eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
تمام حادثه یک توده هیمه بود و شرر و آنچه ماند زمن خاک بود و خاکستر بدل به دود شد آن‌هم که بود در ذهنم از آن تناور پر میوه سبز بار آور وز آن پرنده‌ی آبی که آشیانش را گرفته بود دو دستم -دوساقه‌ام- در بر از آن حروف درخشان که بر زمرّد من شعاع سوزنی صبح می‌نگاشت به زر بدل به دود شد آری هرآنچه بود به جا از آن درخت که من بودم- آن منِ دیگر و آنچه خاطره‌ی آخرینِ من بوده ست همه کشاکش ارّه همه نهیب تبر نه هیچ می‌نگرم دیگر و نه می‌شنوم نه بر گلم نظری هست و نز پرنده خبر مرا به گردش تقویم و راز فصل چه کار؟ که نز خزان خطرم هست و نز بهار ثمر درخت‌های جوان‌تر! مرا به یاد آرید در آن بهار که گل می‌کنید رنگین‌تر نسیم‌های جوان‌تر حرامتان جز دوست به جای خالی من دیگری نشیند اگر "به باد می‌روم و می روم ز یاد شما" وزان شود چو به خاکسترم نسیم سحر ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
و کاش هرگز ندانی هوا چه بارانی است نفس چه سنگین و کوچه‌ها چه بی‌ حادثه اند و خانه زندانی که پشتِ زنگار پنجره اش انتظار ماسیده و کاش ندانی تمام این سال ها مرگبارترین فصل‌ها پاییز بوده است که بعد از تو رو به جاده ی شمال که میروم نه عطرِ دریا سرشار ترم می‌‌کند نه بوییدن ساقه‌های برنج عاشق ترم نه اندوهِ پر ابهتِ سبزِ جنگل ، شاعر ترم و کاش هرگز ندانی مشقتِ شب‌های بی‌ تو را مانوس شدن مرگی ‌ست هزار باره محو شدنی غم انگیز آرام آرام بی‌ امان و هزار باره ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
برای تو مینویسم که عزیزتر از جان شدی و لازم تر از نفس. عزیز دور، عزیز دست نیافته، عزیز بوسیدنی، عزیز قلبم، برای تو مینویسم که خواستم تورا در آغوش بکشم؛ ولی دستانم کوتاه بود. برای تو مینویسم که بوسیدنت آرزو بود. برای تو مینویسم که یک جهانی. مینویسم برای تمام روزهایی که قرار است نباشم. باشد که بدانی و بدانند که تورا دوست می داشتم؛ بسیار، بسیار... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
MohammadReza ShajarianMohammadReza Shajarian _ Chashme Narges.mp3
زمان: حجم: 9.5M
🔹 🔸 (سیاوش) ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ چه زیباست به یاد آوردن تو میان این همه ازدحام و خستگی‌های من... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
▫️ معرفی هنرمند: [Olga Boznańska] (۱۵ آوریل ۱۸۶۵ – ۲۶ اکتبر ۱۹۴۰) یک نقاش زن لهستانی در دوران امپراتوری اتریش_مجارستان در آغاز سدۀ بیستم بود و از نظر سبک با مرتبط بود، گرچه خود او این برچسب را رد می‌کرد. آموزش طراحی را ابتدا نزد مادرش که معلم یک مدرسه صومعه در ایمبراموویتس در نزدیکی کراکوف بود آغاز کرد. سپس بین سال‌های ۱۸۸۳–۱۸۸۶ پیش مربیانی مثل ، و به شاگردی پرداخت. وی پس از آن در مدرسه زنان "آدریان بارانیچکی" تحصیل کرد و در سال ۱۸۸۶ در نمایشگاه انجمن دوستان هنرهای زیبا کراکوف شروع به کار نمود. از سال ۱۸۸۶ تا ۱۸۹۰ در مدارس خصوصی "کارل کریکلدورف" و "ویلهلم دور" در مونیخ به تحصیل هنر پرداخت، و بیشتر خود را وقف پرتره‌ها، طبیعت‌های بی‌جان و گاهی منظره‌ها کرد. وی در سال ۱۸۹۸ به انجمن هنرمندان لهستانی "Sztuka" پیوست و در همان سال به پاریس نقل مکان کرد. سرانجام در سن ۷۵ سالگی در پاریس درگذشت. مشهورترین پرتره او در سال ۱۸۹۴ از یک کودک ناشناخته «دختری با گل داودی» می باشد. نقاشی‌های او را می‌توان در موزه‌های ملی "وروتسواو"، "کراکوف"، "پوزنان" ، "ورشو" و همچنین موزه "اورسی" در "پاریس و کا پسارو"_گالری بین‌المللی هنر مدرن در "ونیز" یافت. 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh