درد ما را در جهان درمان مبادا بیشما
مرگ بادا بیشما و جان مبادا بیشما
سینههای عاشقان جز از شما روشن مباد
گلبن جانهای ما خندان مبادا بیشما
بشنو از ایمان که میگوید به آواز بلند
با دو زلف کافرت کایمان مبادا بیشما
عقل سلطان نهان و آسمان چون چتر او
تاج و تخت و چتر این سلطان مبادا بیشما
عشق را دیدم میان عاشقان ساقی شده
جان ما را دیدنِ ایشان مبادا بیشما
جانهای مرده را ای چون دم عیسی شما
ملک مصر و یوسف کنعان مبادا بیشما
چون به نقدِ عشقِ شمسالدینِ تبریزی خوشم
رخ چو زر کردم بگفتم کان مبادا بیشما
#مولانا
@shernab
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آن یاس که از راز خزان آگاه است
دیریست که در دلش غمی جانکاه است
در هجدهمین بهار، بر خاک افتاد
یعنی که همیشه عمر گل کوتاه است
#هادی_فردوسی
@shernab
آه ای شهر دوست داشتنی
کوچه پس کوچههای عطرآگین
ای مرور تمام خاطرههات
چون دهین ابوعلی شیرین
سرخوشیهای بیحدم میزد
پرسه در کوچههای بی هدفی
دعوتم کرد سمت طعم بهشت
ناگهان عطر قیمهی نجفی
سیدی! گم شدم، حرم، مولا
از کجا می شود به او برگشت؟
عربی گفت و من نفهمیدم
باید از شارع الرسول گذشت
زخمیام التیام میخواهم
التیام از امام میخواهم
السلام علیک یا ساقی
من علیک السلام میخواهم
سنگ در میشود در این وادی
صاحبان جواهرند همه
واژه واژه با امین الله
زائران تو شاعرند همه
در حرم گم شدم که میدیدم
بین دریای بیکران دریا
ریخت مضمون تازه در شعرم
صحن نو، صحن حضرت زهرا
فرصت با تو بودنم چون ابر
لحظه لحظه میشود سپری
غرق آرامش، پر از رویا
حرم توست خانه پدری
لنگر آسمان، ستون زمین
تو به جبریل دادهای پر و بال
مستیام را خودت دوچندان کن
یا علی یا محول الاحوال
باز هم در شکوه ایوانت
مستم، آشفتهام، پریشانم
دارم آن شعر روی ایوان را
جای اذن ورود میخوانم
«زایران درگهت را بر در خلدبرین
میدهند آواز طبتم فادخلوها خالدین»
بین این چهارپاره خوابم برد
رفتم از خویش و دفترم جا ماند
یکنفر مثل من درون حرم
داشت شعری برایتان میخواند
«علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که بماسوا فکندی همه سایه هما را
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من، به خدا قسم، خدا را»
@shernab
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میرسد با چادر دردی كه پيچيدهست دورش...
#سارا_حیدری
@shernab