eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر اشتباه نکنم؛ عاشقت شده‌ام! اگر اشکالی ندارد، بگذار عاشقت بمانم جای زیادی از زندگی‌ات نمی‌گیرم فقط لبخندت را تماشا کنم و دلم خوش باشد که خوشی تو را نسیم از همان در بسته‌ای آورد که دیگران رفتند؛ اگر اشتباه نکنم عاشقت شده‌ام؛ اگر ممکن است بگذار عاشقت بمانم...! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
EhaamEhaam _ Ashegh Sho.mp3
زمان: حجم: 11.7M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ در عکس ها در تختم در خانه همیشه یک نفر بودم من تنهایی گوزنی هستم که شاخ‌هایش نگذاشت کسی را در آغوش بگیرد... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
من هرنفسم برنفس ناز تو بند است من مشتريَم قيمت لبخندتوچند است برماه رقيب آمده او هم شده شاكى غُر ميزندو پشت سرهم گِله مند است چادر به سرت كن كه دگر تاب ندارم گيسوى سياهت بخدا عامه پسند است تو هيچ خبر از دل عشاق ندارى ريزد به سر شانه اگر موى،كمنداست زخمى شده ام از تبر تيز نگاهت گاهى بخدا زخم به شيرينى قند است عمريست كه با قافيه ها دمخورم اما دريافته ام قبل تو اشعار چرند است... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
بهم گفت تو که انقدر تو عشق و عاشقی خوب مشاوره میدی ، خودت تا حالا کسی رو دوست داشتی؟ گفتم چجور دوست داشتنی؟ گفت اینکه خنده ش از تو ذهنت پاک نشه. اینکه وقتی می بینیش دست و پات رو گم کنی. اینکه وقتی تو زندگیت نباشه هیچ بودنی به چشم نیاد. تو چشماش نگاه کردم و لبخند زدم. بعد از چند لحظه زد زیر خنده و گفت چه سوالی پرسیدما... آخه توام مگه احساس داری دیکتاتور ... قهوه‌ت رو بخور. شروع کردم به هم زدن قهوه‌ی بدون شکر! اون نمیدونست خندش خیلی وقته از ذهنم پاک نمیشه. نمی دونست دست و پا که هیچی، وقتی میبینمش همه‌ی وجودم رو گم می کنم.نمیدونست چون تو زندگیم نیست هیچ‌ بودنی رو نمی‌ بینم. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
من ریشه های تو را دریافته ام با لبانت برای همه سخن گفته ام و دست هایت با دستان من آشناست... در خلوت روشن با تو گریسته ام برای خاطر زندگان... و در گورستان تاریک با تو خوانده ام زیباترین سرودها را زیرا که مردگان این سال عاشق ترین زندگان بوده اند... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
دیشب خواب دیدم در یک کهکشان بسیار دوردست هستم، خوابی که مشابه‌اش را همیشه میبینم. حس دلتنگی خیلی عمیقی برای آدم‌هایی که می‌شناختم داشتم. یکی به من گفت تو آنقدر از زمین دور هستی که حتی دلتنگی‌ هم دیگر بی‌فایده است. چقدر برایم عجیب بود، در لحظه‌ای همه چیز از دست رفته بود، گویی بود و نبود این کره خاکی و تمام انسان‌های روی آن، فقط یک وهم و خیال محض بود. حتی نمیدانستم کدام نقطه از آن وسعت بی انتها، کهکشان من است. هرچند هم واقعاً ما چیزی بیش از یک وهم نیستیم. این همه تقلا، این همه ستم، این همه بی‌عاطفگی و بی‌محبتی، این همه خفه کردن یکدیگر برای چه؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 📸 عکس 🌼 @shernosh
کاش می‌شد به هیچ‌ چیز فکر نکرد فکر کردن آدم را نگران میکند کاش می‌شد کسی را دوست نداشت دوست داشتن آدم را ضعیف می‌کند کاش می‌شد دلتنگ کسی نبود دلتنگی حواس آدم را پرت می‌کند. کاش می‌شد به هیچ‌ چیز و هیچ‌ کس فکر نکرد درها را بست پرده‌ها را کشید چراغ‌ها را خاموش کرد و در سکوتی محض و در یک خلأ ادراکی عمیق آرامشی بدون واسطه را در آغوش کشید کاش می‌شد به مثابه‌ی اصحاب کهف خوابید و تا قرن‌ها بیدار نشد دلمان خوابی عمیق می‌خواهد این‌ روزها... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست من هر آنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام ساده از من رد نشو ای سنگدل، قدری بایست من همان « فرش ِ گران سنگم »، فقط پا خورده ام قطره ام امّا هزاران رودِ جاری در من است غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ام دائماً در حال تغییرم، بپرس از آینه بارها از دیدن تصویر خود جا خورده ام ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد پیش هر بیگانه گویم راز خود آشنا رویی مرا دیوانه کرد ای مسلمانان به فریادم رسید طفل هندویی مرا دیوانه کرد میزنم خود را به آتش بی‌دریغ آتشین خویی مرا دیوانه کرد از حرم لبیک گویان می‌روم جذبه کویی مرا دیوانه کرد واقف از میخانه و مسجد نیم چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد عنبرین مویی مرا دیوانه کرد یاسمن بویی مرا دیوانه کرد فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد بوی گیسویی مرا دیوانه کرد ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
نمی‌شه انکار کرد که زندگی زبر و خشن و گاهی هم حال بهم‌زنه، اما لذت‌هایی هست که باهاشون می‌تونیم زندگی رو لطیف کنیم، اهلی کنیم، خوشایند کنیم، باید لذت‌های زندگی رو بچشیم، هر چی می‌خواد باشه؛ عشق، هنر، ورزش، حتی جنگیدن و پیروز شدن، بعدا می‌تونیم درباره مسخره بودن یا نبودن زندگی صحبت کنیم. فکرش رو بکن تو هفتاد یا هشتاد سالگی لذتی رو تجربه کنی و بعد با خودت بگی: اَه لعنتی چرا من این رو تا الان تجربه نکرده بودم! ✍️ 📚 از کتاب: قهوه سرد آقای نویسنده 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh