eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
ای بهار آمده از سویِ چشمانش ای قناریِ مسافر در روشناییِ ماه مرا سوی او ببر هم‌چون غزلی یا ضربه‌ی خنجری که آواره و زخمی‌ام... باران و طنینِ امواجِ دوردست را دوست دارم... از اعماقِ خواب برمی‌خیزم تا به زنی زیباروی و دل‌ربا که روزگاری دیدم بیندیشم تا می بنوشم و شعر بگویم به دلبرم لیلی، به آن دهان‌مست و پاابریشمی بگو، بگو که بیمار و مشتاقِ اویم بگو که ردِ پاهایی بر قلب‌ام می‌بینم...! ✍️ [ سوریه، ۲۰۰۶-۱۹۳۴ ] 📝 برگردان 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
تا که بوییدم تو را از عطر گلها بیشتر در رگم جاری شدی روح مسیحا بیشتر ثانیه در ثانیه محو تماشای توآم میشود تصویر تو هر لحظه زیبا بیشتر آینه از دیدنت افسون آن گیرایی است مست اندام تو یا چشم فریبا بیشتر باز کن آغوش را تا غرق در گلها شوم عطر آغوش و تنت از باغ بودا بیشتر آبشار گیسوان بر شانه ام جاری کنی مستی ام هر لحظه از موی محنا بیشتر رنگ چشمان تو زیباترین تصویرها بیکران چشم تو از هر چه دریا بیشتر پهنه بین دو بازویت همه رویای من وسعت آغوش تو از دشت دنیا بیشتر من که از بی مهری سرمای دنیا یخ زدم تنگ تر گیرم به آن آغوش گرما بیشتر ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
از آن دورها آمده ام از سرزمین فاصله های بعید از دشت رازقی ها و نسترن ها از آنسوی زلالی دریاهاا از دیار پروانه ها آمده بودم به جستجوی تو تا نقش بزنم با بال پروانگی ام طرحی از عشق و نور بر تارک تاریک دنیای تو.... آمده بودم که قرارِ دل بیقرارت باشم صدای سکوت مبهم و طولانی ات.... آمده بودم آشنای کوچه های غریبِ خزان زده ایی باشم که آسمان دلت را بارانی کرد شانه ایی برای رهایی از بغض غروبهای پاییز و یا تن پوشی برای زمستانهای سرد دلتنگی ات و شعله ایی گرمابخش و نورانی برای کلبه ی متروک احساست اکنون نزدیک تر از چشم هایت پشت سیاهی نامتناهی مردمک هایت ایستاده ام افسوس آنقدر دور که انگار هیچ وقت نبوده ام ... صدایی خاموشم با لحن تنهایی .... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
Hengameh Ghaziani & Shora KarimiHengameh Ghaziani & Shora Karimi _ Bi Gharari.mp3
زمان: حجم: 9.8M
🔹 🔸 (بازیگر) ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ دلتنگی چيز بدی نيست،يادگار كسانی‌‌ست که بسیار دوستشان داریم اما از ما دورند... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
آن را که صبح و شام به رویِ تو منظر است در خانه بی‌بهانه، بهشتش میسّر است تنها دهانِ توست که دل را نمی‌زند قندی که در مکرّرِ خود نامکرّر است بی‌ منّتِ بهار زِ مجموعهٔ تنت گُل کرده باغِ خانگیِ من به بستر است حسنت چو نقشِ مانوی و نظمِ مولوی تصویرِ شاعرانه و شعرِ مصوّر است در عرضِ عمر با تو سفر کرده‌ام، نه طول تا هر دقیقه با تو به عمری برابر است خاك اخگرى حقير ز خورشيد؟ آه نه خورشيد اعظم از تن خاكى‌ت اخگر است شعرم كجا و عُرضه‌ى برتافتن كجا ؟ با قامتت كه شعر بلند مصوّر است منظور آفرينش و مقصود خلقتى غير از تو هر چه هست وجود مكرّر است من هيچ، حافظ ار بنشيند به وصف تو بايد سيه كند، همه هر جا كه دفتر است * ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
با سلام و عرض ادب اگر از کاربران محترم کسی ساکن زنجان به خصوص و اطراف آن هست با من در آیدی زیر ارتباط بگیرد. 🆔 @Arta_Rahimi
"عروسک‌باز" دختربچه‌ی پنج ساله‌ای که برای عروسکش مادری می‌کند، نیست. "عروسک‌باز‌" کسی‌ست که یک مجسمه‌ی بدونِ قلب و بدونِ مغز احتیاج دارد برای سرگرمی... برای بازی... برای یک شب عشق و حال! "عروسک‌باز" کسی‌ست که می‌گوید "موهاتو افشون کن و بیا باز دلو پریشون کن و برو!" عروسک‌بازها حالشان خوب نیست... زندگی را بلد نیستند! و عروسک ها... بیچاره عروسک ها انگار کاف تمسخر بچسبانی آخرِ عروس! بَزَکِ دستِ آدم‌هایی که آدم نیستند! عروسک‌ها همان هایی اند که عروس نمی‌شوند و فقط طرف را داماد می‌کنند! واژه‌ها را درست معنا کنیم! و عروسک نباشیم توی دست کسانی که از زندگی فقط بازی می‌خواهند! عروسکِ زیرِ دستِ عروسک‌بازها نباشیم! همین! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
دلم برای تو تنگ است. دلم برای تو که نمی‌دانم این‌ روزها کجایی، چه می‌‌کنی، تنگ است. دلم این مسافر هرروزۀ سرزمین دور، برای تو تنگ است. چیزی به روی خودم نمی‌آورم، و مثل یک زن معمولی، یک عابر معمولی، یک شهروند معمولی، از کنار دیگران می‌گذرم، دربرابر هرچه می‌پرسند سکوت می‌کنم، و از اینکه هیچ‌کس نمی‌داند چه بازیگرِ ماهری شده‌ام، غصه‌ام می‌گیرد.... ✍️ ❤️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
و شاید زیباترین خاطرات عاشقانه همانی ست که هیچ گاه تجربه اش نکردی همانی ست که هیچ وقت به آن نرسیدی با من از وصال نگو قانون طبیعت این است که هر چه بیش‌تر برسی میگَندی که آنچه بیش‌تر برسد می‌‌گَندد... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
همان طورى كه مغروران چگونه دل سپردن را نمى‌فهمند ماهى‌ها درون آب مردن را تو مى‌ترسانى ام از درد عشق اما نميدانى كه من آموختم از كثرت غم‌ها شمردن را ميان اين همه اشعار غمگين بر سر آنم بياموزم به انسان‌ها اصول غصه خوردن را بگیر از من تمام آنچه دارم را که چیزی نیست خدا از من نگیرد فرصت از یاد بردن را تو هرگز لذت محتاج بودن را نمی‌فهمی همان طوری که مغروران چگونه دل سپردن را… ✍️ ‏ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
شما زن ها را نمى شناسيد زن ها از همه چيز مى ترسند از تنهايى... از دلتنگى... از ديروز... از فردا... از زشت شدن... از ديده نشدن... از جايگزين شدن... از تكرارى شدن... از پير شدن... از دوست داشته نشدن... و شما براى رفع اين ترس ها نه نياز به پول داريد نه موقعيت و نه قدرت نه زيبايى و نه زبان بازى كافيست فقط حريم بازوانتان راست بگويد كافيست دوست داشتن و ماندن را بلد باشيد. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh