eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
Farokh NematiFarokh Nemati _ Eshgh Abad.mp3
زمان: حجم: 9.8M
🔹 [ مگر این باد خوش از راه عشق آباد می‌آید که بوی عشق‌های کهنه از این باد می‌آید ...] ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🕊 ارائه شده در کانال ادبی 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
از پا افتادیم... و برگی به پاییز اضافه کردیم... تنها همین‌قدر بودیم... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
مشاعره می کنی تمام بندها را، تسخیر می کنی! حافظ، نیما، سعدی، منزوی ... مولانا را، بیشتر دوست داری! و من نگاه می کنم راستی، حرف آخر این بند، چه بود؟ دوست تر از مهر منی، عشق من! عشق شبیه مهر ماه من، نیست! باز کم آوردی! نه؟! چشم هایت را ببند! می خواهم تو را ببوسم ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
تو بوی مه میدی. بوی مه ای که از وسط یه جنگل افرا گذشته باشه یا نه. بوی ابر. از اون ابرا که واسه یه دشت خشک،بارون چشم روشنی می برن گاهی بوی نم میدی. جامونده رو موهای زنی که تازه از حمام در اومده بوی دم نوش های گیاهی بوی یه نهر زلال -ولی آب زلال که بو نداره...! باور کن داره اصلا تمام بوهای خوب از تن تو آب میخوره حتی وقتی گریه می کنم، اشکام بوی تو رو میده . ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
گلوگاهت را به من بسپار و دهانت را. می‌خواهم آواز زلالی بخوانم برای کهورهای دشتستان [در آفتاب می‌روند فصل‌ها، و علف‌ها گر می‌گیرند از عطش خویش و شعله به‌هم هدیه می‌دهند] گیسوانت را به من بسپار می‌خواهم آواز تاب‌داری بخوانم که سایه بیفکند بر وطنم که ببارد بر دانه‌ای ــ که مثل دلم ــ در عمق این جهنم سوزان پنهان است [در آفتاب می‌روند آب‌ها در آفتاب می‌نشیند دشت و بذرها در خاکه‌های خاکستر می‌پوسند] چشمانت را به من بسپار می‌خواهم که خیس ببینم گیتی را و خیس و سبز برویانم آتش را از گورهای مشتعلِ سرگردان [در آفتاب می‌وزد زمین در آفتاب می‌وزد جهان و آدمیان در آفتاب به مسلخ می‌روند] قلبت را به من بسپار می‌خواهم دهل بکوبم در این ظلمات آفتابی می‌خواهم دهل بکوبم. گلوگاهت را به من بسپار ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
مایی که خیال‌پردازیم سالهاست از واقعیت فاصله گرفته‌ایم، واقعیت را ترک کرده‌ایم، زبان واقعیت را فراموش کرده‌ایم. ما خیال‌پردازها گاهی در همان خیالات‌مان به دنیایی می‌رویم که در آن ثروت‌مندیم پس ولخرج می‌شویم. گاهی در خیالات‌مان به جهانی پا می‌گذاریم که بدبخت‌ترین آدم زمینیم پس نا‌امید می‌شویم. گاهی در خیالات که غرق شویم فکر می‌کنیم آدم موفقی هستیم، سر‌مان را بالا می‌گیریم، گاهی فکر می‌کنیم شکست‌خورده‌ترین آدم زمینیم، خجالت می‌کشیم، کناره می‌گیریم. در دنیای خیالات حساب و کتاب یادمان می‌رود، طلب‌ها و بدهی‌ها یادمان می‌رود، خودمان یادمان می‌رود. ما دنیای خیالات‌مان را دوست داریم چون تنها آنجاست که می‌توانیم خودمان را جای دیگری بگذاریم. آنجاست که می‌توانیم اندوه دیگری را درک کنیم، آنجاست که وجدان‌مان قد می‌کشد. ما در دنیای خیالات‌مان تبدیل به اخلاقی‌ترین نسخه خود می‌شویم، دلسوز ترین نسخه خود می‌شویم، مهربان‌ترین نسخه خود می‌شویم. ما در دنیای خیالات شاید زیاد عمر نکنیم ولی کیفیت زندگی بالایی داریم، شاید زیاد اشک بریزیم ولی قهقهه‌های بلندی هم می‌زنیم. شاید دل‌مان زیاد بشکند ولی تکه‌های شکسته را هم زود بند می‌زنیم. ما خیال‌پردازها دنیامان را دوست داریم چون تنها جهانی است که در آن فاصله‌مان با خوشبختی لبخند همان یک نفری است که دوستش داریم. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
از من ای هستیِ من ، دور مشو میِ من ، مستیِ من ، دور مشو رشته ی عمر منی ، جانِ منی عشق من ، دینِ من ، ایمانِ منی تار و پودِ دل بیمار ، تویی خواب و بیداری و پندار ، تویی نقش بستی به وجودم با خون کی روی از دل رسوا بیرون ؟ دل بُریدم زِ همه خلق جهان به تو پیوستم ، ای مایه ی جان دلِ تو از چه حقیقت بین نیست؟ به خدا رسمِ محبت ، این نیست گرچه همچون خمِ مِی در جوشم خونِ دل می خورم و خاموشم تو منی، من توأم، ای مایه ی ناز! ما و من نیست، به درگاهِ نیاز نور خوشیدی و من اشک شبم تا بتابی به تنم ، جان به لبم نیستی ، لیک به همراه منی قطره ی اشک منی ، آهِ منی من در این عشق ، صفا می بینم در دلم نورِ خدا می بینم پس مرا یکّه و تنها مَگذار مست و افتاده و از پا مَگذار رشته ی مهر تو شد زنجیرم گر جدا از تو شوم ، می میرم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
من دختری نیستم با گوشواره های مروارید. به گوشواره هایم خیره نشوید. به گوش هایم نگاه کنید به صدایی که قرن هاست در آن می پیچد. دختری نیستم با لبخندی معمایی، بر دیوار موزه تان. میخکوبم‌ نکنید، زبان بسته و‌ خاموش. به تماشای لبخندم نیایید. اگر می آیید پس کلماتم را بشنوید. گمان نکنید که جمجمه ام، کاسه ای خالی است. من این کاسه سر را از شوربای شما پر نمی کنم. ذهنم، بشقاب باورهای شما نیست و تنم تخته بندِ تصورتان. من می اندیشم. من انتخاب می کنم. من می سازم. من می آفرینم. من، من، من …زن این زن که منم در قاب های کوچک شما نمی گنجد… ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 (برنامۀ شمارۀ 267) ✍️ شعر و صدا ▫️ اجرای شعر زیبای ▫️ از دفتر شعر 🕊 ارائه شده در کانال فرهنگی ادبی 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر با آن پوستین سرد نمناكش باغ بی‌برگی، روز و شب تنهاست، با سكوت پاك غمناكش. ساز او باران‌، سرودش باد جامه‌اش شولای عریانی‌ست ور جز اینش جامه‌ای باید، بافته بس شعلة زر، تار پودش باد گو بروید یا نروید هر چه در هر جا كه خواهد یا نمی‌خواهد، باغبان و رهگذاری نیست باغ نومیدان، چشم در راه بهاری نیست گر ز چشمش پرتوِ گرمی نمی‌تابد، ور به رویش برگِ لبخندی نمی‌روید؛ باغ بی‌برگی كه می‌گوید كه زیبا نیست؟ داستان از میوه‌های سر به گردون‌سایِ اینك خفته در تابوت پست خاك می‌گوید باغ بی‌برگی خنده‌‌اش خونی است اشك‌آمیز جاودان بر اسبِ یال‌‌افشانِ زردش می‌چمد در آن پادشاه فصل‌ها، پاییز. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ شاعر و صداخوانی 🎶 موسیقی متن 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍁 @shernosh
Aza'm ShamsAza'm Shams _ Char Fasle Omr.mp3
زمان: حجم: 12.1M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر و صداخوانی 🎶 موسیقی متن 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh