EhaamEhaam _ Ashegh Sho.mp3
زمان:
حجم:
11.7M
🔹 #عاشق_شو
🔸 #ایهام
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
در عکس ها
در تختم
در خانه
همیشه یک نفر بودم
من
تنهایی گوزنی هستم
که شاخهایش
نگذاشت کسی را
در آغوش بگیرد...
✍️ #مهدی_باجلان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
من هرنفسم برنفس ناز تو بند است
من مشتريَم قيمت لبخندتوچند است
برماه رقيب آمده او هم شده شاكى
غُر ميزندو پشت سرهم گِله مند است
چادر به سرت كن كه دگر تاب ندارم
گيسوى سياهت بخدا عامه پسند است
تو هيچ خبر از دل عشاق ندارى
ريزد به سر شانه اگر موى،كمنداست
زخمى شده ام از تبر تيز نگاهت
گاهى بخدا زخم به شيرينى قند است
عمريست كه با قافيه ها دمخورم اما
دريافته ام قبل تو اشعار چرند است...
✍️#شهریار
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
بهم گفت تو که انقدر تو عشق و عاشقی خوب مشاوره میدی ، خودت تا حالا کسی رو دوست داشتی؟ گفتم چجور دوست داشتنی؟ گفت اینکه خنده ش از تو ذهنت پاک نشه.
اینکه وقتی می بینیش دست و پات رو گم کنی. اینکه وقتی تو زندگیت نباشه هیچ بودنی به چشم نیاد.
تو چشماش نگاه کردم و لبخند زدم.
بعد از چند لحظه زد زیر خنده و گفت چه سوالی پرسیدما... آخه توام مگه احساس داری دیکتاتور ... قهوهت رو بخور.
شروع کردم به هم زدن قهوهی بدون شکر!
اون نمیدونست خندش خیلی وقته از ذهنم پاک نمیشه.
نمی دونست دست و پا که هیچی،
وقتی میبینمش همهی وجودم رو گم می کنم.نمیدونست چون تو زندگیم نیست هیچ بودنی رو نمی بینم.
✍️ #حسین_حائریان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
من ریشه های تو را دریافته ام
با لبانت برای همه سخن گفته ام
و دست هایت با دستان من آشناست...
در خلوت روشن با تو
گریسته ام
برای خاطر زندگان...
و در گورستان تاریک
با تو خوانده ام زیباترین سرودها را
زیرا که مردگان این سال
عاشق ترین زندگان بوده اند...
✍️ #احمد_شاملو
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
دیشب خواب دیدم
در یک کهکشان بسیار دوردست هستم،
خوابی که مشابهاش را همیشه میبینم.
حس دلتنگی خیلی عمیقی
برای آدمهایی که میشناختم داشتم.
یکی به من گفت تو آنقدر از زمین دور هستی که
حتی دلتنگی هم دیگر بیفایده است.
چقدر برایم عجیب بود،
در لحظهای همه چیز از دست رفته بود،
گویی بود و نبود این کره خاکی
و تمام انسانهای روی آن،
فقط یک وهم و خیال محض بود.
حتی نمیدانستم کدام نقطه از آن وسعت بی انتها،
کهکشان من است.
هرچند هم واقعاً ما چیزی بیش از یک وهم نیستیم.
این همه تقلا،
این همه ستم،
این همه بیعاطفگی و بیمحبتی،
این همه خفه کردن یکدیگر برای چه؟
✍️ #بابک_زمانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
📸 عکس #طرح_پروفایل
🌼 @shernosh
کاش میشد به هیچ چیز فکر نکرد
فکر کردن آدم را نگران میکند
کاش میشد کسی را دوست نداشت
دوست داشتن آدم را ضعیف میکند
کاش میشد دلتنگ کسی نبود
دلتنگی حواس آدم را پرت میکند.
کاش میشد به هیچ چیز و هیچ کس فکر نکرد
درها را بست
پردهها را کشید
چراغها را خاموش کرد
و در سکوتی محض و در یک خلأ ادراکی عمیق
آرامشی بدون واسطه را
در آغوش کشید
کاش میشد به مثابهی اصحاب کهف خوابید
و تا قرنها بیدار نشد
دلمان خوابی عمیق میخواهد این روزها...
✍️ #نرگس_صرافیان_طوفان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام
تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام
نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست
من هر آنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام
ساده از من رد نشو ای سنگدل، قدری بایست
من همان « فرش ِ گران سنگم »، فقط پا خورده ام
قطره ام امّا هزاران رودِ جاری در من است
غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ام
دائماً در حال تغییرم، بپرس از آینه
بارها از دیدن تصویر خود جا خورده ام
✍️ #لاادری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
فکر زنجیری کنید ای عاقلان
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
پیش هر بیگانه گویم راز خود
آشنا رویی مرا دیوانه کرد
ای مسلمانان به فریادم رسید
طفل هندویی مرا دیوانه کرد
میزنم خود را به آتش بیدریغ
آتشین خویی مرا دیوانه کرد
از حرم لبیک گویان میروم
جذبه کویی مرا دیوانه کرد
واقف از میخانه و مسجد نیم
چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
عنبرین مویی مرا دیوانه کرد
یاسمن بویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
✍️ #واقف_لاهوری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
نمیشه انکار کرد که زندگی زبر و خشن و گاهی هم حال بهمزنه،
اما لذتهایی هست که باهاشون میتونیم زندگی رو لطیف کنیم، اهلی کنیم، خوشایند کنیم، باید لذتهای زندگی رو بچشیم، هر چی میخواد باشه؛
عشق، هنر، ورزش، حتی جنگیدن و پیروز شدن، بعدا میتونیم درباره مسخره بودن یا نبودن زندگی صحبت کنیم.
فکرش رو بکن تو هفتاد یا هشتاد سالگی لذتی رو تجربه کنی و بعد با خودت بگی:
اَه لعنتی چرا من این رو تا الان تجربه نکرده بودم!
✍️ #روزبه_معین
📚 از کتاب: قهوه سرد آقای نویسنده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
مردی که پیراهن چهارخانه میپوشد
خودش را زندانی کرده است
مردی که پشت نردههای پنجره میایستد
خیابان را زندانی کردهاست
مردی که نمیخندد لبهایش را
ومردی که جدول حل میکند کلمه را زندانی کرده است
زندانی توام
و دیوارها بیش از آنکه بلند باشند
دلگیرند
وقتی عکسی از تو به آنها نیست
هر بوسهات
شورشی در زندان
هر بوسهات
روزنهای در دیوار...
با هر بوسهات
آجری از دیوار
میلهای از نردهها
و خطی ازچهارخانه پیراهن من
میافتد
✍️ #رسول_پیره
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh