eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
يهو حرفشو قطع كرد و چشم هاشو بست، هوارو بوكشيد و گفت: بوی چشم هاش میاد! پرسيدم:چشم هم مگه بو میده دیوونه؟ گفت:آره! بیشتر از تمامِ تن،بیشتر از دست ها...موها...لب ها! جالب اينه كه از راه دور هم میشه حسش کرد! از توی عکس، از پشت شیشه، از پشت مرگ حتی! لعنتى بوش هم حسابى موندگاره! با یه بار دیدن همچین تو ذهن و تنت حک میشه که تا عمر داری پاک نمیشه! یکیو میشناختم بوی یه چشم هایی تو جونش مونده بود که فقط یه بار از دور دیده بودش و همونجا تو ذهنش حک شده بود جوری که هنوز بعد سال ها داره دنبالش میگرده! اصلا این بوی چشم هاست که آدمو عاشق میکنه! وای بویِ چشم هاش! همین آدمی که الان رد شد رو دیدی؟ بوی چشم هاش شبیه اون بود، همون بویِ خُمارِ مِشکىِ يارِ قديمى رو میداد! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
خواب دیدم که خدا عاشق چشمان تو شد اشک ریزانِ دعا، دست به دامان تو شد مات و مبهوتِ از این خلقت زیبای عجیب آسمان را به تو بخشید و گُل افشان تو شد روسری از سر تو رفت عقب، ماه گرفت ماه پَرپَر شد و پَژمرد و به قربان تو شد چه شد این چشم منِ مُلحدِ افسانه پرست تار مویی ز تو را دید و مسلمان تو شد با دل سرکش بی عاطفه ی خسته ی من تو چه کردی که دلم گوش به فرمان تو شد آنقدَر از تو نوشتم همه جا پیش همه قصّه ی شاعری ام یکسره دیوان تو شد جگرم خون شده، ای کاش که می فهمیدی در خودش گم شده بود آنکه غزل خوان تو شد ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
لیلی! بی‌خط‌وخال باش با من بیا که خوب‌ترینم با من که آبروی عشقم با من که شعرم..، شعرم..، شعرم! وای... در من وضو بگیر سجاده‌ام، بایست کنارم رو کُن به من که قبله‌ی عشاقم وآن‌گه نماز را، با بوسه‌ای بلند، قامت ببند! لیلی! با من بودن خوب است، من می‌سرایمت! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
چه شد که پیشینیان ما به این نتیجه رسیدند که این دنیا دو خدا، اهورا مزدا و اهریمن، دارد؟ آنها هم لابد بدشان نمی‌آمد سر و ته ماجرا را با یک خدا به هم بیاورند و کار خودشان و بقیه را راحت کنند. بدشان نمی‌آمد ولی مانده بودند با این همه تناقض در جهان چطور کنار بیایند. مانده بودند چطور ممکن است جهان یک خدا داشته باشد آنوقت همین یک خدا، همین یک موجود قدر قدرت و صاحب نهایت آگاهی و خرد هم این همه نفرت ساخته باشد هم این همه عشق، هم رنج ساخته باشد هم آسایش. هم یک عده را سیر بخواهد، هم یک عده را از گرسنگی بمیراند. مانده بودند چطور ممکن است یک خدا یک سری پیغمبر بفرستد و بعد طرفدارانشان را به جان هم بیندازد. پیشینیان همه اینها را می‌دیدند و به نظرشان می‌آمد که نه همه اینها نمی‌تواند کار یک موجود یکپارچه باشد. خدا را چه دیدی؟ شاید حق با پیشینیان بود ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
روزها شب شد و شب‌ها همه بی‌دوست، سرآمد چه خبر بود که از هر که به جز او، خبر آمد؟ عمر خوشبختی کوتاه من، آن نیم نفس بود که پری‌وار من آن لحظه‌ی قدرم به بر آمد رقمم از چه قلم بود که در دفتر عمرم هر ورق از ورق پیش، غم‌انگیزتر آمد تازه از بدرقه‌ی درد به خویش آمده بودم که به مهمانیم از سوی تو دردی دگر آمد گله از دوست ندارد پر خونین من، آری سنگ، سنگی‌ست که از بخت سیاهم به پر آمد ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
ایهام و استعاره و تمثیل و نقطه چین... آسان که نیست شاعرِ چشمان او شدن! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
Mohammad MotamediMohammad Motamedi _ Panahe Akhar.mp3
زمان: حجم: 8M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ اگر بە دنبال پاییــز گشـتی آن را در هیچ جایی جـز دلـم جستجو مکن ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
بیدار می شوی به خودت صبح به خیر می گویی برای خودت چای می ریزی تکیه می دهی به خودت و فکر می کنی دلت برای چه کسی باید تنگ می شده است. چرا هیچ کس آنقدرها که باید خوب نبود که بی او این صبح پاییزی از گلوی آدم پایین نرود . ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
این کافه با سقف کوتاه، با قهوه های تلخ ، با نورهای مورب و مرده، تنها از" فرصت بوسه" میکاهد... برخیز در گریبان من، نور و روشنی جاریست... وسرانگشتانم، نوازش را جادو میکند! برخیز تا زیر نور ماه،ببوسمت! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
دلم برای تو تنگ است و این را نمی توانم بگویم؛ مثل باد که از پشت پنجره ات میگذرد و یا درخت ها که خاموش اند سرنوشت عشق، گاهی سکوت است. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
قرار نیست اتفاقی رخ دهد بیا آرام سیگاری دود کنیم زیر لب پِچ‌پِچ کنیم نیشخندی بزنیم به سیاست به زندگی به نامردی قرار نیست اتفاقی رخ دهد دیگر اتفاقی نمانده برای رخ دادن... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh