eitaa logo
شعر ناب
513 دنبال‌کننده
517 عکس
160 ویدیو
1 فایل
🌿🌸 گلچین و منتخب زيباترين اشعار عاشقانه و عارفانه و آئینی 🌸🌿
مشاهده در ایتا
دانلود
فکر شنبه تلخ دارد جمعه ی اطفال را ! عشرت امروز بی‌‌اندیشه‌ی فردا خوش است @shernab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
منی که نام شراب از کتاب می‌شستم! زمانه کاتب دُکان مِی فروشم کرد! کنون که کاتب دُکان مِی فروش شدم فضای خلوت میخانه خِرقه پوشم کرد! 🌸 @shernab
شما ما رو بخر یا صاحب الزمان... @shernab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
روی نیازم کجاست؟ سوی حسین است و بس قبلهٔ قلبم کجاست؟ کوی حسین است و بس سلسلهٔ عشق را سلسله‌ جنبان خداست سلسلهٔ عشق چیست؟ موی حسین است و بس دیدن وجه خدا گر که تو را آرزوست وجه خدا، ای عزیز! روی حسین است و بس @SHERNAB
گیریم که به دریا نرسیدی، چه غم ای رود خوش باش که یک چند در آن راه دویدی 🌸 @shernab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تصویر قشنگیست که در صحنه‌ی محشر ما دور حسینیم و بهشت است که مات است! @shernab
باشد که هر چه خوبی کاشتی، سبزتر به تو بازگردد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این که مدام به سینه‌ات میکوبد قلب نیست، ماهی‌کوچکیست که دارد نهنگ میشود ماهی کوچکی که طعم تنگ آزارش میدهد و بوی دریا هوایی‌اش کرده است قلبها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس امّا کیست که باور کند در سینه‌اش نهنگی می‌تپد؟! آدمها، ماهی‌ها را در تنگ دوست دارند و قلب‌ها را در سینه امّا ماهی وقتی دردریا شناور شد ماهیست و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است هیچکس نمیتواند نهنگی را در تنگی نگه دارد تو چطورمیخواهی قلبت را در سینه نگه داری؟ و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله میشود و وقتی دریا مختصر میشود و وقتی قلبی خلاصه میشود و آدم قانع. این ماهی کوچک امّا بزرگ خواهد شد و این تُنگ، تَنگ خواهد شد و این آب ته خواهد کشید تو امّا کاش قدری دریا مینوشیدی و کاش نقبی میزدی از تنگ سینه به اقیانوس کاش راه‌آبی به نامنتها میکشیدی و کاش این قطره را به بینهایت گره میزدی کاش ... بگذریم ... دریا و اقیانوس به کنار نامنتها و بینهایت پیشکش کاش لااقل آب این تنگ را گاهی عوض میکردی این آب مانده است و بو گرفته است و تو‌ میدانی آب هم که بماند میگندد آب هم که بماند لجن میبندد و حیف از این ماهی که در گل و لای بِلولد... 📚 درسینه‌ات نهنگی می‌تپد، عرفان نظرآهاری، ص ۲۱ و ۲۲