eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
رگ‌های این شعر را باید بُرید چرا که تنها خون می‌تواند تو را بنویسد بارها دیده‌بودم که خاطره‌ای از روی میز بیفتد عصری تَرَک بردارد یا نیمه‌شبی بشکند اما یک خانه یک کوچه یک شهر با تمام خیابان‌هایش... چه‌طور بگویم که باور کنید؟ چه‌طور بگویم که باور کنم؟ فقط یادم هست چون خرابه‌ای از پله‌ها بالا آمدم آجرهایم را از رویم کنار زدم استخوان‌ها را از آوارم بیرون کشیدم چهره‌ام را از صورتم کَندم زنگ زدم به مادرم، گفتم: سلام! من نیستم! نبودنم دلش گرفته بود می‌خواست با کسی... بعد بعد بعد یادم نیست فقط یادم هست آن‌روز چشم‌هام با قطار رفته‌بود و دستم طوری که انگار از خداحافظی تراشیده باشند در هوا سنگ شد و پاهام کوچه کوچه کوچه کوچ کردند و جوی کوچکی که از ایستگاه می‌گذشت از فکر کردن به سرنوشت گِل‌آلود بود فقط یادم هست چون درختی خشک به خانه آمدم و در را به‌روی همه‌ی فصل‌ها بستم مگر چمدانت چه‌قدر بود که تمام زندگی‌ام را با خودت بردی؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
خب میدانی؟ بدبختی از آنجا شروع شد که گفتیم ما منطقی هستیم یکی مان پرسید منطقی یعنی چی؟؟ آن یکی جواب داد، یعنی هر بلایی سرت آمد ،صدایت در نیاید… این شد که یارمان بد کرد و صدامان در نیامد عزیزمان مرد و صدامان در نیامد عشق مان رفت و صدامان در....نیامد!!! توی خانه، سر خاک، وسط سالن فرودگاه امام.. بجای اینکه گِل سرمان بگیریم و خودمان را چنگ بزنیم و فریاد بکشیم و شیشه بشکنیم تا نشکند، نرود، بماند، هی منطقی رفتار کردیم..ایستادیم و بغض مان را قورت دادیم و لبخند زدیم... مثل احمق ها دست تکان دادیم و گذاشتیم رفتنی ها بروند.. از خانه..از دنیا..از دست..از دل ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 (برنامۀ شمارۀ 268) ✍️ شعر و صدا ▫️ اجرای بخشی از شعر زیبای 🕊 ارائه شده در کانال فرهنگی ادبی 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ ترانه سرا 🎤 صداخوانی 🎶 موسیقی متن 🕊 ارائه شده در کانال ادبی 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍁 @shernosh
Shila Mova'hedShila Mova'hed _Cheshmaye Nazet.mp3
زمان: حجم: 5.5M
🔹 نام اثر ✍️ ترانه سرا 🎤 صداخوانی 🎶 موسیقی متن 🕊 ارائه شده در کانال ادبی تویِ اون چشمای نازت یه بغل ستاره دیدم رنگ زیبای بهارو از تو باغ غنچه چیدم توی اون چشمای مستت خودمو زدم به دریا با نگاه آسمونیت دلمو بردم به رویا توی اون چشم خمارت گلای اطلسی دیدم آسمونو ، شب ستاره پای چشمای تو دیدم منمو ، یه دنیا احساس تویی یو ، سبد سبد یاس برای باور بودن تویی یو رویای فرداس توی اون چشمای نازت یه بغل ستاره دیدم رنگ زیبای بهارو از تو باغ غنچه چیدم ▫️ پاییز _ آبان / 1389 🍁 @shernosh
زن نیستم که مثل تو میوه‌های توی تُنگ را شیرین تر از اصالتش نگه دارم ! و گلهای جهان ، _«مادر» صدایم کنند. زن نیستم که مثل تو جای زخم هایم را پنهان کنم لوله ی تفنگ را بگیرم به سمت " هیچکس " و برای بچه ها قصه ای از صلح و آزادی بگویم ! زن نیستم که مثل تو که گاهی مثل تو بشینم و شالگردن ببافم ببافم که سردش نشود ( برای معشوقی که با غریبه‌ها گرمتر بود ) ببافم، یکی زیر _ زیر بازی نمیکنم، مثل مردی که دوستش دارم !_ یکی رو _ رو راستم توی عشق، شکل کاری که عطر با مشام می کند_ بعد تابزنم برای روز مبادا دو دستی تحویل کمد بدهم، و دو دستی مثل مجرم ها همیشه طلبکار زیبایی‌ات باشند ! و چه می دانند ... که رازی ست میان تو و کمد میان کمد و تاریکی و پیراهن گلدارِ تنهایی که دوست دارد دشت را روی تن "تو" پرو کند ...! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
چیزی نمانده بی تو از من، حضرتِ فرهاد، دیدی جدایی بین ما هم اتفاق افتاد؟.. طوری نگاهم میکنی انگار در چشمت مثل تمام عکسهایم، رفته ام از یاد... اما عزیزم، خاطره های تو می رقصند در ذهنِ من چون قاصدکهای رها در باد.. هرشب غمت را می نوازم نُت به نُت با عشق در گوشه ی دل، دستگاهِ بغضِ بی فریاد.. می خواهم از لحن غزل آلودِ چشمت تا بگذاردم با زخمهایم، لحظه ای آزاد... نه بال دارم، نه هوای پر زدن، اما پر میکشم یک شب از اینجا، هرچه بادا باد... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
به کتابهایت حسودی ام میشود به مسواکت به پرندگانی که از دستهای تو دانه میخورند به فقیری که سر چهارراه دستش را به سوی تو دراز می کند به دختر گلفروش به سرمای زمستان به گرمای جیب بارانی ات و... به هر چیزی که بجز من دستهای تو را لمس میکنند جانِ من فقط یکبار دستهایت را به من بده قول میدهم که نگیرمشان!!! همین که چند دقیقه ای زیر سَرم باشند برای یک عمر زندگی کافیست. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
شعرنوش
به کتابهایت حسودی ام میشود به مسواکت به پرندگانی که از دستهای تو دانه میخورند به فقیری که سر چهارراه
حسادت می کنم به ساعت مچی ات که دستهایت را نوازش می کند به پیراهنت که آغوشت را قدم می زند به عینک آفتابی ات که به چشمهایت خیره شده حسادت می کنم به هر چیزی که تو را بیشتر از من داشته باشد حسادت می کنم و چقدر دلم می خواهد گل سر موهایت باشم هی بیافتم هی خم شوم هی بشکنم هی غصه ام را بخوری ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
و چقدر دروغ گفتن در پاییز راحت است وقتی یادت نمی آید کدام یکشنبه عاشق ترین زن دنیا بودم و کدام یکشنبه پیراهنت آنقدر آبی بود یادت نمی آید و سال هاست کنار همین شعر ایستاده ام و هی به ساعتی نگاه می کنم که عقربه هایش درست روی شش از کار افتاده اند... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
تو را در همه چیز در گلبرگهای خشکیده ی لای کتاب در تکه کاغذی مچاله توی کیف در عکسی دور از تابستانی سیاه و سفید تو را در اعداد یک شماره اشغال در عقربه های یک ساعت کهنه در صندلی های خالی یک پارک ..... تو را میبینم در همه چیزهای قدیمی در همه چیزهای مشترک جز در زنی که روبرویم ایستاده ! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
همه جا می بینمت به درخت و پرده و آینه نمی دانم اما تو مرا دنبال می کنی یا من ترا ای چشم شیرین زیبا به گلها می بینیم و می بینمت به گلها نشسته ای و می بینیم بر آب می نگرم و می بینمت در آب می لرزی و می بینیم تو مرا جست و جو می کنی یا من ترا ای چشم شیرین دلربا همه رویاهایم را نیلوفری کرده ای و همه خیال هایم را به بوی شراب آغشته ای همه جا گرمای خانه و جان و جهان است حضورت ولی چشم که باز می کنم نمی بینمت دیگر با آن که می دانم تو می بینیم همه جا من شیدای توام یا تو مرا گرفته ای به بازوی سودا ای چشم شیرین بی پروا ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh