eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
عاشقی جرم قشنگی ست مرا دار نزن شده ام عاشق تو، عشق مرا جار نزن ای که از راز دل عاشق من با خبری عشقِ پنهانِ مرا تهمتِ انکار نزن شده ام بسته به عشقت، به یقین میدانی پس تو هم قلب مرا زخمه ی بسیار نزن خواستم تا که شوم عاشق شیرین صفتت عشق شیرین مرا، مُهر خریدار نزن عاشقم باش عزیزم تو نگو عشق خطاست به خطا زخم بر این عاشقِ تبدار نزن من که دیگر شده ام عاشق و دلبسته ی تو تو بیا سنگ به این خسته ی بیمار نزن ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
یه شب خواب دیدم که آغوش تو تمووم تنم رو بغل کرده بود نگاهت مثِ شاعری چیره دست نگاهِ دلم رو غزل کرده بود یه شب خواب دیدم لبم رو لبت از عشق و شرابِ تو دم میزدم هم آغوشِ با عطرِ گلبرگِ تو تووی باغِ رویا قدم میزدم یه شب خواب دیدم که روو صورتم سرانگشتایِ گرم دستِ تو بود سر و گردنم عطرِ بازوتو داشت تنِ سرکشم مستِ مستِ تو بود یه شب خواب دیدم که روی تنت توو حال و هوای تو حل میشدم به زیرِ تنت،، با تماامِ تنم ترانه، قصیده، غزل میشدم من اون شب به لطف تو و بوسه‌هات به هفت آسمونِ خدا پُل زدم هوای غزل چیدنو دیدمش از اون لحظه که توو چشات زُل زدم من اون شب توو آغوش بی‌تابمون بهشتِ خدا رو به چِش دیدمش همون لحظه با بوسه‌ی ممتدت گُل عشقو از باغِ تو چیدمش من اون شب به لطف تن مست تو پر از عطر خوشبوی گل‌ها شدم به خورشید، لبخند عشقی زدم توو اون لحظه که روو تنت جا شدم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
به مادرم بدهکارم. به مادرم، که ریشم سفید شده و هنوز رقصیدنش را ندیده‌ام. به مادرم، که یادم نمی‌آید بلند خندیده‌باشد. به مادرم، جادوگر بی‌رقیب آشپزخانه. به مادرم، به دستهای معجزه‌گرش در نوازشهای دردهای کودکیم و دردهای حالا. به مادرم، و پیام‌های عاشقانه‌ی پر از غلط املایی روز و شبش که این‌روزها کمک می‌کند زنده بمانم. مامان، واتساپ معبد من است وقتی برایم صبح‌بخیر می‌فرستی، با آن گلهای زشت. به مادرم بدهکارم. به گریه‌های بعد نمازش، برای بچه‌ی بیمارش. به مادرم بدهکارم، به چشم‌های نگرانش وقت پرسیدن کار پیدا نشد؟ به لب‌های خشک ماه رمضانش وقتی قبل افطار دعا می‌خواند: خدایا، بچه‌هایم، بچه‌هایم، بچه‌هایم. خدایت از من هم به تو بدهکار است مامان. به مادرم بدهکارم. مادرم را کم خندانده‌ام و بسیار مسبب گریه‌اش بوده‌ام. مادرم را کم در آغوش گرفته‌ام و بسیار مسبب تنهاترشدنش بوده‌ام. مادرم را کم پرستیده‌ام، خیلی کم. و هرچه سنم بیشتر می‌شود، برایم راحت‌تر می‌شود درک کنم پدرم چرا آن‌طوری عجیب و بزرگ زنش را دوست می‌داشت. این زن دوست‌داشتنی نیست، خود مفهوم دوست‌داشتن است. پیامبری است که زمستان‌ها با کمردرد و زانودرد به حیاط می‌رود و گلدانهایش را نایلون‌پیچ می‌کند تا از سرما آسیب نبینند. و گربه‌های خیابان را گرسنه نمی‌گذارد. و اگر بفهمد کسی که تمام‌ عمر به او بدی کرده مبتلای رنجی شده‌است، غصه می‌خورد. من به تو بدهکارم مادر، هرگز آن‌قدر نویسنده‌ی خوبی نخواهم‌شد که بتوانم طرز نگاه تو را به نوه‌هایت بنویسم. غریب دلتنگ که تماشای پیرشدنت پیرم کرده، با تمام قلبم دوستت دارم. و این تنها کاری است که از تو درست یاد گرفته‌ام... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
به خدا اگر به قدر سر سوزنی از سکوت باد بترسم! سنجاقک‌های خسته از خواب درخت کناره گرفته‌اند رفته‌اند پشت پرچین باغ هلو دگمه بر پیراهن شب و شکوفه می‌دوزند. دارد دیر می‌شود تو هم بیا برویم خانه‌ی خودمان بالش‌های کهنه‌ی این مسافرخانه پر از زوزه‌های باد و اضطراب بلدرچین است ما هم می‌توانیم شب تب‌کرده‌ی دریا را تحمل کنیم عطر عجیب همین شکوفه‌ها خواه‌ناخواه … راه را بر عبور باد بی‌سواد خواهد بست. بیا برویم خانه‌ی خودمان هر چه باشد بهتر از بوی باد وُ بالش‌های کهنه‌ی این مسافرخانه است. روی زمین می‌خوابیم دفترِ ترانه‌های حافظ را زیر سر خواهیم گذاشت، صبح که از خواب فال و پیاله برمی‌خیزیم خانه پر از بوی می و عطر شکوفه خواهد شد. این همان مطلبی‌ست که از سهمِ ساده‌ی همین زندگی به ما خواهد رسید حالا دست از دوختن این دگمه‌های شکسته بردار برایت پیراهن خوش‌رنگ قشنگی خریده‌ام ول کن بیا برویم رو به نور چراغ بنشینیم اینجا دعای روشن هیچ دختری برآورده نمی‌شود به خدا خانه‌ی خودمان خوب است، خانه‌ی خودمان خوب است ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
Amin HabibiAmin Habibi _ Habs.mp3
زمان: حجم: 11.2M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ ‏گاهی به مرگ فکر می‌کنم که خسته توی یکی از لباسهای آویزان از کمد خوابیده است! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
Amin HabibiAmin Habibi _ Khoobe Ke Hasti.mp3
زمان: حجم: 11.2M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ به تو فکر می‌کنم و تو همیشه در عجیب ترین زمان و غریب ترین مکان ها در قلب منی چه احساسی زیبایی است که ناگهان با فکر زیبای تو غافلگیر شوم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
مردی که روی ریل چشمانش را با دست گرفت از چه چیز ترسیده بود؟ زنی که خود را با موهایش دار زد به چه چیز فکر می کرد که روسریش را برای دخترش کنار گذاشت؟ . . از فکر کردن میترسم از این فکر که کوچ، مرگ پرستوهاست در فاصله ی سرمایی نزدیک و گرمایی دور گرمایی نزدیک و سرمایی دور. . . تکانم بده حتی با مصیبتی کوچک قبل از اینکه با خیره شدن به تابلوی دریا غرق شوم فقرات گربه ی له شده راننده ای را می پراند قبل از آنکه با خیره شدن به چشمان زنی زیبا در خواب به دره سقوط کند . . ما برادران رضاعی یکدیگریم که جزام پستان مادرمان را مکید مادری که روسریش را برای دخترش کنار گذاشت برای خواهرمان که هر روز در ایستگاه می نشیند تا خون پاشیده روی قطارها را پاک کند و ما فقط مرگ را به ارث بردیم در فاصله ی زمستانی نزدیک و تابستانی دور تابستانی نزدیک و زمستانی دور همه چیز بیهوده بود تقلای اعدامی که می خواست طوری جان بکند تا لااقل دمپایی هایش را نگه دارد تلاش گوزن که به تصویر خودش پناه برده بود وقتی تمساح از تنهایی میان شاخهایش بیرون پرید . . چه کسی می داند آخرین تصویر در چشمان باز جنازه چیست؟ در هر قبر دو نفر دفن می شوند مثلا من با زنی که از سالها پیش در چشمانم جا مانده است تو با زنی که از سالها پیش در چشمانت جا مانده است اعدامی با مادرش میان جمعیت و گوزن با تنهاییش همه چیز بیهوده بود دمپایی روی زمین زیر قطره های ادرار چشمهای گوزن در مدفوع تمساح قبرهای دو نفره ما بیهوده بودیم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
دیوانگی زین بیشتر؟ زین بیشتر، دیوانه جان با ما سر دیوانگی داری اگر دیوانه جان در اولین دیدار هم بوی جنون آمد ز تو وقتی نشستی اندکی نزدیک تر دیوانه جان چون می نشستی پیش من، گفتم که اینک خویش من ای آشنا در چشم من با یک نظر دیوانه جان ما وصل را با واژه هایی تازه معنا می کنیم روزی بیامیزیم اگر با یکدگر دیوانه جان تا چاربند عقل را ویران کنی اینگونه شو دیوانه خود، دیوانه دل، دیوانه سر، دیوانه جان ای حاصل ضرب جنون در جانِ جانِ جانِ من دیوانه در دیوانگی، دیوانه در دیوانه جان هم عشق از آنسوی دگر سوی جنونت می کشد گیرم که عاقل هم شدی زین رهگذر دیوانه جان یا عقل را نابود کن یا با جنون خود بمیر در عشق هم یا با سپر یا بر سپر دیوانه جان ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
اینجا مجازی ست و راحت‌ترین کار، ادعا کردن و دوست داشتن است !!!ا مبادا کودک ساده و خوش‌باور درونت را در هزارتوی آن رها کنی. اینجا مجازی‌ست، مبادا حقیقی دل ببازی و حقیقی اعتماد کنی و حقیقی بشکنی! اینجا مجازی‌ست، سایه‌‌ی اغراق‌آمیزی‌ست از حقیقت. به قدر نیاز از آن بهره بگیر اما برای دیدن واقعیت، سرت را بلند کن. که گاهی سایه‌ها از چیزی که در واقعیت وجود دارد، جامع‌تر و بزرگتر به‌نظر می‌رسند. تو در این فضا، با سایه‌ی آدم‌ها مواجهی، با کلیت‌های اغراق‌آمیزی خالی از جزئیات. با آدم‌های غریبه‌ای که گاهی بزرگتر از چیزی که هستند به نظر می‌رسند. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
نوشت: - چه رنگی دوست داری راستی؟! خواستم بنویسم آبی ولی یاد پیراهنای خاکستری و طوسیش افتادم که خیلی بهش میان، فکرم رفت پیش قهوه‌ای خوش رنگِ چشماش، شبِ موهاش، دل آبیِ دریاش، سبزی لبخندش، عسل شیرین لباش، طعم پرتقالی صداش، یک رنگیش، حجب و حیاش... با تردید نوشتم: + نمی‌دونم! شکلک تعجب فرستاد - مگه می‌شه؟! نوشتم ولی نفرستادم « اگه دلبر تو باشی، آره دورت بگردم... اینم می‌شه! » ✍️ 📚 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
Daal Band Daal Band _ Ham Avaz.mp3
زمان: حجم: 13.2M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ یک شب وقتی شهر خوابید و ماه کامل مست شد سیب گلوت را می بوسم و از شرّ بهشت خلاص می شوم... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
چگونه بی‌منی و شانه می‌زنی مو را؟ خمار می‌کنی از سرمه چشم جادو را به اشتیاق کدامین قرار می‌ریزی به رود آینه‌ها آبشار گیسو را؟ دوباره مست قدم می‌زنی و می‌گیری به دست‌های ظریفت کدام بازو را؟ مجاب می‌کنی از فرط دل‌سپردگی‌ات کدام گوشه‌ی پنهان لبان ترسو را؟ کجاست گرمی آغوش بی‌من‌ات که چنین گرفته‌ام به بغل در غمت دو زانو را؟ غریب ماندم و بی‌آسمان ندانستی فضای تنگِ قفس می‌کُشد پرستو را؟ پس از تو خیره به چشمی شدن حرامم باد چگونه بی منی و بوسه می‌دهی او را؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh