eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
مکالمه های کوتاه ... کفاف گلایه های بلند مرا نخواهد داد ! تا کی سلام کنیم ؟ حال هم را بپرسیم ؟ و به هم دروغ بگوییم که خوبیم ؟! دروغ هایمان از سیم های تلگراف و کوهها و دشت ها عبور کنند و صادقانه به هم برسند ! ما فقط ... دروغهایمان به هم می رسد من خوب نیستم ! اصلاً ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
در زمانه‌ای که انگار هر کسی وظیفه خود می‌داند که درباره هر موضوعی نظر بدهد، پناه می‌برم به سکوت. به آشیانه نامرئی کوچکی که به یادم می‌آورد هر آدمی در تمام زمینه‌ها صاحب‌نظر نیست. ابراز وجود کردن‌ مداوم و تصور مرکز جهان بودن و دهان‌هایی که بی‌وقفه می‌جنبند شبیه زیستن در سیاره‌ای بیگانه است. باید فرار کرد و به لایه‌های سکوت گریخت. پروفایل‌هایی که به صاحب‌شان این تصور را می‌دهند که علامه دهر است و همه به نظرات درخشانش نیاز دارند، همه‌مان را به بلندگوهای متحرکی تبدیل کرده که فقط اصوات و کلمات را گاهی بی‌آن‌که چندان نظم و منطقی هم داشته باشند‌، منتشر ‌کنیم. سکوت شبیه نقطه‌ای است که در انتهای جمله‌ای معنادار می‌گذاری. صبری که اجازه می‌دهد مغزت را به کار بیندازی و خویشتن‌دارانه خاموشی را انتخاب ‌کنی. مثل دمی ایستادن در سایه، وقتی آفتاب از مستقیم‌ترین زاویه می‌تابد. سکوت، تاریکی خوشایندی است که فرصت فکر و تماشا را به تو می‌دهد. می‌گذارد در سایه‌اش کمی دوروبر هر موضوعی بچرخی و زاویه‌های متفاوتش را کشف کنی، وقتی دیگران عجولانه می‌خواهند در صف ابراز نظر از هم جلو بزنند. سکوت مکثی است در هیاهوی هستْ بودن، دهن‌کجی به دنیایی که‌ در آن خاموشی به معنای فراموشی است. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
بگو به عقربه ها موقع دویدن نیست که شب همیشه برای به سر رسیدن نیست به خواب گفته ام امشب که از سرم بپرد شبی که پیش منی، وقت خواب دیدن نیست من از نگاه تو ناگفته حرف می خوانم میان ما دو نفر گفتن و شنیدن نیست نگاه کن به غزالان اهلی چشمم دو مست رام که در فکرشان رمیدن نیست بگیر از لب داغم دو بیت بوسه ناب همیشه شعر سرودن که واژه چیدن نیست برای من قفس از بازوان خویش بساز که از چنین قفسی میل پر کشیدن نیست تو آسمان منی؛ جز پناه آغوشت برای بال و پرم وسعت پریدن نیست ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
آشناست... مثل عزیزی که از سفر بازگشته، مثل رفیقی که بعد مدت‌ها به دیدنت آمده، مثل بخار برخاسته از چای داغی که با لذت و اشتیاق می‌نوشی‌، مثل عطر خاک باران خورده، مثل طعم گس خرمالو در هوایی ابری، مثل بوی تند و گیرای نارنگی، مثل صدای باران در شبی سرد، مثل هیجان نخستین نگاه، نخستین لبخند، نخستین آغوش... پاییز را دوست دارم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
صبح و شاید حکایت عشق زنجیروار برگ‌هاست هر کدام به خاطر دیگری خود را به زمین می‌اندازند و صدای خش‌خش خرد شدنشان در زیر پای ما آخرین پچ‌پچ‌های دوستت دارم است... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
آمده‌ست که خود را ببارمت! : نامِ دیگرِ «من دوست دارمت» . بر باد می‌دهم همه‌ی بودِ خویش را یعنی تو را به دست خودت می‌سپارمت! باران بشو، ببار به کاغذ، سخن بگو... وقتی که در میان خودم می‌فشارمت پایان تو رسیده گلِ کاغذیِ من حتی اگر که خاک شوم تا بکارمت اصرار می‌کنی که مرا زودتر بگو گاهی چنان سریع که جا می‌گذارمت! من، عزیزِ غم‌انگیزِ برگریز! یک روز می‌رسم... و تو را می‌بهارمت!! . ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ نوشته ی 🎤 صداخوانی 🕊 ارائه شده در کانال ادبی 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍁 @shernosh
Mohammad AhmadìMohammad Ahmadì _ Fasle Mehrban.mp3
زمان: حجم: 6M
🔹 نام اثر ✍️ نوشته ی 🎤 صداخوانی 🕊 ارائه شده در کانال ادبی بیچاره پاییز دستش نمک ندارد! این همه باران به آدم ها می بخشد، اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او میزنند... خودمانیم، تقصیر خودش است! بلد نیست مثل بهار خودگیر باشد تا شب عیدی زیرلفظی بگیرد و با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد. سیاست تابستان را هم ندارد که در ظاهر با آدمها گرم و صمیمی باشد ولی از پشت خنجری سوزناک بزند. بیچاره بخت و اقبال زمستان هم نصیبش نشده که با تمام سردی و بی تفاوتیش این همه خواهان داشته باشد. او است... رو راست و بخشنده... ساده دل فکر میکند اگر تمام داشته هایش را زیر پای آدمها بریزد روزی جایی لحظه ای از خوبی هایش یاد میکنند. خبر ندارد آدم ها رو راست بودن و بخشنده بودنش را به پای محبتش نمیگذارند. عادت آدمها همین است. یکی به این بگوید: آدمها یادشان میرود که تو رسم عاشقی را یادشان داده ای دست در دست معشوقه ای دیگر پا بر روی برگهایت میگذارند و میگذرند؛ تنها یادگاری که برایت میماند صدای خش خش برگهای تو بعد از رفتنِ آنهاست... 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
پنجشنبه ها كلنگ را برميدارم ؛ به آرامگاهِ ابديِ خاطرات مي روم؛ گوري عميق مي كنم ؛ كفن مي پوشم ؛ دق مي كنم و چشمانم را نصفه و نيمه مي بندم ؛ شايد آمدي؛ به اندازه يك فاتحه فرصت ديدنت را خواهم داشت! 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
🔹 [ مگر این باد خوش از راه عشق آباد می‌آید که بوی عشق‌های کهنه از این باد می‌آید ...] ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🕊 ارائه شده در کانال ادبی 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍁 @shernosh
Farokh NematiFarokh Nemati _ Eshgh Abad.mp3
زمان: حجم: 9.8M
🔹 [ مگر این باد خوش از راه عشق آباد می‌آید که بوی عشق‌های کهنه از این باد می‌آید ...] ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🕊 ارائه شده در کانال ادبی 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
از پا افتادیم... و برگی به پاییز اضافه کردیم... تنها همین‌قدر بودیم... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh