eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
"عروسک‌باز" دختربچه‌ی پنج ساله‌ای که برای عروسکش مادری می‌کند، نیست. "عروسک‌باز‌" کسی‌ست که یک مجسمه‌ی بدونِ قلب و بدونِ مغز احتیاج دارد برای سرگرمی... برای بازی... برای یک شب عشق و حال! "عروسک‌باز" کسی‌ست که می‌گوید "موهاتو افشون کن و بیا باز دلو پریشون کن و برو!" عروسک‌بازها حالشان خوب نیست... زندگی را بلد نیستند! و عروسک ها... بیچاره عروسک ها انگار کاف تمسخر بچسبانی آخرِ عروس! بَزَکِ دستِ آدم‌هایی که آدم نیستند! عروسک‌ها همان هایی اند که عروس نمی‌شوند و فقط طرف را داماد می‌کنند! واژه‌ها را درست معنا کنیم! و عروسک نباشیم توی دست کسانی که از زندگی فقط بازی می‌خواهند! عروسکِ زیرِ دستِ عروسک‌بازها نباشیم! همین! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
دلم برای تو تنگ است. دلم برای تو که نمی‌دانم این‌ روزها کجایی، چه می‌‌کنی، تنگ است. دلم این مسافر هرروزۀ سرزمین دور، برای تو تنگ است. چیزی به روی خودم نمی‌آورم، و مثل یک زن معمولی، یک عابر معمولی، یک شهروند معمولی، از کنار دیگران می‌گذرم، دربرابر هرچه می‌پرسند سکوت می‌کنم، و از اینکه هیچ‌کس نمی‌داند چه بازیگرِ ماهری شده‌ام، غصه‌ام می‌گیرد.... ✍️ ❤️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
و شاید زیباترین خاطرات عاشقانه همانی ست که هیچ گاه تجربه اش نکردی همانی ست که هیچ وقت به آن نرسیدی با من از وصال نگو قانون طبیعت این است که هر چه بیش‌تر برسی میگَندی که آنچه بیش‌تر برسد می‌‌گَندد... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
همان طورى كه مغروران چگونه دل سپردن را نمى‌فهمند ماهى‌ها درون آب مردن را تو مى‌ترسانى ام از درد عشق اما نميدانى كه من آموختم از كثرت غم‌ها شمردن را ميان اين همه اشعار غمگين بر سر آنم بياموزم به انسان‌ها اصول غصه خوردن را بگیر از من تمام آنچه دارم را که چیزی نیست خدا از من نگیرد فرصت از یاد بردن را تو هرگز لذت محتاج بودن را نمی‌فهمی همان طوری که مغروران چگونه دل سپردن را… ✍️ ‏ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
شما زن ها را نمى شناسيد زن ها از همه چيز مى ترسند از تنهايى... از دلتنگى... از ديروز... از فردا... از زشت شدن... از ديده نشدن... از جايگزين شدن... از تكرارى شدن... از پير شدن... از دوست داشته نشدن... و شما براى رفع اين ترس ها نه نياز به پول داريد نه موقعيت و نه قدرت نه زيبايى و نه زبان بازى كافيست فقط حريم بازوانتان راست بگويد كافيست دوست داشتن و ماندن را بلد باشيد. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
▫️ زیباییِ تو ... زیباییِ تو مذهبِ تازه ایست که پیروانش عابرینِ همین خیابانِ خسته اند که هر روز پیِ یافتن معجزه ای تازه در قرنِ فراموشیِ خدایانند زیباییِ تو مذهبِ تازه ایست در خیابان که کتابش را شاعرانی چون من خواهند نوشت که تفسیر کنند ... کافیست روزی دامنِ چاک چاکت را لب‌هایت را سرخ کنی گُل سرِ ارغوانی‌اَت را به موهای قهوه ای‌اَت به خیابان بزنی تا ببینی چگونه پشت خواهند آمد این پیروانِ خسته از نبردِ خدایانِ مردانه با دستَت آفتاب را پنهان کنی بگذاری انگشتانت با سیاهیِ دل قیرها ترانه ی شادمانی بنوازند زیباییِ تو پیروانِ زیادی دارد که حاضرند به خاطرِ تو کودتا کنند دیکتاتوران را بکُشند به بانوانشان لبخند بزنند به کودکانشان عشق بیاموزند و برای معشوقه هایشان هر روز گُلِ سرخ بخرند زیباییِ توست که جنگ را به حوالیِ خاورمیانه کشانده اتم را به چشم های‌مان و فقر را به جیب هایمان بلند شو بر نفرینِ خدایان بتاز رها کن پیراهنت را در باد و حدودِ امپراطوریِ تازه ات را به سربازان نشان بده ... بلند شو بر خشمِ خدایانِ مَرد بتاز پاییز را ببوس تا بتکانند برگ ها... بلند شو ... فرمانی زنانه بده ! جهان را به سرنوشتِ تازه ای دچار کن از همین خیابان نَه از فتحِ دست های من شروع کن ... ✍️ ▫️ ( شاعر افغان ) 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
عشق صدای آواز عاشق مستی ست که تلو تلو میخورد و شعر شمعدانی ها را از بر میخواند! عشق؛ منظره ای پشت بخار شیشه ی باران خورده است! عشق؛ همان نفسی ست که عطر گلهای مریم را میبرد تا عمق وجودت و دل بازگشت ندارد! عشق... اصلا عشق تویی، که زیر چشمی نگاهت میکنم و دلم از آب شدن کوه قند شیرین می شود! عشق منم؛ که دوست دارم امشب، بیایم پشت پنجره ی اتاقت بنشینم و مهتاب را توی تختت تماشا کنم! عشق ماییم که این جملات را میخوانیم، لبخند میزنیم و همدیگر را میبوسیم!عشق همین بوسه است. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
Seyed Hesamadin SerajSeyed Hesamadin Seraj _ Hampaye Jelodar(Mix).mp3
زمان: حجم: 7.5M
🔹 (آلبوم نینوا) 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ جانان من برخیز باید بر جبل راند حکم است باید باره تا دشت عمل راند باید به مژگان رُفت گرد از طور سیمین باید به سینه رفت زینجا تا ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
آب اگر چه بی‌صداترین ترانه بود تشنگی بهانه بود من به خواب‌های کوچک تو اعتماد داشتم چشم‌های عاشق تو را به یاد داشتم می‌وزید عطر سیب سمت خواب‌های ساده و نجیب من به جست و جوی تو در هوای عطر موی تو رفت و آمد کبود گاهواره‌ها زیر چتر روشن ستاره‌ها تا هنوز عاشقم تا هنوز صبر می‌کنم ابر می رسد ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
لذتى در بغلم روزِ وداعش بگرفت كه همه روزه به فكرِ سفر انداخت مرا ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
سالهاست وقت خداحافظی می گوید «می بینمت»، «خداحافظ» نمی گوید. با گفتن «می بینمت» قول و قرار دیدار بعدی را می گذارد انگار، یک طوری که ته دلت قرص می شود به دوباره دیدنش. سفر که باشد زنگ می زند و می پرسد: «مراقب خودت که هستی؟!» یک طوری که اگر مواظب خودت هم نباشی عذاب وجدان می گیری و سعی می کنی به مراقبت. هیچوقت نمی گوید: «دوستت دارم...» تاکید می کند که: «می دانی که دوستت دارم...» یک جوری که از هر دوستت دارمی قشنگ تر است. بعضی آدم ها حرف نمی زنند، با کلمات بازی می کنند، راحت خرجشان نمی کنند. شعرشان می کنند، دلنشین تر، مهربان تر حتی، مادری می کنند برای کلمات. مثل مادر همین امروز صبح، با موهای سفید نقره ایش، وقتی مهربان نگاهم کرد و گفت: «تو که اینجا باشی پیر نمی شوم...» خصلت مادرها همین است گویا، بلدند شعر کنند جملات را... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh