eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
زنی‌ دلم را لرزاند! بی هوا گفت دوستم دارد دلم ریخت روی دامَنَش، و گلهای دامن از خنده‌اش شکفتند! زنی که دلم را لرزاند، در آغوشِ یک بغل گل راه میرود که... پیاده روها از فرطِِ مستی، زیرِ قدم‌هایش میرقصند! گلهایی که عطرِ شعر میدهند و چون شراب مست میکنند! زنی که دلم را لرزاند یک خدای زیباست! که حرف هایم طعم نفس‌هایش را میدهند! و نوشته هایم رنگِ چشمانش را دارند! دوستش دارم، زنی که دلم را لرزاند... حتی اگر خیالی باشد محال! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
تو را صبحی مه آلود از دل یک خواب آوردم تنت را ریختم در شیشه مهتاب آوردم خریدم از پری ها جفت مروارید چشمت را و از اعماق دریا های بی پایاب آوردم خود من یافتم در قصه ها تخم نگاهت را تو را من کاشتم، من سایه بودم، آب آوردم بپرس این دست های هرزه ی آماده ی چیدن کجا بودند وقتی کالی ات را تاب آوردم؟ بریز از خویش زنبیل مرا ازخواستن پر کن برای شاخه هایت یک زمستان خواب آوردم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
بعضی چیزها را نمی‌شود گفت. بعضی چیزها را احساس می‌کنید. رگ و پی شما را می‌تراشد، دل شما را آب می‌کند، اما وقتی می‌خواهید بیان کنید می‌بینید که بی‌رنگ و جلاست. مانند تابلوئی‌ست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عینا همان تابلوست. اما آن روح، آن چیزی که دل شما را می‌فشارد، در آن نیست. ✍️ 📚 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
Sahar MohammadiSahar Mohammadi _ Shoore Hasti.mp3
زمان: حجم: 10.5M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ انتظار که چیز بدی نیست، روزنه امیدی‌ست در نا امیدی مطلق. من انتظار را از خبر بد، بیشتر دوست دارم. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
اولین لحظه ی دیدار تو را یادم هست اشتیاقِ دلِ تب دارِ تو را یادم هست زیر آن سروِ بلندِ وسطِ کوچه ی ما تپشِ قلبِ گرفتار تورا یادم هست زیر باران و خیابان و دو عاشق بی چتر خواهش بوسه ی بسیار تورا یادم هست ناز بود رونق بازار و نیاز از تو و من طمع چشمِ خریدار تو را یادم هست مانده امضای تو در دفتر شعرم آری انحنای خط خودکار تورا یادم هست داخلِ جیبِ چپِ پیرهن آبی رنگت پاکت خالیِ سیگار تو را یادم هست من در انبوهِ هجومِ شب و دلتنگی ها ساحلِ شانه ی هموار تورا یادم هست گرچه از خاطر تو قصه ی ما رفته ولی من هنوز پیچک دیوار تو را یادم هست.. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
میانِ شادیِ دیدار و انتظار، یکی همیشه قسمتِ مرد است از این دو کار یکی هزار دوست غمم را شنیده است ولی نیامده‌ست به یاری از این هزار یکی به سویت آمده‌ام با دو همسفر در راه دلِ شکسته یکی، جانِ بی‌قرار یکی تو پادشاهِ همه عالمی به تنهایی من از میانِ گدایانِ بی‌شمار یکی به بامِ هیچ‌کسی جز تو پر نخواهم زد که نیست مثلِ تو در خلق روزگار یکی! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
ای بوسه‌ات شراب و از هر شراب خوش‌تر ساقی اگر تو باشی، حالم خراب خوش‌تر بی‌ تو چه زندگانی؟ گر خود همه جوانی ای با تو پیر گشتن از هر شباب خوش‌تر جز طرح چشم مستت بر صفحه‌ی امیدم خطی اگر کشیدم نقش بر آب خوش‌تر خورشید گو نخندد صبحی تتق نبندد ای برق خنده‌هایت از آفتاب خوش‌تر هر فصل از آن جهانی‌ست، هر برگ داستانی ای دفتر تن تو از هر کتاب خوش‌تر چون پرسم از پناهی، پشتی و تکیه‌گاهی آغوش مهربانت از هر جواب خوش‌تر خامش نشسته شعرم در پیش دیدگانت ای شیوه‌ی نگاهت از شعر ناب خوش‌تر ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
رگ‌های این شعر را باید بُرید چرا که تنها خون می‌تواند تو را بنویسد بارها دیده‌بودم که خاطره‌ای از روی میز بیفتد عصری تَرَک بردارد یا نیمه‌شبی بشکند اما یک خانه یک کوچه یک شهر با تمام خیابان‌هایش... چه‌طور بگویم که باور کنید؟ چه‌طور بگویم که باور کنم؟ فقط یادم هست چون خرابه‌ای از پله‌ها بالا آمدم آجرهایم را از رویم کنار زدم استخوان‌ها را از آوارم بیرون کشیدم چهره‌ام را از صورتم کَندم زنگ زدم به مادرم، گفتم: سلام! من نیستم! نبودنم دلش گرفته بود می‌خواست با کسی... بعد بعد بعد یادم نیست فقط یادم هست آن‌روز چشم‌هام با قطار رفته‌بود و دستم طوری که انگار از خداحافظی تراشیده باشند در هوا سنگ شد و پاهام کوچه کوچه کوچه کوچ کردند و جوی کوچکی که از ایستگاه می‌گذشت از فکر کردن به سرنوشت گِل‌آلود بود فقط یادم هست چون درختی خشک به خانه آمدم و در را به‌روی همه‌ی فصل‌ها بستم مگر چمدانت چه‌قدر بود که تمام زندگی‌ام را با خودت بردی؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
خب میدانی؟ بدبختی از آنجا شروع شد که گفتیم ما منطقی هستیم یکی مان پرسید منطقی یعنی چی؟؟ آن یکی جواب داد، یعنی هر بلایی سرت آمد ،صدایت در نیاید… این شد که یارمان بد کرد و صدامان در نیامد عزیزمان مرد و صدامان در نیامد عشق مان رفت و صدامان در....نیامد!!! توی خانه، سر خاک، وسط سالن فرودگاه امام.. بجای اینکه گِل سرمان بگیریم و خودمان را چنگ بزنیم و فریاد بکشیم و شیشه بشکنیم تا نشکند، نرود، بماند، هی منطقی رفتار کردیم..ایستادیم و بغض مان را قورت دادیم و لبخند زدیم... مثل احمق ها دست تکان دادیم و گذاشتیم رفتنی ها بروند.. از خانه..از دنیا..از دست..از دل ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 (برنامۀ شمارۀ 268) ✍️ شعر و صدا ▫️ اجرای بخشی از شعر زیبای 🕊 ارائه شده در کانال فرهنگی ادبی 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ ترانه سرا 🎤 صداخوانی 🎶 موسیقی متن 🕊 ارائه شده در کانال ادبی 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍁 @shernosh