eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
ستاره را بر زخمم مالیدم همچون مداد پاک‌کن آن گاه زخمم پرتویی شد که قلمم را مانند دوات در آن فرو می‌برم و می‌نویسم می‌خواهی راز اقتدارم را بدانی؟ زخمم هرگز خشک نمی‌شود. ✍️ 📝 برگردان: عبدالحسین فرزاد 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
دست هایت را با لیوانِ چایی ات گرم کن! دلت را با خیالی پنهان. دردها را همه به یادت می آورند حتی آنانکه بی خبرند. لبخندی را ذخیره کن حتی شده در عکسی رنگ و رو رفته... روزهایی هست که باید یادت بیاید میتوانی بخندی و کسی یادش نمی آید... دست هایت را با لیوانِ چایی ات گرم کن و دلت را با خیالی پنهان .... و همیشه در کیفت عکسی داشته باش از لبخندِ خودت! برای روزهایی که همه چیز یادت می آید جز منحنیِ لبهایِ خاموشت ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
تا آخر عشق با من برقص وقتی همه رفتند، زیباییت را برای من آشکار کن. میخواهم زیباییت را همانند افرادی که در بابل مشاهده کردند، ببینم. به آرامی چیزهایی که فقط تا مرز آنها را میدانم، به من نشان بده ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
Mohammad MotamediMohammad Motamedi _ Dastam Ra Begir.mp3
زمان: حجم: 8.4M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ به تو دل ندهم به که دل بدهم تو بگو چه کنم دلتنگم نه کنار توام نه قرار توام نه برای خودم میجنگم آه از این بی خوابی از عمری بی تابی این بوده تقدیرم، روزی از فرداها شاید در رویاها دستت را میگیرم دستم را بگیر چشمت را ببند با من گریه کن همراهم بخند عمر رفته را رها کن تو فقط مرا صدا کن اشکم را ببین غرق بارانم هم پر از دردم هم پریشانم عمر رفته را رها کن تو فقط مرا صدا کن دستم را بگیر همه باور من رخ دیگر من که میان دلم پنهانی تو بگو دل من همه حاصل من که تو درد مرا میدانی دستم را بگیر چشمت را ببند با من گریه کن همراهم بخند عمر رفته را رها کن تو فقط مرا صدا کن اشکم را ببین غرق بارانم هم پر از دردم هم پریشانم عمر رفته را رها کن تو فقط مرا صدا کن دستم را بگیر ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
مَحرمی نیست وگرنه كه خبر بسیار است رمق ناله كم و كوه و كمر بسیار است ای ملائک كه به سنجیدن ما مشغولید بنویسید كه اندوه بشر بسیار است ساقه‌های مژه‌ام از وزش آه نسوخت شُكر! در جنگل ما هیزم تَر بسیار است سفره‌دار توام ای عشق بفرما بنشین نان ِجو ، زخم و نمك ، خونِ جگر بسیار است ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
درس زیاد می‌خواندم و هر جایی که برایم مهم بود با یک مداد زیرش خط می‌کشیدم؛ قانون اول نیوتن، همیشه یکی از سوال‌های امتحانی بود، قانون جاذبه هم، گفتم جاذبه یاد چشم‌های مادرم افتادم، یاد چشم‌های بی بی، یاد چشم‌های تو... و چشم عضو مهمی‌ست؛ اگر نه زن‌ها اینقدر با دقت و رو به آینه زیرش با مداد خط نمی‌کشیدند. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
كسی در من ديوانه شده! ديوانه‌ای كه می‌خواهد از پنجره آشپزخانه به پرواز درآيد! ليوان چايش را در هوا خالی كند از چيزهايی لذت می‌برد كه هيچكس نمی‌برد نگهداری از اين ديوانه برايم سخت است دست‌هايم را بسته‌ام تا او شيشه‌ها را نشكند پاهايم را بسته‌ام... تا او از لبه‌ی پرتگاه به راه رفتنش ادامه ندهد‌ به دهانم چسب زده‌ام تا او خواب شهر را بر هم نزند! كسی در من ديوانه شده... من از او می‌ترسم! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
چه زیباست زیستن با تو زیستن با زنی که به‌جای‌ خون در رگ‌هایش شعر ضربان می‌گیرد و هر سپیده خطی از غزل روی لبانش نقش می‌بندد و هر شب تو را با عاشقانه‌هایش خواب می‌کند چه زیباست زیستن در آغوش شعر در آغوش تو.... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
ما با هم دو استکان چای نوشیدیم و این جمله شعر نیست استکان در آن به معنی استکان است و چای استعاره از هیچ شرابی نیست. خواستم بگویم اوست که مرا مست می کند! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
می خواهم تو را دوست بدارم. پیش از آنکه دستور العملی فاشیستی صادر شود که در بوستان های عشق بسته شود ،،، می خواهم با تو یک فنجان قهوه بنوشم . پیش از آنکه قهوه را ... و فنجان ها را مصادره کنند ، می خواهم با تو دو دقیقه بنشینیم پیش از آنکه پلیس مخفی ما را از جا بلند کند .... می خواهم تو را در بر بگیرم پیش از آنکه دهانم و ... بازوانم را باز داشت کنند .... پیش از آنکه بر اشک های من گمرک ببندند ...... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
چشم قهوه ای من تو در چشم های من زندگی میکنی از هر پنجره ای نگاه میکنم فقط مهر تو را میبینم تو را دوست ميدارم به اين بهانه كه در ذهنم قدم ميزنی شعر ميسرايی ، آهنگ های عشق را با ترانه اميد ميخوانی و من به جهان طور ديگری نگاه ميكنم‌ چشم قهوه ای من، من را آنگونه که میخواهی معنا کن معنایی بنام عشق با پله هایی بنام: دوست داشتن... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh