از آن دورها آمده ام
از سرزمین فاصله های بعید
از دشت رازقی ها و نسترن ها
از آنسوی زلالی دریاهاا
از دیار پروانه ها
آمده بودم به جستجوی تو
تا نقش بزنم با بال پروانگی ام
طرحی از عشق و نور
بر تارک تاریک دنیای تو....
آمده بودم که قرارِ دل بیقرارت باشم
صدای سکوت مبهم و طولانی ات....
آمده بودم
آشنای کوچه های غریبِ خزان زده ایی باشم
که آسمان دلت را بارانی کرد
شانه ایی برای رهایی از بغض غروبهای پاییز
و یا تن پوشی برای زمستانهای سرد دلتنگی ات
و شعله ایی گرمابخش و نورانی
برای کلبه ی متروک احساست
اکنون نزدیک تر از چشم هایت
پشت سیاهی نامتناهی
مردمک هایت ایستاده ام
افسوس آنقدر دور
که انگار هیچ وقت نبوده ام ...
صدایی خاموشم
با لحن تنهایی ....
✍️ #باران_مقدم
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Hengameh Ghaziani & Shora KarimiHengameh Ghaziani & Shora Karimi _ Bi Gharari.mp3
زمان:
حجم:
9.8M
🔹 #بی_قراری
🔸 #هنگامه_قاضیانی (بازیگر)
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
دلتنگی چيز بدی نيست،يادگار كسانیست که
بسیار دوستشان داریم
اما از ما دورند...
✍️ #پسر_مقدس
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
آن را که صبح و شام به رویِ تو منظر است
در خانه بیبهانه، بهشتش میسّر است
تنها دهانِ توست که دل را نمیزند
قندی که در مکرّرِ خود نامکرّر است
بی منّتِ بهار زِ مجموعهٔ تنت
گُل کرده باغِ خانگیِ من به بستر است
حسنت چو نقشِ مانوی و نظمِ مولوی
تصویرِ شاعرانه و شعرِ مصوّر است
در عرضِ عمر با تو سفر کردهام، نه طول
تا هر دقیقه با تو به عمری برابر است
خاك اخگرى حقير ز خورشيد؟ آه نه
خورشيد اعظم از تن خاكىت اخگر است
شعرم كجا و عُرضهى برتافتن كجا ؟
با قامتت كه شعر بلند مصوّر است
منظور آفرينش و مقصود خلقتى
غير از تو هر چه هست وجود مكرّر است
من هيچ، حافظ ار بنشيند به وصف تو
بايد سيه كند، همه هر جا كه دفتر است *
✍️ #استاد_حسین_منزوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
با سلام و عرض ادب
اگر از کاربران محترم کسی ساکن #خیابان_جمهوری زنجان به خصوص #میدان_جمهوری و اطراف آن هست با من در آیدی زیر ارتباط بگیرد.
🆔 @Arta_Rahimi
"عروسکباز" دختربچهی پنج سالهای که برای عروسکش مادری میکند، نیست.
"عروسکباز" کسیست که یک مجسمهی بدونِ قلب و بدونِ مغز احتیاج دارد برای سرگرمی... برای بازی... برای یک شب عشق و حال!
"عروسکباز" کسیست که میگوید "موهاتو افشون کن و بیا باز دلو پریشون کن و برو!"
عروسکبازها حالشان خوب نیست... زندگی را بلد نیستند!
و عروسک ها... بیچاره عروسک ها
انگار کاف تمسخر بچسبانی آخرِ عروس!
بَزَکِ دستِ آدمهایی که آدم نیستند!
عروسکها همان هایی اند که عروس نمیشوند و فقط طرف را داماد میکنند!
واژهها را درست معنا کنیم!
و عروسک نباشیم توی دست کسانی که از زندگی فقط بازی میخواهند!
عروسکِ زیرِ دستِ عروسکبازها نباشیم!
همین!
✍️ #مانگ_میرزایی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
دلم برای تو تنگ است.
دلم برای تو که نمیدانم این روزها کجایی،
چه میکنی،
تنگ است.
دلم این مسافر هرروزۀ سرزمین دور،
برای تو تنگ است.
چیزی به روی خودم نمیآورم، و مثل یک زن معمولی، یک عابر معمولی،
یک شهروند معمولی، از کنار دیگران میگذرم، دربرابر هرچه میپرسند سکوت میکنم،
و از اینکه هیچکس نمیداند چه بازیگرِ ماهری شدهام،
غصهام میگیرد....
