سالیان بر قامتش حریر نسیم و گیاه، کوه ▫️تاریک کرده روز و شبش را مسافری یک روز دل سپرده به چشمی سیاه، کوه ▫️حالا بگو عقاب تو این روزها کجاست دل قرص کرده پشت کدامین پناه، کوه ▫️فریاد می‌زنم که امان از تو کوه، آه... فریاد می‌زند که امان از تو آه... کوه ▫️شب‌ها به شانه‌های خدا تکیه می‌دهد آن سربلند تا به ابد تکیه‌گاه، کوه 👈 ۱۳۹۸/۰۲/۳۰ @shernab
هدایت شده از شعر ناب
هزار جهد بکردم که سِرّ عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسّرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم، نه صبر ماند و نه هوشم حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم 🌸 @shernab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آن قدر که تا دیدن او زنده بمانم .... @shernab
ما را وصال وعده‌ی بعد از ممات‌ داد بر من دعا کنید بمیرم ببینمش @shernab
شعر ناب
آن قدر که تا دیدن او زنده بمانم .... #فاضل_نظری @shernab
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم حال همه خوب است، من اما نگرانم در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر مثل خوره افتاده به جانم که بمانم چیزی که میان تو و من نیست غریبی است صد بار تو را دیده ام ای غم به گمانم انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم از سایه ی سنگین تو من کمترم آیا؟ بگذار به دنبال تو خود را بکشانم ای عشق، مرا بیشتر از پیش بمیران آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم @shernab
توبه کردم از خطا , توهین به استغفار شد بارها گفتم غلط کردم ولی تکرار شد بار اول میزدی شاید به خود می آمدم چشم پوشی کردی و وضعم خجالت بار شد هر بلایی میکشم از دست نفسم میکشم این ذلیل نفس بودن باعث آزار شد فکر دنیا بودم و از فکر تو غافل شدم هر چه بی تو ساختم روی سرم آوار شد بارها گفتم که آدم می شوم اما نشد بارها گفتم نشد , شاید که در این بار شد من که روی آمدن اینجا ندارم هیچوقت واسطه بین من و تو نور هشت و چار شد @shernab
❤️ مهر خوبان 🔸 سروده‌ای از علامه طباطبائی مهر خوبان دل و دین از همه بی‌پروا برد رخ شطرنج نبرد آن‌چه رخ زیبا برد تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت از سمک تا به سمایش کشش لیلا برد من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه ذره‌ای بودم و مهر تو مرا بالا برد من خسی بی‌سروپایم که به سیل افتادم او که می‌رفت مرا هم به دل دریا برد جام صهبا ز کجا بود مگر دست که بود که در این بزم بگردید و دل شیدا برد خم ابروی تو بود و کف مینوی تو بود که به یک جلوه ز من نام و نشان یک‌جا برد خودت آموختِیَم مِهر و خودت سوختِیَم با برافروخته‌رویی که قرار از ما برد همه یاران به سر راه تو بودیم ولی خم ابروت مرا دید و ز من یغما برد همه دل‌باخته بودیم و هراسان که غمت همه را پشت سر انداخت مرا تنها برد 🔆 @TawhidSchool_ir
1_2051366794.mp3
زمان: حجم: 1.7M
🔸خوانش غزل "مهر خوبان" سروده ی علامه طباطبایی رحمه الله علیه توسط استاد رضایی تهرانی ┄┅═✧❁❁•••❁❁✧═┅┄ شبکه‌های رسمی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله حاج شیخ علی رضایی تهرانی تارنما | پیامرسان
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر آنکه پیرهن مهر تو به تن نکند به صد کفن اگر آید به حشر عریان است @shernab