✍️ #لیلا_کردبچه
❤️ #مخاطب_خاص
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
و شاید زیباترین خاطرات عاشقانه
همانی ست که هیچ گاه تجربه اش نکردی
همانی ست که هیچ وقت به آن نرسیدی
با من از وصال نگو
قانون طبیعت این است
که هر چه بیشتر برسی میگَندی
که آنچه بیشتر برسد میگَندد...
✍️ #علی_سلطانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
همان طورى كه مغروران چگونه دل سپردن را
نمىفهمند ماهىها درون آب مردن را
تو مىترسانى ام از درد عشق اما نميدانى
كه من آموختم از كثرت غمها شمردن را
ميان اين همه اشعار غمگين بر سر آنم
بياموزم به انسانها اصول غصه خوردن را
بگیر از من تمام آنچه دارم را که چیزی نیست
خدا از من نگیرد فرصت از یاد بردن را
تو هرگز لذت محتاج بودن را نمیفهمی
همان طوری که مغروران چگونه دل سپردن را…
✍️ #سید_تقی_سیدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
شما زن ها را نمى شناسيد
زن ها از همه چيز مى ترسند
از تنهايى...
از دلتنگى...
از ديروز...
از فردا...
از زشت شدن...
از ديده نشدن...
از جايگزين شدن...
از تكرارى شدن...
از پير شدن...
از دوست داشته نشدن...
و شما براى رفع اين ترس ها
نه نياز به پول داريد
نه موقعيت و نه قدرت
نه زيبايى و نه زبان بازى
كافيست فقط حريم بازوانتان راست بگويد
كافيست دوست داشتن و ماندن را
بلد باشيد.
✍️ #سیمین_بهبهانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
▫️ زیباییِ تو ...
زیباییِ تو
مذهبِ تازه ایست
که پیروانش
عابرینِ همین خیابانِ خسته اند
که هر روز
پیِ یافتن معجزه ای تازه
در قرنِ فراموشیِ خدایانند
زیباییِ تو
مذهبِ تازه ایست در خیابان
که کتابش را
شاعرانی چون من خواهند نوشت
که تفسیر کنند ...
کافیست روزی
دامنِ چاک چاکت را
لبهایت را سرخ کنی
گُل سرِ ارغوانیاَت را
به موهای قهوه ایاَت
به خیابان بزنی
تا ببینی
چگونه پشت خواهند آمد
این پیروانِ خسته از نبردِ خدایانِ مردانه
با دستَت آفتاب را پنهان کنی
بگذاری انگشتانت
با سیاهیِ دل قیرها
ترانه ی شادمانی بنوازند
زیباییِ تو
پیروانِ زیادی دارد
که حاضرند به خاطرِ تو
کودتا کنند
دیکتاتوران را بکُشند
به بانوانشان لبخند بزنند
به کودکانشان عشق بیاموزند
و برای معشوقه هایشان
هر روز گُلِ سرخ بخرند
زیباییِ توست
که جنگ را به حوالیِ خاورمیانه کشانده
اتم را به چشم هایمان
و فقر را
به جیب هایمان
بلند شو
بر نفرینِ خدایان بتاز
رها کن پیراهنت را در باد
و حدودِ امپراطوریِ تازه ات را
به سربازان نشان بده ...
بلند شو
بر خشمِ خدایانِ مَرد بتاز
پاییز را ببوس
تا بتکانند برگ ها...
بلند شو ...
فرمانی زنانه بده !
جهان را
به سرنوشتِ تازه ای دچار کن
از همین خیابان نَه
از فتحِ دست های من شروع کن ...
✍️ #مصطفی_هزاره
▫️ ( شاعر افغان )
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
عشق
صدای آواز عاشق مستی ست
که تلو تلو میخورد
و شعر شمعدانی ها را از بر میخواند!
عشق؛
منظره ای پشت بخار شیشه ی باران خورده است!
عشق؛
همان نفسی ست که عطر گلهای مریم را
میبرد تا عمق وجودت و دل بازگشت ندارد!
عشق...
اصلا عشق تویی،
که زیر چشمی نگاهت میکنم و دلم از آب شدن کوه قند شیرین می شود!
عشق منم؛
که دوست دارم امشب،
بیایم پشت پنجره ی اتاقت بنشینم و مهتاب را توی تختت تماشا کنم!
عشق ماییم که این جملات را
میخوانیم،
لبخند میزنیم و همدیگر را میبوسیم!عشق همین بوسه است.
✍️ #حامد_نیازی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh